<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی - پاونا</title>
      <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1389</copyright>
      <lastBuildDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 13:24:47 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>به كجا چنين شتابان</title>
         <description>آقايان مسوول رسانه‌ي ملّي اي كساني كه برايتان كميت مهم‌تر است از كيفيت! اي كساني كه ثابت كرده‌ايد مهم اين است كه ديگران اين جامعه را سالم نكنند چه عيب اگر خودمان فاسدش بكنيم! به كجا چنين شتابان!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024392</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 13:24:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>من یک یهودی ام : پیشینه فلسطین </title>
         <description>عربیت و اسلامیت ، دو ویژگی ممتاز فلسطین دیروز و امروز است . البته این سخن به معنای آن نیست كه مسیحیان و یهودیان ، هیچگاه در فلسطین ساكن نبوده اند و یا تعلق خاطری به بیت المقدس ندارند ، بلكه مراد این است كه فلسطین در بخش اعظم تاریخ ، عرب و مسلمان بوده است . از این رو ، اعراب ِ مسلمان ِ فلسطینی ، تقدم و حقی ویژه در تملك و سكونت در آن دارند . وانگهی ، حكام و فرمانروایان فلسطین ، از قرن هفتم هجری به بعد ، همواره مسلمان بوده اند و این حقیقت ، فلسطینی بودن فلسطین را تاكید و تائید می كند .</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024391</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 12:40:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نشریات روشنفکری غرب زده و جریان اصلاح‌طلبی - قسمت اول </title>
         <description>ماه‌نامه «کیان» معروفترین نشریه روشنفکری دینی پس از انقلاب اسلامی در ایران است. حلقه‌ کیان به عنوان معروف‌ترین مرکز مطالعاتی نواندیشان و تجدیدنظرطلبان، در آغاز به توصیه شهید حسن شاهچراغی(از مدیران ارشد موسسه کیهان) برای ایجاد کانونی فکری و دینی تشکیل شده بود. این افراد به دعوت شهید شاهچراغی در مؤسسه‌ کیهان دور هم جمع شدند و به انتشار ماه‌نامه «کیهان فرهنگی» تا سال 1369 پرداختند.       
افراد حلقه کیان در آغاز تماماً دارای یک گرایش خاص نبودند و ترکیبی از لیبرال‌ها و چپ‌گرایان بودند. برخی از آنها نیز همچون سعید حجاریان، علیرضا علوی‌تبار، اکبر گنجی و عمادالدین باقی در دوره‌های مشخصی، در نهادهای امنیتی و حکومتی کشور مشغول بودند. اعضای این حلقه، هر هفته چهارشنبه‌ها در منزل یکی از اعضا دور هم جمع می‌شدند و با بازاندیشی افکار خود، به به بحث‌های معرفت‌شناختی و فلسفی، نقد وضعیت موجود، ترسیم نسبت دین و دنیا، چگونگی حضور دین در دنیای مدرن، نسبت دین و دموکراسی، دین و تجدد و غرب‌پژوهی پرداختند و به این نتیجه رسیده بودند که تلفیقی از تجربیات مثبت تمدن غرب و بومی کردن آنها با ارزش‌های ایرانی ـ اسلامی، بهترین راهکار برای توسعه در کشور است. اعضای این حلقه شیفتگی بسیاری به تمدن، علوم و مفاهیم جامعه مدرن غربی داشتند و به مرور زمان، از مواضع اصولی و دینی نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفتند و با شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی، به سوی تمدن و تفکر غربی و لیبرالیسم حرکت کردند. دگرگونی پایه‌های اندیشه‌های کسانی چون حجاریان و برخی سازمان‌دهندگان اصلی جریان سیاسی دوم خرداد، در این حلقه و تحت تأثیر آن شکل گرفت.           
شخصیت محوری این حلقه، دکتر عبدالکریم سروش بود که به ترجمه و انتقال مفاهیم جدید غربی با رنگ و لعاب عرفانی اسلامی با تأکید بر اشعار مولوی و تفکر غزالی مشغول بود. تلاش محوری وی، تلفیق و هماهنگی بین افکار مدرن غربی و اسلامی بود. اعضای این حلقه، ابتدا افکار و عقاید خود را در ماه‌نامه «کیهان فرهنگی»(در زمان سرپرستی حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی‌ در موسسه کیهان) به چاپ می‌رساندند. مقالات جنجالی سروش با عنوان «قبض و بسط شریعت» بحث و جدل‌ها و مخالفت‌های متعددی برانگیخت. کوشش سروش در مقالات قبض و بسط این بود که براساس مبانی معرفت شناختی لیبرالی، نسبی‌گرا و پلورالیستی و تردید در قداست علوم دینی و روایات فقهی، آنها را به عنوان بخش‌هایی از علوم انسانی معرفی نماید.
بعد از بسته شدن کیهان فرهنگی و استعفای خاتمی از مؤسسه‌ کیهان، این جریان به همراه برخی از نویسندگان مجله «زن روز» این موسسه، دسته‌جمعی از کیهان استعفا دادند و مجله‌ «کیان» را از اواخر سال 1369 و همچنین نشریه «زنان» راه‌اندازی کردند. ماهنامه کیان با مدیرمسئولی رضا تهرانی و سردبیری ماشاءالله شمس‌الواعظین شروع به کار کرد و اکبر گنجی هم در انتشارات موسسه فرهنگی صراط، درس‌ها و سخنرانی‌های سروش و همفکرانش را به سرعت چاپ و توزیع می‌کرد.    
لذا این نشریه در محافل علمی و سیاسی، ارگان روشنفکری دینی و نیز ارگان عبدالکریم سروش خوانده می‌شد؛ روشنفکرانی که سعی در سازگار نشان دادن آموزه‌های دینی و ارزش‌های مدرنی چون دموکراسی، پلورالیسم و حقوق بشر داشتند و فراتر از نشریه، محفلی برای وصل کردن حلقه‌ها و چهره‌های نوگرا و لیبرال و تربیونی برای تبیین اندیشه‌های لیبرال دینی بود.
عبدالکریم سروش نویسنده ثابت مجله کیان بود و روشنفکران و چهره‌های سیاسی چون محمد مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان، بهاءالدین خرمشاهی، اکبر گنجی، سعید حجاریان(با نام مستعار جهانگیر صالح‌پور)، محسن سازگارا، محمدجواد کاشی، حسین قاضیان، مراد فرهادپور، مرتضی مردیها، مجید محمدی، آرش نراقی، محسن آرمین، فاضل میبدی، مصطفی تاج‌زاده،‌ علیرضا علوی‌تبار، هاشم آغاجری، محسن کدیور، مصطفی رخ‌صفت و... در آن قلم می‌زدند.            
کیان فقط یک نشریه سیاسی فکری نبود، بلکه کم و بیش به ادبیات و هنر هم بها می‌داد. این ماهنامه، یک حلقه هنری هم داشت که شخصیت های ادبی و هنری در آن قلم می‌زدند که در شعر، شاخص‌ترین آنها مرحوم دکتر سیدحسن حسینی بود. رفتن پر سر و صدای سیدحسن حسینی به همراه قیصر امین‌پور(شاعر و نویسنده) و محسن مخملباف(فیلم‌ساز) از حوزه هنری، مشهور بود. البته بلافاصله بعد از تحولات دوم خرداد، اولین کسی که از آن حلقه جدا شد باز هم سیدحسن حسینی بود و مجدداً به حوزه هنری برگشت و به نقد ادبی و شرح غزلیات بیدل دهلوی پرداخت. در ادبیات، هم مصطفی مستور، اولین داستان‌هایش را در آنجا به چاپ رسانید.     
تلاش این حلقه فکری سیاسی در دوم خرداد سال 76 به بار نشست و پس از دوم خرداد، این حلقه به عنوان یک سایه موازی جنبش اصلا‌ح‌طلبی در پیشبرد برنامه‌های آن عمل کرد. البته به اعتقاد دکتر سروش، گشادگی و فضای باز سیاسی پس از دوم خرداد، به زیان کیان تمام شد، چراکه برخی از اعضای این حلقه ناهمگون، به نقد و جدل با یکدیگر و افشاگری درباره همدیگر پرداختند.
پس از انتخابات دوم خرداد 1376، سردبیر مجله کیان برای تأسیس روزنامه «جامعه» از کیان رفت. روزنامه جامعه اولین روزنامه جریان موسوم به دوم خرداد بود که بهمن همان سال به چاپ رسید. این روزنامه به مدیرمسئولی حمیدرضا جلایی‌پور و سردبیری شمس‌الواعظین(از تحریریه ماهنامه کیان) آغاز به کار کرد. از همان آغاز، این روزنامه ابداعات و ابتکارات تازه‌ای به کار بست. خودسانسوری نشریه با علامت {...} مشخص می‌شد. انتخاب تیترهای فرهنگی و حتی کنایه‌وار و طنز روزنامه نیز از ابتکارات این روزنامه بود. از دیگر موارد جالب روزنامه جامعه، ستون ثابت کاریکاتور بود و در حقیقت پای کاریکاتورها و کاریکاتوریست‌های سیاسی را به عرصه حرفه‌ای مطبوعات باز کرد، اگرچه پیش از آن، کاریکاتور در برخی نشریات کار می‌شد ولی ثابت نبود.           
دو روز بعد از توقف جامعه، روزنامه دیگری به نام توس(به مدیرمسئولی محمدصادق جوادی‌حصار و سردبیری شمس‌الواعظین) توسط همین تیم آغاز به کار کرد که در شماره اول خود، تیتر بزرگ «توس به جای جامعه» را چاپ کرد. بعداً همین تیم، روزنامه‌های عصر آزادگان و نشاط را منتشر کردند. نکته مهم اینکه در این نشریات شمس‌الواعظین، نقش محوری داشت و غالباً سردبیر و همه‌کاره نشریه بود. در این نشریات که به روزنامه‌های زنجیره‌ای معروف شدند ساختار شکنی‌های سیاسی، هنجارشکنی‌های اجتماعی، حمله به مقدسات و آموزه‌های دینی و همچنین توهین به مسئولان نظام و نهادهای انقلابی به کرات و تناوب مشاهده می‌شد. در همین سال‌ها بود که روزنامه ها و نشریات دیگری چون «صبح امروز»(به مدیرمسئولی حجاریان و سردبیری علیرضا علوی‌تبار)، «مشارکت» و «نوروز»، ارگان‌های حزب مشارکت(به مدیرمسئولی محسن میردامادی و سردبیری کریم ارغنده‌پور)، «نوسازی»(به مدیرمسئولی حمیدرضا جلایی‌پور)، «حیات نو»(به مدیرمسئولی حجت‌الاسلام سیدهادی خامنه‌ای)، «خرداد»(به مدیرمسئولی حجت‌الاسلام عبدالله نوری)، «گلستان ایران»(نزدیک به طیف افراطی دفتر تحکیم وحدت)، «بیان»، «فتح»، «آفتاب امروز»، «مناطق آزاد»، «بهار»، «زن»، «پیام هاجر» و... منتشر می‌شد. 
«راه نو» نام هم هفته‌نامه‌ای دیگر بود که به صاحب‌ امتیازی و مدیرمسئولی اکبر گنجی به تعداد ۲۱ شماره در سال ۱۳۷۷ منتشر می‌شد. این هفته‌نامه مباحثی در زمینه اندیشه سیاسی ایران را تعقیب می‌کرد و به چاپ گفتگوهایی با شخصیت‌های سیاسی ـ که اغلب از شمار اصلاح‌طلبان بودند ‌ـ می‌پرداخت. با انتشار روزنامه صبح امروز و تمرکز فعالیت گنجی در این روزنامه، انتشار آن متوقف گردید.    
افرادی که در این روزنامه‌ها و نشریات زنجیره‌ای قلم می‌زدند غالباً تکراری بودند و موضوعات نیز همچنین. هر یک فراز و فرودهایی داشتند ولی با مطالعه یک روزنامه، گویی بقیه روزنامه‌ها هم مطالعه شدند. منابع اصلی اخبار این روزنامه‌ها هم خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) و ترجمه اخبار خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و نشریات معروف جهانی مانند بی‌بی‌سی، سی ان ان و... بود. در این نشریات مقالات ترجمه‌ای و تلاش برای تقویت روابط ایران با کشورهای اروپایی و مذاکره با آمریکا و... فراوان منتشر می‌شد. در این نشریات نام چهره‌های سیاسی چون شمس‌الواعظین، محسن سازگارا، سعید حجاریان، حمیدرضا جلایی‌پور، صادق زیباکلام، عباس عبدی، علیرضا علوی‌تبار، محسن آرمین، سعید حجاریان، مسعود بهنود، غلامعباس توسلی، عزت‌الله سحابی، ابراهیم یزدی، بهمن کشاورز، مهرانگیز کار، موسی غنی‌نژاد، بهمن کشاورز، سعید رضوی فقیه، احمد زیدآبادی، عمادالدین باقی، سیدابراهیم نبوی، مرتضی مردیها، علیرضا رجایی، هوشنگ امیراحمدی و اکبر گنجی و... زیاد به چشم می‌خورد. کاریکاتوریست‌هایی چون هادی حیدری، داوود شهیدی، مانا نیستانی، جمال رحمتی و نیک‌آهنگ کوثر در آن روزنامه‌ها نیز حضور فعال و تکراری داشتند.     
فهرست اتهامات غالب این روزنامه‌های زنجیره‌ای شامل موارد زیر بود: نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، انتشار شایعات، تضعیف نهادهای انقلابی مانند سپاه پاسداران، تبلیغ علیه ارکان نظام جمهوری اسلامی و انتساب امور خلاف واقع، توهین به مسئولان نظام، دفاع و حمایت از افراد مخالف نظام، توهین به مقدسات و آموزه‌ها و شعائر دینی، نقد حقوق بشر اسلامی، ترویج فمنیسم، ترویج فرهنگ و ارزشهای غربی، تخلفات انتخاباتی با قصد تخریب علیه کاندیدای خاص، تطهیر اراذل و اوباش، اقدام علیه سیاست خارجی در جهت تحکیم سیاست نه شرقی نه غربی، تردید در حمایت از گروه‌های مبارز فلسطینی و لبنانی و همچنین دشمنی با اسرائیل، انتشار کاریکاتورهای تحقیرآمیز و اهانت‌ کننده، چاپ مطالب و تصاویر خلاف عفت عمومی و اشاعه منکرات و... البته ناگفته نماند که برخی از این روزنامه‌های زنجیره‌ای، با وجود آگاهی کامل از ضوابط انتشار نشریه، از روی عمد مطالبی منتشر کردند که توقیف شوند تا از یک‌سو مشکلات درون گروهی آنها پوشیده بماند و هم اینکه به نوعی مظلومیت نمایی کنند و فشار بیشتری بر جناح سیاسی رقیب یا نهادهای حکومتی وارد کنند.   
کیان هم به اتهام نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و اهانت به مقدسات و آموزه‌های دینی توقیف شد. نزدیک به یک دهه بعد از تعطیلی کیان، فصلنامه «مدرسه» با محوریت سروش دباغ(فرزند دکتر سروش) و تلاش وابستگان فکری جریان سروش در موسسه معرفت و پژوهش، خواست کار نشریه کیان ادامه دهد و پاتوقی برای روشنفکران سکولار و منتقد، ایجاد کند اما پس از شش شماره به خاطر نظرات پرسروصدای مجتهد شبستری درباره وحی و نبوت، از ادامه کار بازماند.

شما میتوانید نمونه ای از این القائات وشبهات فکری و اعتقادی که به صورت هدفمند توسط این نشریات دامن زده میشد را مشاهده نمایید : 

«به خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید»1  
 «اگر مجوز راهپیمایی به هرگروه بر اساس قانون داده شود، اشکالی ندارد. حتی علیه خدا» 2       
 «حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم های مستند هیچ مستند شرعی ندارد! کجای فقه آمده که گفتن و شنیدن این که پسری به دختری بگوید دوستت دارم ، حرام است؟» 3               
 «در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند . یکی موسیقی به نحوی که انسان هر وقت دلش خواست ضبط را روشن کند و یکی هم رقص و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت» 4          
 «نظریه ی غیرت دینی، ویران کننده ی اندیشه و فرهنگ و تمدن است» 5     
 «یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است» 6        
 «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است» 7
 «آن دسته از جوانانی که به مساجد روی می آورند یا کتب دینی را مطالعه می کنند، از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند! یعنی ضعفای نسل جوان از نظر فکری و روانی و کم اطلاع ترین آنها هستند» 8        
 «قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است» 9 
 «اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب داده اند، نه ابو فاطمه، حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مرد سالاری است» 10  
 «تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است» 11        
 «هیئت‌ها‌ی مذهبی، منشا خشونت اند» 12       
 «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است.اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود» 13        
 «برخورد با توهین کنندگان به مقدسات، چون منجر به اشاعه توهین می‌شود، خود اشاعه فحشا است» 14   

در تحقیقی که در رابطه با حجم و تعداد شبهات القایی این نشریات زنجیره ای انجام شده است ، حدود 2350 شبهه غیر تکراری در موضوعات مختلف توسط این نشریات ترویج و مطرح گردیده است که بیشترین تعداد این شبهات در زمینه انقلاب اسلامی است حال خود شما محاسبه کنید که اگر تعداد شبهات تکراری نیز ذکر می گردید این آمار به چه تعداد می رسید و از طرف دیگر واقعا می تواند انسان عاقل قبول کند که این حجم شبهه و القا مطالب غیر واقع بدون برنامه ریزی دقیق و هدفمند در راستای سست کردن پایه اعتقادات مردم و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته باشد.           


.1 کاظم اصفهانی. روزنامه ایران/ ۲۴ تیر ۷۹   
2. روزنامه ی آفتاب امروز ، 78/6/2 
3. محمد جعفر هرندی، هفته نامه ی آبان ، 78/11/9       
4. جهانبخش محبی نیا. آفتاب امروز ، 78/7/3   
5. عطا مهاجرانی. آریا، 79/1/16      
6. محسن کدیور.دانشگاه تهران ، سال 79         
7. نوشین احمدی،تیر ۷۷، ماهنامه جامعه سالم    
8. محمد مجتهد شبستری، ۱۵دی ۷۸، روزنامه فتح ص ۸ 
9. مهرانگیز کار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان      
10. مرضیه آذر افزا، ۱۳ مهر ۷۸، ماهنامه پیام‌ها‌جر        
11. سالار بهزادی، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز     
12. محمد قوچانی، ۲۰ فروردین ۷۹، عصر آزادگان        
13. عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط - ۷۸/۳/۱۲ ص۶   
14. عطا مهاجرانی، ۵ مهر ۷۸، اخبار اقتصاد


یادداشت موجود متنی است برگرفته از منابع زیر با تلخیص و تصرف

 1-   از کیان تا کیهان: جریان‌شناسی نشریات پس از جنگ تحمیلی نوشته یاسر عسگری ، ماهنامه سوره ، شماره 45 (زمستان 88)

2- جریان شناسی مطبوعات پس از انقلاب ، سخنرانی جناب آقای صفار هرندی در جلسه بیستم کانون گفتمان دینی

3- مشارکت و مجاهدین انقلاب، از انحراف تا فرجام/4 ، کاری از واحد سیاسی سایت رجا نیوز

4- نقش رسانه ها در پازل 18 تیر ، پژوهشی از مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

5-کتاب جنگ نرم ، نوشته داوود رنجبران ، انتشارات ساحل اندیشه تهران ، چاپ هفتم ، زمستان 88</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024390</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 10:10:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دستگیری عاملان حمله موشکی به کربلا</title>
         <description><![CDATA[<table border="0"><tbody><tr><td><p dir="rtl" align="center"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></p><p dir="rtl">&nbsp;</p><p dir="rtl" align="center"><img src="http://www.irupload.ir/images/zum2yvhitkx86o1yhzy.jpg" border="0" /></p><p dir="rtl">منابع خبری عراق از دستگیری عاملان حمله موشکی به شهر کربلای معلا خبر دادند. </p><p dir="rtl">&laquo;محمد العسكري&raquo; سخنگوی وزارت دفاع عراق با اعلام این خبر، خاطرنشان کرد: 5 نفر از متهمان عملیات تروریستی شب گذشته کربلا که منجر به شهید و زخمی شدن ده&rlm;ها تن از زائران شد، دستگیر شدند.</p><p dir="rtl">در همین رابطه &laquo;علی غیدان&raquo; فرمانده نیروی زمینی ارتش عراق، با بیان اینکه هدف تروریستها پرتاب این موشکها به نزدیکی حرمین مطهر بوده است، اظهار داشت: با انجام عملیات امنیتی در شهر کربلا، تروریست&rlm;ها در انجام اهداف خود ناکام ماندند. </p><p dir="rtl">گفتنی است شب گذشته بر اثر اصابت دو موشک کاتیوشا به منطقه&zwnj; &quot;السعدیة&quot; واقع در مرکز کربلا شش تن از زائران حسینی به شهادت رسیدند. </p><p dir="rtl">موشک اول به نزدیکی اداره مهاجرت و موشک دوم نیز به نزدیکی هتل القریش که در 700 متری مرقد امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل قرار دارد، اصابت کرد.</p></td><td rowspan="2" background="images/side_05.jpg"><p dir="rtl">&nbsp;</p></td></tr><tr><td>&nbsp;</td></tr></tbody></table><p dir="rtl">گزارش خبر معارف </p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024389</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 09:36:27 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بخش «جستار» پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افتتاح شد</title>
         <description><![CDATA[<div id="postbody"><p dir="rtl" align="center"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></p><p>&nbsp;</p><p align="center"><img src="http://www.irupload.ir/images/fc4t4edf4s0pftzguknq.jpg" border="0" /></p><p dir="rtl">همزمان با میلاد مسعود حضرت ولی&zwnj;عصر عجل&zwnj;الله تعالی فرجه الشریف، بخش تازه&zwnj;ای از پایگاه اطلاع&zwnj;رسانی حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای با عنوان &laquo;جستار&raquo; افتتاح شد </p><p dir="rtl">به گزارش خبر معارف ،همزمان با میلاد مسعود حضرت ولی&zwnj;عصر عجل&zwnj;الله تعالی فرجه الشریف، بخش تازه&zwnj;ای از پایگاه اطلاع&zwnj;رسانی حضرت آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای با عنوان &laquo;جستار&raquo; افتتاح شد.</p><p dir="rtl">هدف از ایجاد این بخش، بازیابی و انتشار مفاهیم بنیادین و کلیدواژه&zwnj;هایی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در طی بیست و یک سال گذشته، به تولید و یا بازتولید آن&zwnj;ها پرداخته&zwnj;اند.</p><p dir="rtl">فهرست تکمیل&zwnj;شونده &laquo;جستار&raquo; در ذیل هر واژه از سه بخش فیش، نمودار تحلیلی و مقالات تشکیل شده است.</p><p dir="rtl">شایان ذکر است هم اکنون این بخش &zwnj;در آدرس زیر قابل مشاهده است:</p><p dir="rtl"><a href="http://farsi.khamenei.ir/keyword-index">http://farsi.khamenei.ir/keyword-index</a></p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024388</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 07:48:13 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نشانه های مردانگی+عکس</title>
         <description><![CDATA[دوچرخه سواران بی ادب ایرانی که شایسته نام ملی پوش نیستند در <a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=56457" target="_blank"><font size="2">حرکتی خلاف شان یک جوان مسلمان ایرانی </font></a>اقدام به تبلیغ برای یک شرکت مشروب سازی نمودند و در مراسم اهدای جایزه خود فاجعه اخلاقی بزرگی را در تاریخ ورزش کشور رقم زدند.]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024387</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 06:23:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> استراتژی دشمنان در جنگ علیه امام مهدی(علیه السلام)</title>
         <description>شگفتا، گویی کسانی هستند که نمی‌خواهند این منطقه لحظه‌ای آرام و خالی از درگیری باشد، و مهم‌تر اینکه آنها می‌خواهند عراق را برای مدّتی بسیار طولانی، به صورت منطقه‌ای پر از آشوب و ناامن و میدان جنگ‌های مختلف درآورند و می‌خواهند توجیه‌هایی برای باقی ماندن نیروهای غربی در آن داشته باشند.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024386</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 03:12:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سانسور مواضع تاریخی امام در سایت موسسه حفظ و نشر آثار امام(ره)</title>
         <description>سایت خبری موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) به بهانه دفاع از آرمان های امام(ره)، مواضع اصیل و ناب ایشان را تحریف و سانسور كرد.
	

خبرگزاری فارس: به نقل از نشریه صبح صادق، سایت خبری موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) زیر نظر برادران انصاری اداره می شود، به بهانه دفاع از آرمان های امام(ره)، مواضع اصیل و ناب ایشان را تحریف و سانسور كرد.

این سایت در نوشته ای با عنوان «متن كامل منشور برادری امام خمینی (ره)»، به انتشار متن «منشور روحانیت امام خمینی(ره)» پرداخته است و اسف بارتر از همه آنكه نه تنها در این خبر از انتشار متن «كامل» منشور روحانیت خودداری شده است، بلكه مهم ترین قسمت های این پیام تاریخی كه در پاسخ به مواضع سال 67 آقای منتظری و هم چنین اشارات امام نسبت به خطرات جریان «روحانی نما و مقدس مآب»، «خطر مرجع سازی توسط دشمنان انقلاب برای مقابله با انقلاب»، «خطر بازگشت انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قوم به پست های كلیدی و سرنوشت ساز نظام»، «خطرات و مضرات لیبرال ها و تأكید امام بر اجازه ندادن به آنها برای بازگشت به امور كشور»، «بدهكار نبودن انقلاب به هیچ یك از احزاب و گروه ها»، «تأكید امام بر فقه سنتی و اجتهاد جواهری» و... سانسور و حذف كامل شده است.

متن كامل و بدون سانسور منشور روحانیت امام(ره) در جلد 21 از صحیفه امام(ره)، صفحه 273 الی 293 قابل رویت است، اما این سایت با انتشار 11 صفحه نخست آن، از انتشار 10 صفحه باقی مانده این پیام تاریخی خودداری كرده است. </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024385</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 02:40:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>میدان انقلاب تهران در تسخیر رژیم صهیونیستی!</title>
         <description>آنچه مردم در کمال ناباوری شاهد آن بودند، خود نمایی ستاره شش پر اسراییل در پوشش سازه مذکور است! سازه‌ای كه البته تصویر یک گل پنج پر در وسط آن دیده می‌شود. اما این گل پنج‌پر در محاصره شش جهته‌ی مثلث‌‌هایی که در کنار هم چیده شده‌اند و در كنار هم صدها ستاره داوود پدید آورده‌اند كه کل سطح سازه میدان انقلاب! را پوشش داده‌اند.
	
از روزی كه كار تخریب میدان انقلاب و مجسمه خروش ملت ایران آغاز شد، بسیاری سوالی در ذهن داشتند كه قرار است با این همه هزینه چه اتفاقی در این میدان بیافتد؟! میدانی كه برای ایرانیان خاطره انگیز و غرورآفرین و یادآور شکوه و عظمت این امت بوده و شور و خروش و غرور و غیرت مردم در آن به تصویر کشیده شده ‌است. میدانی كه فقط برای تهرانی‌ها نبوده و متعلق است به همه ایرانیان. میدانی كه همیشه میعادگاه صحنه‌های باشکوه برای ملت بزرگ ایران بوده است.
به گزارش صراط کار ساخت میدان از یک سازه منحنی وار شروع شد که برخی نقل قولها برای دفاع از این سازه مدعی بوده و هستند كه این فرم نماد هنر ایرانیان است. در حالی كه این حرف ادعایی بیش نبوده و نیازمند مراجعه به فرهنگ معماری ایرانی و بررسی فرمهای بکار رفته در آن است تا میزان قرابت آنها را با فرم سازه مذکور مشخص نماید.
با این همه سوالی كه در مقابل این مدعیان موجود است این است كه به راستی اگر عزیزان متولی، اینقدر نگران فرمهای اصیل ایرانی هستند چرا در مورد فرم هرمی مثلثی جدید مجلس شورای اسلامی نگران نیستند و آیا می‌شود پاسخ‌گوی این موضوع باشند که این فرم در کجای فرهنگ معماری ما جا دارد؟!
فرمی که بسیاری را به یاد هرمهای ماسونی می اندازد
با این وجود اما اصل ماجرا از زمانی آغاز شد که نماکاری و نازک کاری این سازه  آغاز گردید. زیرا مفاهیم و نماد‌های اصلی آرام آرام خود را از نقشه‌های روی کاغذ به صحنه دیدگاه مردم و عرصه عمومی کشاندند؛ و آنچه مردم در کمال ناباوری شاهد آن بودند، خود نمایی ستاره شش پر اسراییل در پوشش سازه مذکور است! سازه‌ای كه البته تصویر یک گل پنج پر در وسط آن دیده می‌شود. اما این گل پنج‌پر در محاصره شش جهته‌ی مثلث‌‌هایی که در کنار هم چیده شده‌اند و در كنار هم صدها ستاره داوود پدید آورده‌اند كه کل سطح سازه میدان انقلاب! را پوشش داده‌اند.
آنچه امروز در میدان انقلاب اسلامی به چشم می آید صدها ستاره شش پری است که در قلب پرچم نحس رژیم غاصب اسراییل جای گرفته است و برای صهیونیست‌ها دارای مفاهیم ویژه‌ای ‌است.

حال سوال اینجاست كه این اتفاق به دلیل بی‌اطلاعی یا بی‌توجهی هنرمند طراح و مسؤلین مربوطه موضوع بوده ؟ كه به این آشکاری مورد غفلت واقع شده است یا در این بین واقعا تعمدی وجود داشته است؟!
اتفاقی كه با کمال تاسف بعد از اجرایی شدن و صرف هزینه‌هایی گزاف از بیت المال صورت گرفته و این روزها شاهد خودنمایی این نماد منحوس در مركز و قلب استراتژیك تهران بزرگ هستیم.
و سوال دیگری نیز كه مسئولین باید پاسخگوی آن باشند این است كه آیا علایم و نمادهای رایج در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما جوابگوی نیاز طراح در بر آوردن خواسته های طراحی اش نبوده است که وی را بر آن داشته از این نشانه استفاده کند!؟ ستاره هشت پری که در اکثر بناهای فرهنگی و اصیل ایرانی بکار رفته ایرانی‌تر و اسلامی‌تر است یا ستاره شش پر اسراییلی؟!






















لازم به یادآوری است كه مقام معظم رهبری در بیاناتی كه در هفدهمین اجلاس سراسرى نماز در تاریخ۱۳۸۷/۰۸/۲۹ ارتباط با استفاده از نماد هابیان فرموده بودند به مسئولین متذكر این موضوع شده بودند كه
&quot;صهیونیستها هر نقطه‏ى دنیا كه خواستند یك ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره‏ى داوود را سعى كردند یكجورى رویش تثبیت كنند. كار سیاسى‏شان اینجورى است.&quot;</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024384</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 02:38:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سوالی از مصباح یزدی درباره هاشمی رفسنجانی</title>
         <description>
ظاهراً این جریانات اخیر جز سیاهی رنگی باقی نگذاشته است و بالاتر از سیاهی هم رنگی نیست!
سرویس سیاسی برجک
دانشجوی بسیجی : ما می‌خواهیم خیلی صریح صحبت کنیم. این جمع صمیمی با تعداد محدود هم دلیلش همین است. سؤال خیلی اساسی که در ذهن ما از قبل از انتخابات به وجود آمده، و از این جریانات فتنه اخیر خیلی قوی‌تر شده، این است که می‌بینیم از یک طرف شواهد عینی خیلی زیادی وجود دارد که شخص خاصی(هاشمی رفسنجانی) پشت خیلی از قضایا بوده است؛ ولی از طرف دیگر می‌بینیم که رهبری در جمع بسیجی‌ها یا در نماز جمعه حمایتی از او می‌کنند. وظیفه ما در این موضوع چیست؟

آیت الله مصباح یزدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

در این‌که رفتار و خط مشی و موضع‌گیری‌های بعضی اشخاص با مقام معظم رهبری متفاوت است، جای شکّی نیست، در رفتار شخصی، خانوادگی، در تفکرات فقهی، سیاسی و در خط مشی‌های سیاسی که ناشی از همین تفکرات و منش‌هاست. در این باره سؤالاتی مطرح می‌شود که چرا این اختلاف اصلاً وجود دارد؟ چرا اشخاص نظریاتشان با هم متفاوت است؟ دوم این‌که اگر این رفتارشان خطاست، آیا عذری دارند یا نه، قابل مؤاخذه هستند؟ سوم این‌که اگر این رفتارها درست نیست، رهبری باید چگونه با اینها برخورد کند؟ و سؤال آخر این است که ما چگونه باید رفتار کنیم؟
البته من الان روی شخص خاص تکیه نمی‌کنم، بطور کلی عرض می‌کنم؛ ولی تفاوت‌هایی هم بین این‌گونه اشخاص وجود دارد. بعضی‌ها در هیچ یک از این عرصه‌های فقهی یا سیاسی یا مدیریتی، توان کافی برای تشخیص و درک ندارند. شاید در بین اشخاصی که این روزها مطرح هستند، کسانی باشند که مصداق این فرض باشند. آن‌چنان معلومات کافی در معارف اسلامی و فقه اسلامی ندارند؛ ممکن است لباس روحانیّت هم داشته باشند؛ امّا آن‌چنان معلوماتی که واقعاً بینش صحیح دینی به ایشان بدهد، ندارند. از نظر درک سیاسی هم تاریخچة زندگی این افراد نشان می‌دهد که درک عمیقی ندارند. بیشتر تحت تأثیر دوستان و نزدیکان واقع می‌شوند. بنابراین، این‌که ما تفکّر آنها را نپذیریم، رفتار آنها را تأیید نکنیم و از آنها حمایت نکنیم، کاملاً موجّه است.
امّا در مورد این سؤال که آیا می‌توانیم بگوییم اینها نیّت‌شان  هم فاسد است؟ مثلاً ضد انقلابند یا عناد دارند؟ شاید برای کسانی که نشانه‌های زیادی داشته باشند، این اطمینان هم حاصل شود که نیّت پاکی هم ندارند؛ ولی لزومی ندارد که ما راجع به نیّت ایشان بحث کنیم. ما به رفتار کار داریم. می‌خواهیم ببینیم در عمل چگونه با اینها برخورد کنیم. روشن شدن نیّت‌شان با خداست، هر کسی باید در قیامت جواب خدا را بدهد. به هرحال ما حقّ نداریم از اینها حمایت کنیم. چرا که نه اسلام را درست شناخته‌اند، نه سیاست اسلامی را و نه مصلحت جامعه را درست درک می‌کنند. حمایت از اینها هیچ توجیهی ندارد. اگر صحنه‌ای پیش آمد که بین خط رهبری با خط آنها تضادّ وجود داشت، بدون شک باید خط رهبری را تأیید کنیم و در مقابل اینها بایستیم و باید تا حدّی که می‌توانیم عملاً از پیشرفت کارشان جلوگیری کنیم.
امّا این‌که چرا رهبری با اینها برخورد تند نمی‌کنند؟ مسئله‌ای است که پاسخش پختگی بیشتری در مدیریّت کلان جامعه می‌خواهد. شاید شما دوره اول ریاست جمهوری بعد از انقلاب را به یاد نداشته باشید و شاید بعضی از شما اصلاً آن وقت به دنیا نیامده بودید. می‌دانید آن رئیس جمهور با رأی نسبتاً بالایی انتخاب شد. در بیت خود امام هم كسانی از حامیان ایشان بودند. بعضی از فرزندان امام ـ‌ذکوراً و اناثاً‌ـ از او حمایت می‌کردند. در جامعه هم از قشرهای مختلف، حتّی از روحانیان از ایشان حمایت می کردند و بالاخره او رئیس جمهور شد. رفتار امام طوری بود که مردم خیال می‌کردند که خود ایشان هم با او موافق است و آن‌قدر این رفتار با سعه صدر توأم بود که امثال مرحوم دکتر بهشتی معترض شدند. دکتر بهشتی بسیار مرد پخته، عمیق و مدیر با حوصله و با سعه صدری بود؛ امّا کار به جایی رسید که ایشان هم معترض شد. ولی امام هم‌چنان متانت خودش را حفظ می‌کرد. تا روزی که همة مردم فهمیدند که این دیگر به درد ریاست جمهوری نمی‌خورد و مجبور شد با لباس زنانه از کشور فرار کند. بعدها ایشان فرموده بود: من از اول با این شخص مخالف بودم. در حکمی هم که برای تنفیذ ریاست جمهوری ایشان دادند، اشاره‌ای داشتند؛ ولی چون اوّل کار بود، خیلی توجه نشد.
منظورم این است که آنهایی که به ظاهر قضاوت می‌کردند، فکر می‌کردند که وقتی مثلاً بعضی از فرزرندان و نزدیکان امام از ایشان حمایت می‌کنند، امام هم مخالفتی با ایشان نمی‌کرد، مثل دیگران خدمت امام رفت و آمد می‌کرد. در آن اوجی که امام قرار داشت، مصلحتی می‌دید که امثال ما نمی‌توانند درست آنرا درک کنند. امام ثابت کرد که خیلی بهتر از دیگران می‌فهمد چه کار باید کرد. البته دیگران را از انجام وظایفشان نهی نمی‌کرد. از دار و دسته آنها و از کارهایی که می‌کردند و حرف‌هایی که می‌زدند هم انتقاد می‌کرد؛ امّا این‌طور نبود که به شخص رئیس جمهور بگوید: تو به عنوان رئیس جمهور لیاقت نداری، یا بگوید: باید کنار بروی.
با توجّه به این نکته شما می‌توانید پاسخ بعضی سؤالاتتان را بگیرید. این‌که چرا مقام معظم رهبری آنجاهایی که ما حتّی یقین داریم که فردی صالح نیست، ایشان باز هم در شرایطی به صورتی حمایت می‌کنند، در یک کلمه باید گفت: ایشان افقی را می‌بیند که حفظ یک مصلحت اقوا و اهمّ دینی است. این مسئله باید به جایی برسد که همه مردم حقیقت را بفهمند. یک جمله از امیرالمؤمنین ـ‌صلوات الله علیه‌ـ در جریان قیام مردم علیه عثمان یادم آمد. در نهج البلاغه تعبیری دارد كه مضمونش این است: من به کشتن عثمان امر نکردم، نهی هم نکردم. اگر امر کرده بودم، قاتل او بودم.
حاصل این است که گاهی رفتاری از یک شخصی یک معنایی دارد و از دیگران معنای دیگری. این رفتار از آن شخص کاملاً صحیح و بجاست، امّا دیگران نباید از آن تقلید کنند. اینجا جای تقلید نیست. این‌گونه رفتار مقتضای آن مقام است، نه مقتضای حق آن شخص. او در مقام و در قلّه‌ای قرار دارد که بسیاری از افق‌های اطراف را باید ببیند، جرح و تعدیل کند، مصلحت و مفسده‌ها را با هم بسنجد و در مقطع نسبتاً طولانی مصلحت‌ها را با هم مقایسه کند. امّا دیگران این‌گونه مسؤولیّتی ندارند. آنها باید زمینه را فراهم کنند، برای این‌که او بتواند آنچه را مصلحت اصلی می‌داند، اعمال کند. این‌که مقام معظم رهبری می‌فرماید: هر کس هر چه می‌داند باید بگوید، روشن‌گری کنید؛ البته سعی کنید آنچه می‌دانید، درست باشد. اگر از ایشان سؤال کنیم: آقا، آیا شما هر چه را می‌دانید می‌گویید؟ قطعاً خواهند گفت: نه، من خیلی چیزها را می‌دانم ولی نمی‌گویم و نباید بگویم؛ امّا وظیفه من غیر از شماست. به هرحال، مقتضای ایمانی که ما، هم به اصل ولایت فقیه و هم به شخص ولیّ فقیه داریم و تجربه بیست ساله (بیش از بیست سال است که ایشان پست جانشینی ولی عصر ـ‌صلوات الله علیه‌ـ را عهده‌دار هستند) نشان داده است که رأی ایشان و رفتار ایشان صائب است. خیلی جاها ما فکر می‌کردیم باید به گونه دیگر رفتار کرد؛ بعد معلوم شد ایشان درست می‌گفتند. معنای پذیرفتن ولایت مطلقه فقیه همین است؛ ولی ممکن است برای آدم سؤال مطرح ‌شود. این عیب ندارد که سؤال کنند و جواب را بهتر و شفاف‌تر بدانند. در یک کلمه ایشان وظیفه دارند که حتی‌المقدور به آتش فتنه دامن نزنند و بهانه به دست فتنه‌جویان ندهند؛ امّا دیگران هم وظایفی دارند که باید در موقع خودش انجام دهند و یکی از وظایف مهم که در همین بیانات اخیر ایشان بود، مسئله روشن‌گری است که همه باید این وظیفه را در حدّ توان خودمان، در آنجائی که مفاسد بیشتری بر آن مترتب نمی‌شود، انجام دهیم. این راجع به این سؤالتان بود. نمی‌دانم به قدر کافی روشن شد یا نه؟ 

سؤال یكی دیگر از دانشجویان:
البته بحث ما بر سر وظیفه خودمان است. ما اگر این کار را بکنیم، به این فتنه آتش زده می‌شود یا نه؟

آیت الله مصباح یزدی:
ظاهراً این جریانات اخیر جز سیاهی رنگی باقی نگذاشته است و بالاتر از سیاهی هم رنگی نیست!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024383</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 02:37:06 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>استیضاح رهبری یا افتضاح ضد انقلاب</title>
         <description>نامه سرگشاده کدیور به آیت الله رفسنجانی

برخی از نارسائی ها ریشه در شیوه زمامداری بنیانگذار جمهوری اسلامی دارد.محسن کدیور یکی از اعضای مرکزی ضد انقلاب در لندن چندی پیش طی نامه ای سرگشاده به رئیس مجلس خبرگان بار دیگر به بازیگری در نقشی که مدتی است...
  به گزارش برجک محسن کدیور یکی از اعضای مرکزی ضد انقلاب در لندن چندی پیش طی نامه ای سرگشاده به رئیس مجلس خبرگان بار دیگر به بازیگری در نقشی که مدتی است به وی محول شده است (یعنی تخریب و تضییع جایگاه خبرگان و ولایت مطلقه فقیه) پرداخته است غافل از آنکه نکات قابل تأملی را در افشای اغراض شوم و پنهان خط نفاق و ضد انقلاب به دست آگاهان یا اهالی دیار بصیرت داده است و بر خلاف آنچه در اندیشه اش خطور کرده است نامه ی او تیشه ای دیگر بود به ریشه ی شجره ی خبیثه ی گمراهان و منحرفان معتکف در دربار امپراطوری بریتانیای کبیر!!!

در ذیل مختصراً  به برخی از این نکات اشاره خواهد شد:

*کدیور: &quot;به بازنگری  قانون اساسی در آذر 1368 به دلیل ورود ولایت مطلقه رأی منفی دادم.&quot;

انحرافات عمیق امروز ریشه در برخی کج فهمی های آمیخته به غرور دیروز را داشته است که منجر به تبعیت از امثال رجوی در رأی ندادن به قانون اساسی گشته با بیان این جمله در نامه عدم اعتقاد به رکن رکین قانون اساسی جمهوری اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه که امام(ره) آن را هدیه ی الهی و رمز بقای کشور دانسته افشا نموده و دروغین بودن شعار عمل به قانون اساسی را بیش از گذشته رسوا نمود.

*کدیور:&quot;برخی از نارسائی ها ریشه در شیوه زمامداری بنیانگذار جمهوری اسلامی دارد.&quot;

ظاهراً حضرات مقیم لندن که در ادبیاتشان فرار به دشمنان قسم خورده ملت قرابت معنایی قابل توجهی با تبعید!یافته است(کدیور: تنها راهی که باقی مانده این است که در تبعید نامه سرگشاده نوشت!!!) برخلاف آنچه امروز ابراز می کنند اعتقاد قلبی بسیار وقیحانه تری داشته و نائب امام زمان(عج)،امام عزیز ما ،شاخص اصلی انقلاب پیرمرادی که بی شمار مریدانی را به گوشه ی چشمی از حضیض ناسوت به اوج لاهوت رسانده و راکب بال ملائک نموده است را ریشه ی نارسایی های امروز می دانند. پرده ی نفاق کم کم به کنار رفته و دشمنان زخم خورده ی امام راحل عظیم الشأن ما از لوای نام مسروقه خط امام بیرون آمده اند و آن تدبیری را که دشمنان لب به تحسین آن گشوده اند را «ریشه ی نارسایی» نامیده اند و گستاخانه اندیشه های باطل و پلید خویش را عیان می کنند.

*کدیور:&quot;بر اساس بیانیه های پایانی اجلاس های خبرگان مجلسی فرمایشی و دست نشانده است که انگار جز مدح و ثنای رهبری وظیفه ای ندارد. تصویری که این بیانیه ها و نطق های قبل از دستور در اذهان عمومی ترسیم کرده است،«مجلس ثنا» است که خاطره ی تلخ «وعاظ السلاطین» را در ذهن تداعی می کند.&quot;

ایشان که در اوایل نامه اکثر مجتهدان عادل خبرگان را سوگند شکن می نامد در این فراز وقاحت را به حد اعلی می رساند و خبرگان و برگزیدگان و عالمان محترم بلاد را مجیزه گو دانسته ، آنها را وعاظ السلاطین می نامد.

مجلس خبرگان که از ارکان مشروعیت انقلاب و رهبری است را مورد هجمه هایی  عوامانه قرار داده و آن را «مجلس فرمایشی و دست نشانده» نامیده و اوج کینه و غیظ قلبی خویش را نشان داده و با این فحاشی ها اولاً شأن علمی و عدالت خود را نمایانده و ثانیاً برگ زرین دیگری بر عملکرد روشن و افتخارآمیز خبرگان با این ابراز خشم افزود و اثباتی بر صحت اقدامات خبرگان بوده است که دشمنان را این چنین منفعل نموده است.

*کدیور:&quot;در حالی که کلیه سمت های انتخابی قانون اساسی مدت دار است،به چه دلیل سمت رهبری با اختیارات گسترده اش مادام العمر باشد؟&quot;

متأسفانه ایشان با تمام ادعاهای پر سر و صدایشان برخی از مسائل حقوقی را در این نامه مورد اشاره قرار داده است که مدت ها پیش حدود سی سال قبل این سؤالات ابتدایی مطرح و مراجع و دانشمندان علوم مختلف به آنها پاسخ داده اند؛مثلاً «چرایی منع عضویت بانوان در مجلس خبرگان رهبری» و یا همین بحث مادام العمر بودن دوره ی رهبری. البته امیدواریم ایشان جهلاً چنین سوالاتی نموده باشند نه عمداً و با عناد! زیرا در هیچ اصلی از قانون اساسی بحث از مادام العمر بودن نیست بلکه تمام مقامات جمهوری اسلامی محدود و غیر دائمی است.لکن برخی محدود به زمان و برخی محدود به شرایط. یعنی برخی از مقامات و مسئولیت ها سررسید زمانی دارد مانند ریاست جمهوری و برخی محدودیت و سر رسید شرایطی دارند مانند رهبری که در آنی که برخی شرایط مانند عدالت،تدبیر و... را ار دست بدهند منعزل خواهد شد. لذا این مغالطه ارائه شده توسط ایشان مانند بسیاری از مسائل حقوقی یا بهتر بگویم سفسطه های ایشان پاسخ های بسیار روشن و ابتدایی دارد که حاکی از عدم عمق فکری به اصطلاح مغزهای متفکر جنبش سبز می باشد.
از این موارد و ده ها مورد دیگر عبور می کنیم و آخرین جمله را به مخاطب اصلی نامه یعنی جناب آقای هاشمی رفسنجانی بیان می کنیم. جناب آقای هاشمی در سال گذشته عملکرد و سخنرانی های شما ابهامات بسیاری را در فضای سیاسی ایجاد نموده لذا امید است این روزها به جای اندیشه هجرت به قم این بار بسیار محکم به وظیفه ی خویش عمل نموده و ضمن پاسخ غیر مکتوب به این نوع نامه نگاری ها که هدفی چون لجن پراکنی در فضای سیاسی را دنبال نمی کنند پاسخ داده و باب سناریوی این گونه نامه نویسی ها را مانند  آنچه که چندی پیش سید حسن خمینی نیزمخاطب آن قرار گرفت و البته ما با سکوت معنادار ایشان مواجه شدیم ، برای همیشه خاتمه دهید. </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024382</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 02:35:25 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>....</title>
         <description>کسانی که لیبرالیسم را چماق می کنید و بر سر اسلام می زنید! شما یا احمق هستید یا خود را به حماقت زده اید؟!
اگر یک فرد عادی نداند، گمان کنم شما به خوبی بدانید وقتی:
دولتهای آلمان و فرانسه و آمریکا مصوبه می گذرانند و بانک ها و کارخانجات را کم کم دولتی می کنند، یعنی چه!
انقدر سواد دارید که بفهمید وقتی دولت به کمک اقتصاد می آید و آن هم نه یک دولت ضعیف و جهان سومی، بلکه دولتی که در اقتصاد و سیاست جهان مداخله و نقش تعیین کنند دارد، یعنی مرگ لیبرالیسم.
با چنین وضعیتی که برای لیبرالیسم و نئولیبرالیسم پیش آمده، آقایان مدرنیته باید روشن کنند که چگونه می خواهند جامعه را اداره کنند</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024381</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 00:51:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تنش زدایی به سبک اصلاحات</title>
         <description>تنش زدایی با استکبار و اسرائیل یعنی چی؟ یعنی هر حرفی که قبلاً ما یا امام زد، پس بگیریم و بگوییم غلط کردیم!
</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024380</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 08 مردادماه 1389 00:09:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>به سبک آنگولاساکسون</title>
         <description>در آزادترین کشور دنیا، از 140 سال پیش تا کنون فقط دو حزب وجود دارد که تفاوت این دو حزب، همانند فرق پپسی کولا با کوکاکولا است.
</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024379</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 23:35:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>29</title>
         <description>غربي‏ها در حالی كه ما را قتل عام و غارت مي‏كردند از مدارا و ترقی و مدرنیته سخن مي‏گفتند و مدرن شدن را غربی شدن و سكولاریزه شدن، معنا مي‏كردند كه به مفهوم ترك دین و اخلاق و زیر پا نهادن استقلال ملی، غرور انسانی و منابع اقتصادی كشور بود و هرگونه مقاومت مردمی در برابر اشغالگری و كودتاهای امریكایی و انگلیسی و صهیونیستی را نوعی توحّش و مقاومت در برابر مدرنتیه مي‏خواندند. 
</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024378</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 21:36:49 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آیا احتمال حمله به ایران وجود دارد</title>
         <description>سخنان روزهای اخیر سید حسن نصرالله و همچنین مواضع احمدی نژاد و خبرهای پشت پرده از تصمیمات جدید گنگره امریکا نشان از تحولاتی در خاورمیانه و احتمال بروز تنش هایی است که برخی آن را برنامه ریزی امریکا و اسرائیل برای حمله به ایران و البته رئیس جمهور احمدی نژاد آن را برنامه ریزی برای حمله به یک یا دو کشور دوست ایران و نزدیک به ایران تعبیر می نماید... اما واقعا جنگ در راه است...


موضوع جنگ در سالهای اخیر برای ایرانیان به امری عادی تبدیل شده و در بخصوص ۶ سال اخیر هر ساله امریکا یکی دو بار در سال شایعه حمله به ایران را مطرح کرده که بیشتر به عنوان یک جنگ رسانه ای مطرح بوده است // به قول یکی از مسئولین ارشد سپاه که ۳ سال پیش می گفت امریکا اگر یک درصد امکان پیروزی در این جنگ را می داد بدون درنگ تا کنون به ایران حمله کرده و حتی برای آماده کردن ذهن مردم دنیا هم صبر نمی کرد و دلیل حمله نکردنشان هم این است که تا کنون هیچکدام از معادلاتشان در ایران درست از آب در نیامده //

اکنون می توان دلیل این جنگ رسانه ای جدید را فشار چند برابر بر ایران قلمداد نمود تا از طرفی با تحریم های صورت گرفته و از طرف دیگر با تحولات اقتصادی مطرح در کشور و برخی فشار های بین المللی و برخی فشارهای داخلی و تحرکات خاص برخی سیاسیون ضد انقلاب مسئولین و مردم تحت فشار وانی سخت تری قرار کرفته و تا حدی در مواضع خود کوتاه بیایند...

البته شاید در این میان برای تضعیف روحیه مسئولین و حتی مردم حمله به لبنان و حتی سوریه نیز عملیاتی شود تا امریکا و اسرائیل علاوه بر فشار به ایران یکی دو تا از حامیان اصلی ایران را در منطقه که عامل اصلی خطر برای اسرائیل محسوب می گردند از دور خارج نماید...



در پایان لازم است موضع گیری سید حسن نصرالله را در خصوص ایران که ۴ سال پیش در خصوص حمله نظامی به ایران مطرح شده بود یاد آوری گردد :

سید حسن نصر الله : اگر کوچک ترین تعرضی به جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد حزب الله با تمام توان خود اسرائیل را ظرف ۲۴ ساعت مثل آیینه ای خورد خواهد کرد.



فرمانده سپاه قدس هم در همان زمان این نکته را بیان نمود : سپاه قدس آمادگی دارد در صورت حمله امریکا یا هر کشوری به جمهوری اسلامی ایران در کوتاه ترین زمان ممکن تمامی منافع امریکا را در سراسر دنیا بخطر خواهد انداخت ...</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024377</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 20:55:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>میرحسین موسوی یک قاتل است! شک نکن.</title>
         <description> اگر سرت هنوز به گردنت سنگینی می کند ، اگر هنوز نفس می کشی، اگر هنوز تنگ دل همسر علامه ات نشسته ای ، همه را و همه مدیون لطف و رحمت و سعه صدر رهبرمان هستی . معاویه هم  هر ساعت تنفسش بعد از جنگ ، مدیون کرامت علی بود و الا مالک با تیغ از نیام بیرون آمده تا دم در خیمه اش رفته بود و حماقت یک مشت اشباه الرجال مالک را برگرداند امــــــا

خوب بدان ، اینجا  کوفه نیست ....

میلیون ها مالک دارد علی زمانه ، نه دی و 22 بهمن تا دم در خیام تکا تک سران فتنه خروش کردند  امــــا اگر طوفان نکردند این بار نه به خاطر فشار بر علی که بلکه از بزرگواری و سعه صدر ماه پاره شان بود ، با سر انگشت اشاره اش آرام شدند و به نسیم بودن اکتفا ورزیدند که همین نسیم سیلی حیدری محکمی بود زیر گوش تو و آن دو تا خنگ دیگر &quot;لعن علی عدوک یا حیدر ،موسوی و آن دو تا  پت و مت دیگر&quot; ... </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024374</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 19:05:56 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ديكتاتوري كروبي در بنياد شهيد</title>
         <description><![CDATA[<div align="right">همسر شهید مرتضی پالیزوانی خاطرات تکان دهنده ای از رفتار دبیر کل حزب اعتماد ملی در دوران مدیریت بنیاد شهید روایت کرد<br /><br />خانم صابری! ابتدا خودتان را معرفی کرده و نحوه آشنایی با همسرتان را توضیح دهید. <br />به نام خدا، فهیمه صابری، همسر شهید مرتضی پالیزوانی. اینجانب بعد از ورود به بنیاد شهید به عنوان مسؤول فرهنگی به یکی از شهرک&zwnj;های بنیاد شهید رفتم. خانواده شهدای پالیزوانی نیز در این شهرک ساکن بودند و از طریق فعالیت&zwnj;های فرهنگی شهرک بود که با هم آشنا شدیم.<br /><br />نحوه همکاری شما با بنیاد از چه زمانی و چگونه بود؟ <br />آغاز کار من در بنیاد شهید به اوایل دی&zwnj;ماه سال 59 برمی&zwnj;گردد. از فروردین سال 60 استخدام واحد فرهنگی بنیاد شهید و پس از 20 روز به قسمت انتشارات بنیاد شهید منتقل شدم و پس از مدتی به دلیل فعالیت&zwnj;های فرهنگی گسترده به عنوان مسؤول فرهنگی به یکی از شهرک&zwnj;های بنیاد شهید منتقل شدم.<br /><br />لطفا کمی درباره فعالیت&zwnj;های فرهنگی ای که در شهرک بنیاد شهید انجام می&zwnj;دادید، بگویید؟ <br />از آنجا که در شهرک&zwnj;ها هم خانواده شهدا حضور داشتند و هم خانواده جانبازان، در همه سن نیازمند کار فرهنگی جدی بود. بیشتر کارهای ما هم حول محور برقراری مراسم مذهبی، نمایش فیلم و از این قبیل فعالیت&zwnj;های فرهنگی می&zwnj;گذشت.<br /><br />در این مدتی که در بنیاد بودید، فضای مدیریتی را چگونه دیدید؟ <br />اجازه بدهید من فراتر از بحث&zwnj; شما صحبت کنم و برگردیم به ستاد بنیاد شهید، همان جایی که شروع کار من بود. وظیفه ستاد بنیاد شهید آمادگی برای جشن&zwnj;های 22 بهمن بود، به این صورت که در آستانه 22 بهمن میهمان&zwnj;های مختلفی را از کشورهای مختلف دعوت و مراسم ویژه&zwnj;ای را برگزار می&zwnj;کرد. وظیفه ما در ستاد، دعوت از میهمانان خارجی و خانواده&zwnj;های شهدا بود.<br /><br />اما اگر بخواهم درباره سیستم مدیریتی بنیاد صحبت کنم باید بگویم ساختار بسیار ضعیف و خرابی داشت. مسؤولان بنیاد در آن زمان بیشتر از آنکه به کار ویژه خود یعنی جاری کردن فرهنگ شهادت در جامعه و برخورد مناسب با خانواده شهدا توجه کنند به مسائل مادی و شکمی اهمیت نشان می&zwnj;دادند. به گونه&zwnj;ای که اصلا بحث اصلی که شهید و شهادت و ایثارگری بود، خیلی وقت&zwnj;ها فراموش می&zwnj;شد. در این بین نیز آنچه خیلی به چشم دیده می&zwnj;شد بحث اسراف&zwnj; بود. از آنجایی که بنده در مرکزیت ستاد بنیاد کار می&zwnj;کردم به چشم خودم می&zwnj;دیدم که هیچ مرز و محدودیت و حتی نظارتی بر مسائل نبود.<br /><br />صرف اینکه جشنی برگزار شود و 22 بهمن بنیاد شهید میزبانی جشنی را داشته باشد، رئیس بنیاد شهید سخنرانی کند و تقدیری نیز از برخی خانواده&zwnj;ها شود مهم بود اما درباره میزان خرجی که در این میهمانی&zwnj;ها صورت می&zwnj;گیرد، کسی به آن توجه و نظارت نمی&zwnj;کرد.<br /><br />جزئی&zwnj;تر درباره صحبت می&zwnj;کنید؟ <br />برای مثال در جشن 22 بهمن سال 59 یک سری از خانواده&zwnj;های شهدای خارجی از جمله کشورهای بحرین، عراق، لبنان و امارات و برخی کشورهای دیگر که من الان حضور ذهن ندارم و برخی خانواده&zwnj;های شهدای ایرانی هماهنگ شد تا با یک هواپیمای اختصاصی به مشهد مقدس بروند. من به عنوان میهماندار حضور داشتم. همچنین یک خانم مترجم که بعد از ما به همراه آقای کروبی آمدند، خواهر یکی از مدیران بنیاد و خانواده&zwnj;های رئیس و مسؤولان بنیاد شهید هم در این سفر حاضر بودند. ما در هتل&zwnj;های اترک و اطلس مشهد برای 3 روز مستقر شدیم و بنا به دستور رئیس بنیاد همه چیز به&zwnj;طور کامل در اختیار میهمانان بود تا جایی که با فشار آقای کروبی، حرم حضرت امام رضا(ع) هم یک شب در قرق میهمانان بود و پس از پایان سفر به دستور آقای کروبی به هر یک از میهمانان یک بسته بزرگ زعفران جدای از هدایای مفصل دیگر به عنوان سوغات مشهد اهدا شد.سه روز آخر این سفر هم میهمانان در هتل شرایتون تهران مستقر شدند.<br /><br />خود کروبی هیچ اعتراضی به این اوضاع نداشت؟ <br />شخص آقای کروبی در این میهمانی&zwnj;ها حضور داشت. نماینده و معاونان آقای کروبی هم در این مراسم حضور داشتند، حتی مسؤولان بنیاد هر کدام میز و جایگاه مشخصی در سالن هتل داشتند و در آن زمان که سیگار و [...] اصلا عرف نبود با برنامه&zwnj;ریزی مسؤولان بنیاد برای میهمانان حاضر بود. در این بین آقای کروبی دائما دنبال این بود که کارمندان بنیاد اعتراضی نکنند تا جایی که اولویت را در بنیاد شهید به جای رسیدگی به امور و مشکلات خانواده&zwnj;های شهدا به کارکنان می&zwnj;داد و متاسفانه اعتراضات برخی از کارمندان عضو خانواده&zwnj;های شهدا نه تنها به جایی نمی&zwnj;رسید بلکه با بدترین وضع با آن اعتراضات برخورد می&zwnj;شد. برای مثال یکی از همکاران خانم بنده روزی درباره موضوعی خاص به آقای کروبی اعتراض کردند که ایشان جوابش را با &laquo;سیلی&raquo; داد. هرچند آقای کروبی بعدها برای عذرخواهی یک سکه برای این خانم فرستاد ولی نمونه اینگونه برخوردها با کارکنان و خانواده&zwnj;های معترض زیاد دیده می&zwnj;شد. اصلا نمی&zwnj;شد به آقای کروبی اعتراض کرد حتی معاونان ایشان هم بارها می&zwnj;گفتند که نمی&zwnj;شود به آقای کروبی اعتراض کرد. جالب است بدانید آقای فاضل یکی از معاونان ایشان به دلیل اعتراض برکنار شدند، رفتار آقای کروبی و مسؤولان وی بیشتر به رفتار دیکتاتورها شبیه بود.<br /><br />یعنی آقای فاضل از طرف آقای کروبی حذف شدند؟ <br />قطعا! ایشان معاون آقای کروبی بود، آن زمان نمی&zwnj;شد مستقیم به آقای کروبی چیزی گفت، حتی معاونان ایشان معتقد بودند نمی&zwnj;شود به آقای کروبی حرف زد و تنها باید به&zwnj;به و چه&zwnj;چه گفت. یادم هست می&zwnj;گفتند، اگر اعتراضی بکنید دُمتون را می&zwnj;گیرند و می&zwnj;اندازند بیرون و این&zwnj; برخوردها را بارها به چشم خود دیده بودیم تا جایی که عزل و نصب در آن زمان بیداد می&zwnj;کرد.<br /><br />شما اشاره کردید به حضور میهمانان در هتل شرایتون، آیا آقای کروبی هم در این هتل بود؟ <br />بله، وی کاملا در جریان بود و در هتل حضور داشت اما خود اسم هتل شرایتون مساله&zwnj;دار بود چون همه می&zwnj;دانستند که این هتل قبلا متعلق به میهمانان شاه بوده و در چنین مکانی خانواده شهدا با آن طرزی که گفته شد پذیرایی شدند که در حاشیه آن اتفاقات خاصی افتاد. یکی، دو مورد مسائل بود که کسی جرات بازگو کردن آنها را به کروبی نداشت چرا که از برخوردهای بعدی می&zwnj;ترسید. حال اینکه کسی اعتراض کرده و یا به کمیته آقای کروبی برده شده باشد، من خبری ندارم.<br /><br />لطفا درباره کمیته آقای کروبی کمی بیشتر توضیح دهید. <br />من وقتی با شهید پالیزوانی ازدواج کردم ایشان تعریف می&zwnj;کرد در یک جریانی من و برادرانم را گرفتند و به مکانی به نام کمیته بنیاد در چیذر بردند و یک هفته&zwnj;ای آنجا بودیم.<br /><br />به چه دلیل همسرتان به کمیته برده شدند؟ <br />ایشان می&zwnj;گفتند مثل اینکه &laquo;یک نفر&raquo; به خانم برادر ایشان نظر سوئی داشته و برادرهای پالیزوانی برای اعتراض می&zwnj;روند با این فرد برخورد کنند ولی محافظ&zwnj;های آقای کروبی آنها را می&zwnj;گیرند البته بعد از مدتی معلوم می&zwnj;شود که آن فرد از طرف آقای کروبی به صدا و سیما معرفی شده بود.<br /><br />پس از برخورد محافظ آقای کروبی برادران پالیزوانی را می&zwnj;برند به کمیته&zwnj;ای در چیذر و برای یک هفته در آنجا محبوس می&zwnj;شوند؟ <br />همسرم تعریف می&zwnj;کرد بعد از یک هفته آقای کروبی برای سرکشی می&zwnj;آیند و وقتی می&zwnj;بینند ما تخت داریم و یک سری امکانات دیگر فورا دستور می&zwnj;دهند که تمام امکانات باید از اینها گرفته شود چرا که می&zwnj;گفت دلیلی ندارد اینها اینجا راحت باشند، اینها زندانی هستند و باید روی زمین بخوابند. بعد از دستور آقای کروبی در اتاق روی ایشان قفل می&zwnj;شود و جلوی در آجر می&zwnj;چینند و از زیر در به آنها غذا می&zwnj;دادند. همسرم می&zwnj;گفت بعد از مدتی ایشان و برادرانشان را انتقال می&zwnj;دهند به زندان اوین.<br /><br />یعنی آقای کروبی شخصا بازداشتگاه ترتیب داده بود؟ <br />بله. بازداشتگاه داشت. حالا من فکر می&zwnj;کنم و شنیدم که جاهای دیگری هم این بازداشتگاه&zwnj;ها بوده، برای مثال یکی از این بازداشتگا&zwnj;ه&zwnj;ها در ساختمان بنیاد در خیابان طالقانی وجود داشته است.<br /><br />هیچ&zwnj;وقت از همسرتان نپرسیدید که در بازجویی&zwnj;ها خود آقای کروبی حضور داشت یا نه؟ <br />نه،&zwnj; آقای کروبی همان یک&zwnj;بار به کمیته آمد و بازجویی توسط عوامل وی انجام می&zwnj;شد اما زمانی که همسر من و برادرانش به اوین منتقل شدند، اعتصاب غذا می&zwnj;کنند و خبر اعتصاب غذا به آقای کروبی می&zwnj;رسد، وی به زندان می&zwnj;رود و می&zwnj;پرسد چرا غذا نمی&zwnj;خورید؟ <br />همسرم و برادرانش جواب می&zwnj;دهند، ما می&zwnj;خواهیم با خبرنگاران مصاحبه کنیم و تا خبرنگاران نیایند ما به اعتصاب ادامه می&zwnj;دهیم. شهید پالیزوانی نقل می&zwnj;کند: در همین زمان بود که از دفتر امام (ره) دستور دادند که به فرزندان من بگویید اعتصاب را بشکنند. با این فرمان به نظر می&zwnj;رسد که قطعا این موضوع به دفتر امام (ره) رسیده است چرا که بعد از این دستور آقای کروبی به اوین می&zwnj;رود و اظهار پشیمانی و ندامت می&zwnj;کند.<br /><br />چرا درباره رفتارهای آقای کروبی به امام یا مراجع قضایی اعتراض نکردند؟ <br />آن زمان اجازه این کار از طرف آقای کروبی داده نمی&zwnj;شد یعنی اعتراض برابر بود با کتک یا کمیته و آزار و اذیت و یکی از دلایلی که هیچ&zwnj;کس این کار را نمی&zwnj;کرد شاید روحیه دیکتاتوری آقای کروبی بود در حالی که پس از آقای کروبی خیلی راحت خانواده شهدا مشکلات را بدون هیچ ترسی مطرح می&zwnj;کنند.<br /><br />آیا نمونه&zwnj;های دیگری هم بجز ماجرای همسرتان سراغ دارید؟ <br />خود من شخصا نه ولی یکی از همکاران من در بنیاد شهید از وجود حداقل 200 مورد پرونده افراد در بازداشتگاه آقای کروبی صحبت می&zwnj;کرد که همه آنها از خانواده شهدا بوده اند. برخوردهای آقای کروبی با معترضان 2&zwnj;حالت بیشتر نداشت، یا تنبیه به شدیدترین نوع ممکن یا بازداشت در کمیته&zwnj;ای که خودشان ترتیب داده بودند.<br /><br />بعضی&zwnj;ها معتقدند دلیل اینکه شما بعد از این همه سال این مسائل را مطرح می&zwnj;کنید، خصومت شخصی است و هیچ سند و مدرکی در این&zwnj;باره وجود ندارد، نظر شما چیست؟ <br />اینکه این مدت سکوت کردم شاید نگرانی از گسترش اعتراضات بود. در آن سال&zwnj;ها که آقای کروبی مسؤول بنیاد شهید بود من به عنوان همسر شهید قطعا با برخوردهای سخت ایشان روبه&zwnj;رو می&zwnj;شدم، اما سند برای ریخت&zwnj;وپاش&zwnj;ها و اسراف&zwnj;های سال 59، خود من هستم. چیزی که با چشم خود دیدم، من در آن سال&zwnj;ها در این ستاد فعالیت داشتم و از نزدیک شاهد برخوردها و اسراف&zwnj;ها بودم و در هر دادگاهی حاضرم شهادت بدهم. درباره ماجرای بازداشتگاه کمیته آقای کروبی متاسفانه چون بازداشتگاه غیرقانونی و مخفیانه بود، هیچ حکمی وجود ندارد.<br /><br />دلیل ساخت شهرک&zwnj;های شهید چه بود و فکر می&zwnj;کنید چرا آقای کروبی و دوستانش به فکر ساخت این شهرک&zwnj;ها افتادند؟ <br />والله دلیل ساخت این شهرک&zwnj;ها را من دقیقا نمی&zwnj;دانم ولی می&zwnj;دانم همان زمان هم اعتراض&zwnj;هایی به وجود این شهرک&zwnj;ها بود و اینکه چرا خانواده شهدا را در این شهرک&zwnj;ها زندانی می&zwnj;کنید؟ اینکه چطور خانواده&zwnj;هایی که سرپرستی ندارند، در مکانی با این وضعیت جمع می&zwnj;شوند، متاسفانه اعتراضات به جایی نرسید ولی الان می&zwnj;بینیم که به دلیل ناکارآمدی و مشکلات موجود این شهرک&zwnj;ها جمع شدند. <br />برای مثال خانواده&zwnj;های شهدا را با هر روش تشویق می&zwnj;کردند به شهرک&zwnj;ها بیایند. مثلا پدر همسر بنده را مجبور کردند منزلش را فروخته و در این شهرک&zwnj;ها ساکن شوند در حالی که بسیاری از این شهرک&zwnj;ها از لحاظ محیطی و اخلاقی اصلا مناسب نبود چون در این شهرک&zwnj;ها افرادی بدون نظارت کامل ساکن می&zwnj;شدند و گاهی افرادی بودند که جزو خانواده شهدا و جانبازان نبودند و از نظر رفتاری و اعتقادی بسیار متفاوت بودند.<br /><br />برخورد بنیاد با این شهرک&zwnj;ها چطور بود؟ <br />بسیار بد. برای مثال فردی با لباس نظامی جلوی در شهرک به عنوان حراست بود که مراقبت می&zwnj;کرد از خانواده شهدا و از آنجا که رفت و آمد والدین نیازی به مراقبت نداشت کم&zwnj;کم این به سمت همسران شهید و نظارت بر معاشرت آنها بود. بنیاد در سال 65 مکانی را به نام کمیته ازدواج همسران شهید تشکیل داد که به نظر خیلی&zwnj;ها بیشتر شبیه شرکت&zwnj;های دوستیابی بود. در این کمیته فرم&zwnj;هایی را در اختیار همسران شهید می&zwnj;گذاشتند و فرم&zwnj;هایی را هم در اختیار آقایانی که مایل به ازدواج با همسران شهید بودند که در آن سوالاتی از جمله ظاهر، اعتقادات و تعداد فرزندان وجود داشت. البته این توهینی بود به همسران شهید چرا که در بیشتر موارد آقایی که می&zwnj;خواست خواستگاری کند ابتدا به این فکر می&zwnj;کرد که این خانم خانه که دارد، مستمری هم دارد، بچه هم که دارد و اگر شما آماری از این ازدواج&zwnj;ها بگیرید متوجه می&zwnj;شوید که اکثر این ازدواج&zwnj;ها پس از مدت کوتاهی به طلاق ختم شده، حتی اگر شما سری به بنیاد بزنید و آنها صادقانه به شما آمار بدهند حتما متوجه آمار بالای طلاق در ازدواج همسران به روش دوستان آقای کروبی می&zwnj;شوید چون در این ازدواج&zwnj;ها اصول خاصی رعایت نمی&zwnj;شد و بنیاد اجازه دخالت داشت همانطور که در طلاق هم حتما باید نماینده بنیاد حاضر می&zwnj;بود.<br /><br />یعنی بنیاد شهید در زمان آقای کروبی نقش قیم همسران شهید را داشت؟ <br />به نوعی بله. بنیاد در بسیاری موارد اعلام کرده بود اگر ازدواج بدون اجازه ما باشد فرزند را از مادر تحویل گرفته و آن را به والدین پدری تحویل می&zwnj;دهیم و اگر با اجازه ما باشد باید فرم&zwnj;های آماده شده را پر کنید.<br /><br />چرا بنیاد این اصرار را داشت؟ <br />برای اینکه خود را قیم خانواده&zwnj;ها می&zwnj;دانست. البته طبیعی است که این امر با مشاوره دادن و راهنمایی کردن کاملا متفاوت است. خیلی از همسران شهدا به دلیل ترس از قطع شدن مستمری ماهانه یا از دست دادن فرزندشان ازدواج دوباره خود را پنهان می&zwnj;کردند که این مشکلات فراوانی را به همراه داشت اما الان اینطور نیست. بعد از جنگ همسران شهید حقوق&zwnj;بگیر بنیاد شهید شدند و حتی بعد از ازدواج هم مستمری دریافت می&zwnj;کردند، چیزی که ما به آقای کروبی اصرار کردیم و وی با تحکم آن را رد کرد. در این شهرک&zwnj;ها برای کنترل کامل خانواده شهدا تمام امکانات رفاهی و خدماتی وجود داشت تا خروج آنها به حداقل برسد.<br /><br />برخورد مسؤولان بنیاد با خانواده شهدا چگونه بود؟ <br />خیلی بد. بگذارید در این باره یک خاطره&zwnj;ای را بگویم. یک روز من همراه فرزند کوچکم در دفتر یکی از معاونان آقای کروبی بودیم که یکی از همسران شهید برای دریافت کمک مالی به دفتر وی&zwnj; آمدند. به قدری زننده رفتار کردند که آن خانم با گریه از اتاق رفت. این نوع برخوردها با خانواده&zwnj;های شهدا از طرف دوستان آقای کروبی زیاد بود. به نوعی در زمان ریاست آقای کروبی در بنیاد شهید تکریم ارباب رجوع (خانواده شهید) معنا نداشت.<br /><br />مهم نبود که با مادر یک شهید یا همسر او چگونه باید رفتار کرد، اینکه باید با محبت برخورد شود، نه با تحکم و نه با توهین. خیلی دلم می&zwnj;خواهد به&zwnj;عنوان یک خانواده شهید که خود همسر شهید و نماینده خانواده&zwnj;ای هستم که سه شهید تقدیم کشور و انقلاب کرده به آقای کروبی بگویم که ای کاش آن زمان که مفاسد در دستگاه تحت نظارت شما کاملا واضح بود و خودتان در جریان آن قرار داشتید فریاد می&zwnj;زدی، نه اینکه در برابر اعتراض، سیلی به صورت خانواده شهید بزند یا آنها را به زندان بیندازد. می&zwnj;خواهم بگویم، آقای کروبی ما فرزند شهید نداشتیم که اغتشاش کند و به خیابان بریزد. شیشه بشکند یا بخواهد که انتقامش را از مردم عادی بگیرد.<br /><br />صحبت دیگری دارید؟ <br />ممنون، امیدوارم هر گامی که برمی&zwnj;دارید برای رضای خدا باشد. والله قسم اینها حرف&zwnj;هایی نیست برای محکومیت کسی که از روی هوای نفس زده شود، روزی که از روی هوای نفس باشد ان&zwnj;شاءالله که خدا همه چیز را برملا می&zwnj;کند چرا که دست تقدیر همه چیز را نشان می&zwnj;دهد. این حرف&zwnj;ها جز حقانیت نیست و حاضرم در دادگاه عدل الهی نیز اینها را بگویم چون بارها گفتم که حق فرزندانم را خواهم گرفت، بارها گفته&zwnj;ام اگر ظلمی در حق من شده به عنوان همسر شهید گذشت کرده&zwnj;ام ولی از حق فرزندانم نمی&zwnj;گذرم. امام بارها فرمودند، خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند، اما آقای کروبی! در زمان شما با این چشم و چراغ چه کردند؟ آقای کروبی! اگر من و امثال من شهید نمی&zwnj;دادیم اینجا بوسنی وهرزگوین بود، اینجا زندان ابوغریب بود و آن بدرفتاری و تجاوزی که الان شما فریاد می&zwnj;زنید، آن روز بود. آقای کروبی این صحبت&zwnj;ها از زبان همسر شهیدی است که خیلی سختی کشیده تا به اینجا رسیده است.<br /><br />با این حال اگر ما هر مشکلی داریم باید میان خودمان حل کنیم، نباید بیگانه را وارد حریم خود کنیم، ما یک خانواده هستیم. آقای کروبی! مگر ما زمان جنگ مشکل نداشتیم، آیا این مشکلات را بیان کردیم؟ نه، مراقبت کردیم تا مبادا دشمن سوءاستفاده کند، خون دل خوردیم. تا ولایت فقیه پابرجاست ما گوش به فرمان ولی امر خود هستیم. چطور شده که امروز آقای کروبی داد و فریاد می&zwnj;کند که به داد زندانی&zwnj;ها برسید، بدون آنکه هیچ سند و مدرکی ارائه کند؟ آیا خانواده&zwnj;های شهدا و بسیجی&zwnj;ها از شما می&zwnj;گذرند؟ آقای کروبی! خدا را در نظر بگیرید، شهدا زنده هستند و اگر خطا کنیم ما را به پای میز محاکمه می&zwnj;کشند. راه برگشت هنوز هست، شاید مردم و خانواده شهدا شما را ببخشند<br /></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024373</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 18:52:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اسلام امریکایی و جهان اسلام</title>
         <description><![CDATA[<span style="font-size: 10pt; line-height: 115%">&nbsp;در اوج هنگامه طرح اصلاحات حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی(سابق) به رهبری گورباچف که از ناحیه بلوک نیرومند کمونیستی آن روز جهان به منزله گامی مستحکم در حل مشکلات و تثبیت وضعیت کمونیستها تلقی می&zwnj;شد، فقط یک نفر بود که از وقوع حتمی حقیقتی سخن گفت که از دید همگان و حتی نخبه&zwnj;ترین تحلیلگران مسائل بین&zwnj;المللی نیز کاملاً پنهان مانده بود. </span>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024372</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 16:48:07 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هك شدن يك پايگاه خبري جندالشيطان-ريگي</title>
         <description><![CDATA[ذاکرولایت110=پرس نوشت: اين پايگاه خبري كه از مهم&zwnj;ترين پايگاه&zwnj;هاي خبري جندالشيطان محسوب مي&zwnj;شود با هجوم هكرهاي ارزشي هك شد. <br /><br />مدير اين پايگاه وهابي و حامي تروريسم طي پيامي به مخاطبانش با عصبانيت اين موضوع را اعلام كرده است و با درماندگي نوشته است كه سايتش با مشكلات فني فراواني روبه رو شده است و كاري از دستش بر نمي&zwnj;آيد! <br /><br />اين در حاليست كه اين پايگاه خبري پس از هجوم هكرهاي ارزش مجبور شده است كه به آدرس جديد اينتنرنتي منتقل شود و مدير اين پايگاه با درماندگي خواسته است كه وبلاگ&zwnj;ها و سايت&zwnj;هاي وهابي منطقه آدرس جديد او را تبليغ كنند. <br /><br />در سال&zwnj;هاي اخير وبلاگ&zwnj;ها و سايت&zwnj;هاي وهابي زيادي به صورت قارچ&zwnj;گونه با هزينه دلارهاي نفتي بعضي از كشورهاي عربي با موضوع ترويج عقايد وهابيت و با محوريت انتشار اخبار ضد شيعي و مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران در سيستان و بلوچستان راه اندازي شده است. ]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#024371</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 07 مردادماه 1389 15:27:26 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>