<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی – پاونا Islamic bloggers site</title>
      <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1390</copyright>
      <lastBuildDate>۴ شنبه, 26 مردادماه 1390 01:38:57 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>راز شب قدر</title>
         <description><![CDATA[<p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">شب قدر، شب ظهور ولايت حقّ الهي بر زمين است. ولايت تکويني٬در کالبد ولايت تشريعي ظهور مي نمايد برنامه مصوّبه از مقام الوهيت به صاحب امر در زمين داده مي شود تا جامعه را با نظام هستي هماهنگ نمايد.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">انديشه ها و نفوس را بر مبناي فطرت، به وليّ خدا و از طريق او به وليّ خدا و از طريق او به خدا متصل نمايد. آنگاه که امر نازل مي شود ولايت تجلّي مي نمايد. أمر تا صاحب و جايگاه مشخصي نداشته باشد، نازل نمي شود، و اگر صاحب داشت، پذيرش أمر و صاحب امر هردو با هم تحقّق مي يابد و اين تحقّق چيزي جز تجلي ولايت نيست.</font><a name="_ftnref1"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[1]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">&nbsp;رابطه ميان خدا و صاحبان ولايت خدا در زمين که پيامبر و اهل بيت ايشان هست و همگي مصاديق ولايت هستند، همان &laquo;أمر&raquo; است که مظهر ولايت خدا و نمودي از احکام باري تعالي و تجلي قرآن است. ظرف اين ارتباط، شب قدر است، شبي که مجلاي (زمان تجلي) حقّ و ظهور تکثير آن بسط و تفصيل آن اجمال است که اگر چنين شبي نبود، نه قرآن و نه أمر، هيچ کدام نازل نمي شدند و تجلي حقّ عقيم مي ماند. عامل تحقق اين تجلي، همانا ملائکه و روح اند که در اين شب فرود مي آيند و امر را نازل مي کنند و به صاحب امر در هر زمان مي سپارند.</font><a name="_ftnref2"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[2]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00"> سوره قدر متعلق به صاحب أمر و تجلي گاه ولايت است، در تحقق ولادت صاحب ولايت نيز تجلي نموده است.</font><a name="_ftnref3"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[3]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مؤمنين محل دريافت فيوضات الهي</font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">مؤمنين نيز به تناسب ظرفيّت و تقوايي که دارند، ملائکه خاص و روح خاصي، أمري را -نه همه امور هستي را- بر او نازل مي کنند. هر کس در 23 شب اول ماه رمضان خود را به افق نبوّت و امامت نزديک گردانيد و ظرفيّت وجودش را با تقوي توسعه داد و خود را مستعّد دريافت فيوضات الهي گردانيد، هنگامي که قرآن بر سر مي گيرد، و از خدا درخواست مي کند و چهارده معصوم را واسطه فيض قرار مي دهد، به تناسب اين استعداد و شأن دريافتي مي نمايد. اين دريافت ها و نزول ملائکه و روح، نه تنها در شب قدر، بلکه در تمام لحظات وصل، وجود دارد، چنانکه براي ائمه علیهم السلام نيز چنين است.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">نمونه ساده و اوليّه آن، که تا حدودي براي عموم قابل درک است، بارقه هاي ذهني و الهامات و جرقه هاي علمي براي کاوشگران و اهل دقت و نظر است.</font><a name="_ftnref4"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[4]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" style="background-color: #00ff00" color="#009900">ينزل الملائکه بالروح من امره، علي من يشاء من عباده (نحل / 2)</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پرورش و تکامل بشر</font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">همه امامان و پيامبر و پيامبران گذشته، از يک گوهر بوده و همگي يک جهت داشته اند، لکن هر امامي، تفصيل مجمل هاي گذشته مي باشد. همه امامان علم بدون اختلاف دارند و هيچکدام با ديگري اختلاف ندارند، تفاوتشان در اجمال و تفصيل و تناسب با شرايط و شئونات است. اين تعريف، حکيمانه و در راستاي تکامل بشر است. تکرار و تجدد امام و رهبر در معناي اوليه (امام معصوم) و در معناي ثانويه و مراتب پايين تر (پيشگامان و رهبران مردمي) يک موهبت الهي براي پرورش و تکام انسان است.</font><a name="_ftnref5"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[5]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;تجلي کوثر در ولايت&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">&laquo;کوثر در معناي لغوي و اوّليه، سرچشمه سرشار و منبع جوشان است و شامل هر چشمه فزائيده و منبع خیر مي شود. مصداق اعلاي آن فاطمه سلام الله عليها است که به پيامبر صلي الله عليه و آله داده شد، و او همسر يک امام و مادر يازده حجّت خدا مي باشد.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">کوثر همچون خورشيد با تشعشع خود، نور صادر مي نمايد، هر نورش امامي است که به واسطه آن جهان بشريت روشن مي گردد، و اين انوار الهي لازمه حيات طيّبه انسانيّت اند. کوثر از مجراي توارث در وجود امامان و سپس امامزادگان آنگاه صالحان جريان يافت و خيراتش، زمين هاي انسانيت را آبياري نمود. اين جريان دائمي و تکاثر ابدي، نمودي از نزول ملائکه و روح و جلوه&zwnj;اي از تجلي کوثر است که همواره وجود دارد، و حيات ظاهري و باطني و مادي و معنوي در گرو وجود آن است.</font><a name="_ftnref6"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[6]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">مطلع الفجر ظهور مهدي موعود عج الله فرجه هست، چنانکه امام صادق عليه السلام فرموده: حتي مطلع الفجر يعني حتي يقوم القائم عج الله فرجه.</font><a name="_ftnref7"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[7]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">امام صادق عليه السلام فرمود: &laquo;تقدير در شب نوزدهم است و ابرام (محکم و پابرجا) احکام در شب بيست و يکم و امضاء و گذراندن، در شب بيست و سوم مي شود.</font><a name="_ftnref8"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">[8]</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; امکان تغيير سرنوشت غير حتمي در هر سال</font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">خداوند حکيم و رئوف و بخشنده در برابر عصيان بندگان و خطاهاي سهوي، هر سال از مجراي ولايت معصوم، راهي بر جبران گذشته ها و توبه و انابه، با پرداخت حقّ الناس (عدم پرداخت بدهي در حال تمکّن، غيبت، تهمت، سخن چيني، عدم پرداخت حقوق افراد واجب النفقه:مهريّه، نفقه و...) هتک آبروي مسلمان و...) و حقّ الله (اداي واجبان شرعي :نماز، روزه، خمس، زکاه و...) باز گذاشته، تا بندگان به اختيار خود راه صلاح و رستگاري و بندگي خدا را انتخاب نمايند، و يا به بندگي هواي نفس و شيطان تن داده و ذلت دنيا پرستي را برگزينند.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">&nbsp;در شب بيست و سوم، انتخاب انسان در چارچوب مشيت الهي امضا مي گردد، لذا احياء و شب زنده داري توأم با توبه و جبران مافات، ارزشمند و انجام هر خدمت و عمل صالحي در اين شبها برابر با هزار ماه است. البته <font color="#ff0000">ثواب و بخشش و فيض به صرف بيدار بودن نبوده و مشروط به معرفت ولايت و ياري ولايت با معرفت به اهداف و طريق حق و تلاش در قرار گرفتن در صف صالحان و عاملان به دين خدا مي باشد</font>، در اين صورت، از فيوضات اين شب نيز بهره مند شده، و تا يک سال از هوا پرستي و دنيا پرستي و مکر شيطان در امان خواهد بود. هر قدر ظرف بزرگ باشد، مظروف نيز بزرگ خواهد بود. اختيار و انتخاب با ماست.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; رابطه شب قدر با تکامل عقول و علوم بشر</font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">شب قدر طبق روايات متعدّد، از ظهور پيامبر اسلام شروع شده، و تا روز قيامت که حجّت خدا باقي است، ادامه خواهد داشت. حجّت زمان، متناسب با شرايط زماني و ميزان تکامل بشري، برنامه ها و تفصيل مجملات و متشابهات و... ، را دريافت نموده، به نفوس قابل و داراي ظرفيّت عنايت مي فرمايد، از اين روست، شاهد تکامل علم و معرفت بشر در دين خدا و علوم مختلف مورد نياز بشري هستيم، اما چون به عقل و توانمندي خود و ديگران، به طور مستقل و به اختيار و توانايي خود، اعتقاد داشته و باور کرديم، لذا از درک سير نزول فيوضات را از خالق حکيم، که ذره اي از بي انتهاست، از طريق ولايت و جانشين خدا عاجزيم. از اين روست پيشرفت هاي علمي را به خود نسبت مي دهيم و جز خود نمي بينيم. ولي در تأمل و تعمق در اصل تمام پيشرفت هاي مادي و معنوي بشريت، جز جلوه گري صفات جلال و جمال خداوند با استعداد ذاتي و توان جسمي از سوي خداوند نيست، چرا که خداوند در حديث قدسي فرموده است:<font color="#009900"><font color="#ff0000">عَبْدي اَطِعْني اِجْعَلَکَ مَثَلي.</font> </font>&laquo;بنده من، مرا اطاعت کن، تا تو را مثل خودم قرار دهم.&raquo;</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; رابطه شب قدر با شهادت يگانه مظهر عدالت</font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">شب قدر با آن همه عظمت و مجلاي اراده و اوامر الهي به جانشين خود در زمين، تا طلوع فجر، در سرپرستي بشر و عالم امکان، سرنوشت همگان را ورق مي زند، لذا از اهميّت ويژه اي برخودار بوده و مورد توجّه عموم بوده است، اگر در چنين شبي حادثه اي رخ دهد، قطعاً آن حادثه نيز مورد توجّه قرار گرفته و مردم در پي فهم علت حادثه، به جستجو مي پردازند. </font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">همانگونه که پيشتر اشاره شد، همگان توان درک عظمت و حوادث شب قدر را نداشته و جز اندکي، به معرفت کامل از اين شب نرسيده اند، لذا حادثه اي بزرگ و مهمّ مي تواند، عقول و دل هاي بشر را تکامل داده و آن ها را از خواب غفلت بيدار نمايد، تا بر آنچه در اين شب مي گذرد، توجّه نموده و امور خود را در مسير حقّ قرار دهند. شهادت اولين جانشين خاتم پيامبران در محراب مسجد توسط مسلماني به ظاهر مسلمان در صف نماز جماعت به نام حمايت از دين خدا، ريختن خون اسوه عدالت و يگانه رهبر عادل جهان و يار مستضعفان و شمشيرخدا بر دشمنان خدا، و زاهد شب و شير روز در برابر خصم دين خدا، امري بسيار تکان دهنده است تا همواره مسلمانان و تمام بشريت تا روز قيامت بپرسند، چه کسي کشته شد، در کجا کشته شد، چرا کشته شد، چه کسي بود، تا اوج مظلوميّت و تنهايي وليّ خدا در بين مسلمانان!! و اوج نفاق و دنيا طلبي و دين به دنيا فروختگان به نام مسلمانان، زبانزد خاص و عام گردد، غاصبان حکومت اسلامي شناخته شوند، و مسلمانان واقعي در پي برگرداندن حکومت به وليّ خدا برآيند.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">&nbsp;از سوي ديگر، در 25 سال سکوت و خانه نشيني وليّ خدا معترضي بر جان وي نبوده، اما زماني که به درخواست و اصرار خود مسلمانان! حکومت را مي پذيرد و دستور خدا را در تمام ارکان جامعه انجام مي دهد، غاصبان حکومت اسلامي و بندگان دنيا و هواي نفس، وجود او را مانع حاکميّت و ثروت اندوزي و نظام ارباب و رعيتي و... مي بينند، لذا به خيال خود با کشتن حجّت خدا، طومار دين اسلام را در هم پيچيده و از بين بردند، در حالي که حکومت 5 ساله سراسر عدالت علي علیه السلام&nbsp;را تا روز قيامت، براي تمام آزادگان دنيا، به عنوان نسخه عملي نظام اسلامي با رهبري وليّ معصوم، منشور عملي در حکومت و مديريّت اسلامي گردانيدند،<font color="#ff0000"> تا مردم بدانند، در اجراي عدالت، بايد از خون خود گذشت، تا نظام عادلانه بدون ظلم و قشربندي تحقق يا بدو دين خدا استوار شود.</font> از سوي ديگر،اين حادثه به مردم هشدار مي دهد، در جستجوي حجّت بعدي باشند تا حکومت اسلامي و عدالت فراگير را دوباره بر پا کنند. هنگام تلاوت سوره قدر در پي پاسخ نزول ملائکه و روح بر چه کسي مي گردند، تا گنج هاي نهفته در شب قدر به مرور با تکامل معنوي بشر هويدا گردند.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#0000ff">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;رابطه شهادت مولاي متقيان با فرمایش فزتُ&nbsp;و ربّ الکعبه</font></strong></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" color="#00cc00"><font size="4"><font color="#006600">يا ايّها الرسول بَلِّغْ اُنْزِلَ اِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ لَم تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالتَهُ و اللهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النّاس اِنَّ اللهَ لايَهْدي الْقَومَ الْکافِرينَ </font>(مائده / 67)</font></font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">&quot;اي پيامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد، به خلق برسان، که اگر نرساني، تبليغ رسالت (و اداي وظيفه) نکرده&zwnj;اي، و خدا تو را از شرّ و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت، همانا گروه کافران را به هيچ موفقيتي راهنمايي نخواهد کرد.&quot;</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">پيامبر٬امر به معرّفي جانشين خود به مردم شد، ابلاغ دستور خدا و معرّفي جانشين پيامبر با اسم و نشان دادن به مردم براي پيشگيري از هرگونه اشتباه در فهم و مصداق، برابر با اتمام رسالت پيامبر است چرا که بدون استمرار حجّت خدا در زمين، دين خدا، به مرور زمان دچار انواع تحريفات شده و عاملي در دست دشمنان خدا، براي سرکوبي مردم و موّحدان و دين داران خواهد بود، لذا بايد تا روز قيامت جانشيني از طرف خدا در زمين براي حفظ و صيانت دين خدا و حمايت از موّحدان و دين داران باشد، تا ضامن بقاي دين، با محتواي اوّليّه باشد و رسالت پيامبر کامل و مکتب اسلام به طور کامل متناسب با عقول و تکامل بشر در اختيار مردم قرار گيرد.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" style="background-color: #ffff00" color="#00cc00">اگر حضرت علي عليه السلام در زماني معمولي به شهادت مي&zwnj;رسيد، همانگونه که خلفاي جور شهادت ساير ائمه را از مردم پنهان مي&zwnj;کردند، شهادت ايشان را نيز پنهان نموده و بر مردم تا روز قيامت معلوم نمي&zwnj;شد، علي بر سر اجراي دين خدا و عدالت در قالب حکومت اسلامي کشته شد، لذا موضوع عدالت در حکومت اسلامي برجسته نمي&zwnj;شد، بنابراين رسالت پيامبر نيز ناتمام باقي مي&zwnj;ماند. با شهادت علي عليه السلام در شب قدر، عدالت موضوع هميشه زنده دنيا شد، و عاملي بر جستجوي مظهر بعدي عدالت، بر بيدار دلان گرديد، تا اين بار او را ياري کنند و خانه&zwnj;نشين&zwnj;اش نگردانند.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">پس راز شب قدر ولايت و عدالت است. شب قدر تجلّي&zwnj;گاه امامت و عدالت بر جهانيان است. شب قدر قوام و پايداري ولايت و عدالت و دين اسلام است.از اين روست سوره قدر فضايل زيادي داشته و داراي معاني شگرفي مي&zwnj;باشد. اللهّم ارزقنا توفيق المعرفة</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">امّا در معنا و مصداق کلمة &laquo;فُزْتُ&raquo; که در تمام تفاسير و روايات، کلمة فَوْز به معني رستگاري و يا کاميابي بزرگ آمده است، نياز به تعمّق و تدقيق دارد که در ذيل به بيان دلايل آن مي&zwnj;پردازيم.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">با توجّه به مطالب مذکور در صفحات پيشين و فوق، و بررسي زندگي حضرت علي عليه السلام از تولّد تا شهادت، مصاديق فوز در آيات قرآن که در 9 آيه با مصداق بهشت و جنّات آمده است، امّا در شش آيه مصداق فوز موارد ذيل است اشاره مي&zwnj;کنيم:</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">1- قُلْ اِنّي اَخافُ اِنْ عَصَيْتُ رَبّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَومَئذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِکَ الْفَوْزُ المُبينُ (انعام / 16-15)</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">2- اَلَّذينَ امَنُوا وَ کانوا يتّقونَ لَهُمُ البُشري فِي الحيوهِ الدُنيا و فِي الاخِره لاتَبديلَ لِکَلماتِ الله ذلک هُو الفَوزُ العظيم (يونس / 64-63)</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">3- الّا مَوْتَتَنا الاُولي و ما نَحْنُ بِمُعَذّبينَ اِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوزُ الْعَظيمُ لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ العامِلُون(صافات / 60-59)</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">4- وَقِهِمُ السَّيِئاتِ وَ مَن تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (سوره غافر)</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">5- فَاَمَّا الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُو الصّالِحاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ في رَحْمَتِه ذلک هُوَ الْفَوْزُ الْمُبينُ (جاثيه / 30)</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">در آيه&zwnj;اي ويژگي فائزون آمده است که مي&zwnj;فرمايد: &laquo;الّذينَ امَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبيلِ اللهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَاللهِ وَ أولَئِکَ هُمُ الفائِزوُنَ&raquo;</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">بنا بر اين آيات، معني و مصداق &laquo;فوز&raquo; منحصر در کاميابي بزرگ و رستگاري که براي غير معصوم موضوعيّت دارد، نمي&zwnj;باشد. در ترجمه&zwnj;ها، فرمايش حضرت علي عليه السلام، &laquo;به خداي کعبه رستگار شدم&raquo; آمده است، به اين معنا، يعني قبلا رستگاري نبوده، با رسيدن به مقام شهادت، اين رستگاري حاصل شده است، که با شأن غير معصوم تناسب دارد. کاميابي نيز بر غير معصوم که امور دنيوي بر او لذت بخش است. و هدف، و در نهايت طالب بهشت و جنّات است که از اين امور در حدّ اعلي و اکمل استفاده برد، که باز نوعي دنيا طلبي و نفس گرايي است و معامله&zwnj;اي مادي با خدا در انجام امور، لذا منظور حضرت از فزتُ اين موارد نمي&zwnj;تواند باشد چرا که او خدا را از ترس جهنّم و اميد به بهشت عبادت نکرده است، تا رسيدن به بهشت چنان داراي ارزش باشد که قسم به خداي کعبه بخورد.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">از سوي ديگر، اين معاني، با مقام عصمت وليّ خدا نيز منافات دارد، زيرا خردي که در لحظه شهادت رستگار شده باشد، يعني قبلا نقصي از جهتي در وي بوده است که با رسيدن به مقام شهادت بر طرف گرديده است، در حالي که وليّ معصوم عاري از هرگونه خطا و اشتباه و نقص است و جانشيني خدا و رهبري مردم چنين مي&zwnj;طلبد.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">چگونه مي&zwnj;توان پذيرفت او که تمام هستي در برابرش نمايان است، او که جز خدا و پيامبر و انجام دستورات خدا و پيامبر و مبارزه با دشمنان خدا نمي&zwnj;ديد، و جز بر پايداري اسلام و تثبيت حکومت اسلامي و تربيت مردم هدفي نداشت. در آخرين لحظه عمر به فکر خود براي دستيابي به بهشت باشد؟ اين در طول زندگي حضرت يک مورد نيز مشاهده نشده است. جاي تأمل در قسم به خداي کعبه است، بايد مصداق فوز چيزي گرانبهاتر و نهايت آرزوي حضرت باشد تا اينگونه قسم مناسبت داشته باشد.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#ff0099">امّا با معني پيروزي براي &laquo;فُزتُ&raquo; تمام اشکالات فوق رفع مي&zwnj;شود، يعني به خداي کعبه در تثبيت حکومت عدل اسلامي و معرّفي وليّ خدا بر مردم و عدالت محوري و عادل پروري و حکومت عادلانه و تلاش بر استقرار حکومت اسلامي تا روز قيامت با شهادت در شب قدر پيروز شدم. هم عدالت هم حجّت خدا هم شب قدر تا روز قيامت معرّفي شد، و هيچ طاغوتي توان پنهان نمودن اين سه رکن را نخواهد داشت چون علي را به خاطر عدالتش کشتند، او رفت تا عدالت زنده بماند و هر سه باقي هست تا روز قيامت.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="4" color="#00cc00">&nbsp;امّا علي هنوز هم مظلوم است، او هنوز هم کنزي است مخفي، حقّ او شناخته نشده است، او را در حدّ مسلمان عادي که طالب بهشت است و امورش با نيّت ثواب مي&zwnj;گذرد، پايين آورديم، ولي علي را چه نياز به بهشت، که او خود به تنهايي بهشت است، امّا ميوه&zwnj;هاي باغ او معرفت الله است و رحمت الله. او قسيم الجّنة و النّار است، مولود کعبه، هم زماني با ايّام اعتکاف، چه رازي در اين همه اشاره&zwnj;ها نهفته است، که تاکنون از درک آن درمانده&zwnj;ايم؟</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif"><font size="3"><font color="#00cc00"><font size="4">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font>&nbsp;فرازهایی از کتاب علل ظهور امام زمان عجّ الله فرجه به قلم منصوره وطنی</font><br /></font></font></p><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"><div dir="rtl" align="justify"><hr width="33%" size="1" /></div></font><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn1"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[1]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> همان، ص 147.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn2"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[2]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> همان، ص 151کتاب علل ظهورامام زمان عجّ الله فرجه</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn3"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[3]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> همان، ص 152مأخذقبلی</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn4"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[4]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> همان، ص 156همان</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn5"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[5]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> همان، ص 217همان</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn6"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[6]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> همان، ص 219-218همان</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn7"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[7]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> بحارالانوار، 25/97/70همان</font></p><p dir="rtl" align="justify"><a name="_ftn8"></a><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00">[8]</font><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3" color="#00cc00"> تفسير البرهان، علامه سيد هاشم بحراني.</font></p><p dir="rtl" align="justify"><font color="#ff00ff">&nbsp;برچسب ها:شب قدر-ماه رمضان-ولایت-صاحب أمر-روح-کوثر-ملائکه-تقدیر-سرنوشت-مشیّت الهی-معرفت-شهادت-عدالت-فزت وربّ الکعبه-حضرت علی علیه السلام-ولایت تکوینی-ولایت&nbsp;تشریعی</font></p><p dir="rtl" align="justify">&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032755</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 26 مردادماه 1390 01:38:57 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>طومار درخواست وبلاگنويسان براي ديدار رهبر </title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: justify">دلمان براي لبخندتان بي تاب بي تاب است. دستهاي دعايمان دخيل امام رضا مي شود تا ببينيم روي ماهتان را ... اين روزها که در هر صحبتتان رويي به سوي ما مي کنيد و ما سربازان سايبري خود را خطاب اوامرتان قرار مي دهيد به خود مي باليم از نگاهتان .</p><p style="text-align: justify">آقا جان تشنه ي ديدارتانيم. جانمان و جوانيمان را عاشقانه فداي لبخندتان مي کنيم و عاشورايي، تيغ سخن را بر گلوي بدخواهانتان مي کشانيم که ولي مطلق مايي تا حضرت خورشيد بيايد...</p><p>ما را به حضور خويش پذيرا باش.</p><p>براي رساندن خواهشمان به دفتر مولا با موج وبلاگي &quot;سايبري&zwnj;ها ديدار با رهبري را مي&zwnj;خواهند&quot; همراه شده و با درج مطلبي ترجيحا با همين عنوان در وبلاگ خود به اين موج بپيونديد.</p><p>دوستان وبلاگ نويس براي امضا در قسمت نظرات پيام بگذارند. نام و لينک دوستان به منظور تجميع در&nbsp;<a href="http://bazm.blogfa.com/post-314.aspx"> سايبري&zwnj;ها ديدار با رهبري را مي&zwnj;خواهند</a> نيز درج خواهد شد.</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032726</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 25 مردادماه 1390 09:10:37 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اولین فرعون در قفس پوستر</title>
         <description>

این است سزای حاکمان ستمگر!

خداوند متعال در باره انان فرمود:

(شما منافقان،) همانند كسانى هستيد كه قبل از شما بودند (و راه نفاق پيمودند; بلكه) آنها از شما نيرومندتر، و اموال و فرزندانشان بيشتر بود! 

آنها از بهره خود (از مواهب الهى در راه گناه و هوس) استفاده كردند; شما نيز از بهره خود، (در اين راه) استفاده كرديد، همان گونه كه آنها استفاده كردند; 

شما (در كفر و نفاق و استهزاى مؤمنان) فرو رفتيد، همان گونه كه آنها فرو رفتند; (ولى سرانجام) اعمالشان در دنيا و آخرت نابود شد; و آنها همان زيانكارانند! (69) توبه

آيا خبر كسانى كه پيش از آنها بودند، به آنان نرسيده است؟! «قوم نوح‏» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهيم‏» و «اصحاب مدين‏» ( قوم شعيب) و «شهرهاى زير و رو شده‏» ( قوم لوط); پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند، (ولى نپذيرفتند;) خداوند به آنها ستم نكرد، اما خودشان بر خويشتن ستم مى‏كردند! (70) توبه</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032723</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 25 مردادماه 1390 02:12:54 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقد و بررسي ويژه نامه خاتون </title>
         <description>ك وب (حميد دهقانيان): اقدام عجیب روزنامه دولتی ایران در تقلیل ارزشی بحث حجاب و نقادی روشنفکرمابانه  وغیر کارشناسی نسبت به این موضوع در ویژه نامه خاتون 1 (ضمیمه رایگان روزنامه ایران در روز شنبه 22مردادماه ) تنشی مجدد در فضای رسانه ای ایجاد نموده. جدای از انگیزه آقای جوانفکر وتیم رسانه ایش در ایجاد این موج ها ،  سبک  برخورد آنها یادآور جنگ های روانی اصلاح طلبان در مطبوعات دهه هفتاد است .عرفی سازی دین وتقلیل ارزشها آن هم با ژست کارشناسی پروژه ای بود که زیر چتر شعار آزادی و جامعه مدنی در دهه هفتاد در دستور کار قرار گرفته بود.  اباحه گری که در این ویژه نامه نسبت به فرهنگ حجاب در ادامه چالشی است که این رویکرد انحرافی با دستگاه روحانیت  ومراجع به  عنوان متولیان امور دینی در کشور  دارند.اگر بخواهیم علل عدم اجرا وسردرگم بودن قانون عفاف وحجاب را بررسی کنیم قطعا به اظهارنظرهای غیر هم سطح در بدنه مشورتی دولت وچالش آنها با مجلس  به عنوان نهاد قانون گذارودستگاه روحانیت می رسیم. اما آنچه در این ویژه نامه در بررسی مسئله حجاب می خوانیم تعریض هایی در مورد مشکلات اجرایی وکارشناسی قانون عقاف وحجاب از یک سو و مسئله دار بودن چادر با مشخصات فعلی از سوی دیگر است.آنچه در این بین بسیار عجیب وتکان دهنده است اظهارات کاملا غیر تخصصی آقای جوانفکر و کلهر درمورد مباحث کاملا تخصصی فقهی است. صحبت از دایره شمولیت ابعاد اجتماعی فریضه امربه معروف ونهی از منکر وتفسیر روانشناختی وتاریخی  ناقص واشتباه  از احکام دینی آن هم  در فضای عمومی از سوی روزنامه ای که همه به عنوان صدای دولت آنرا می شناسند در خور توجه شخص رئیس جمهور به عنوان فرد تصمیم گیر ومجلس به عنوان نهاد نظارتی است. آقای کلهر طبق چه استنادی چادر را لباس اشرافی و وارداتی می خواند. ایشان با تمسک به کدام دلیل منطقی حکم به کراهت رنگ مشکی به صورت مطلق میدهد درصورتیکه اولا روایات متعددی در نقض این موضوع وجود دارد ثانیا این حکم در پوشش مرد وزن یکسان نیست ثالثا شامل همه پوشش ها نمی شود (ا زجمله عمامه مشکی) ورابعا از نظر روانشناختی نه تنها دلیلی بر صحت این ادعا نداریم(1).حتی از نظرتاریخی هم این نظر مخدوش است(2). عدم توجه یا بی اعتنایی به احکام دین وفتاوای مراجع دینی در اظهار نظرهای شخصی رویه ای است که متاسفانه این تیم مشورتی در ابتدای حضور خود دنبال کرده که در دوره دوم ریاست جمهوری شدت بیشتری یافته است. طرح این موضوعات  در فضای عمومی کشور علاوه بر ایجاد تنش در جامعه ،آسیب جدی به بدنه اجتماعی کشور خواهد زد.در آخر شایان ذکر است شکل ارائه موضوع معرفی تعدادی از زنان به عنوان الگو که بعضی از آنها وضعیت مشخصی دارند شکی بر تبلیغاتی بودن موضوع باقی نمی گذارد. درذیل توجه خوانندگان عزیز را به پاسخ شبهات القاء شده توسط این ویژه نامه  كه در يكي از سايت ها مطرح شده جلب می نمائیم.        در مشکی، شایسته یا مذموم ؟</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032708</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 24 مردادماه 1390 17:01:13 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جنگ نرم  ابزار دیرینه‏ی سلطه‏گران</title>
         <description><![CDATA[<strong><span style="font-size: 14pt; color: navy"><font face="Times New Roman">بسم الله الرحمن الرحیم<span>&nbsp;&nbsp; </span></font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span style="color: blue">جنگ نرم </span></strong><span></span><strong><span style="color: blue"><span></span><span>&nbsp;</span></span><span style="color: blue">ابزار دیرینه&rlm;ی سلطه&rlm;گران</span></strong><strong><span style="color: blue"></span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>بررسی یک نمونه&rlm;ی</span></strong><span></span><strong><span><span></span> </span><span>تاریخی از کاربرد اصول جنگ نرم بر ضد ملت ایران</span></strong><span></span><strong><span><span></span> </span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>اصول و ابزارهای</span></strong><span></span><strong><span><span></span> </span><span>جنگ نرم که امروزه جزء آخرین تاکتیک&rlm;های براندازی مورد استفاده از سوی دشمنان</span></strong><span></span><strong><span><span></span> </span><span>جمهوری اسلامی محسوب می&rlm;شود، اختصاص به دنیای امروز ندارد. دشمنان این مزر و بوم در</span></strong><span></span><strong><span><span></span> </span><span>گذشته نیز برای مقابله با مطالبات و آرمان&rlm;های ملت ایران شگردهایی به کار می&rlm;بردند</span></strong><span></span><strong><span><span></span> </span><span>که امروزه می&rlm;توان آنها را با مفهوم امروزی جنگ نرم سنجید</span></strong><span></span><strong><span><span></span>... </span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>از جمله مؤلفه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>هایی که امروزه در ادبیات سیاسی کاربرد و استعمال فراوان یافته است و ملاک و معیار تحلیل</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های بسیاری را در عرصه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی مباحث سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به خود اختصاص داده، مفهوم جنگ نرم است. جنگ نرم امروز جزء آخرین&nbsp; ابزارهای براندازی&nbsp; مورد استفاده از سوی دشمنان جمهوری اسلامی محسوب می&rlm;شود. اما به نظر می&rlm;رسد این مفهوم و اصول و ایزارهای آن اختصاص به دنیای امروز ندارد و&nbsp; دشمنان این مزر و بوم در گذشته نیز برای مقابله با مطالبات&nbsp; و آرمان&rlm;های ملت ایران شگردهایی به کار می&rlm;بردند که امروز می توان آنها را با مفهوم امروزی جنگ نرم سنجید.در این نوشتار سعی داریم به عنوان یک نمونه&rlm;ی تاریخی، به ارتباط میان انقلاب مشروطه و جنگ نرم بپردازیم؛ بدین صورت که چگونگی برقراری پیوند میان این دو مفهوم را مورد بررسی قرار دهیم. </span></strong><strong><span></span></strong></font></font><span></span><strong><span><span></span><font face="Times New Roman" size="3">&nbsp;بدیهی است که پرداختن به این موضوع در گرو پاسخ دادن به این سؤال مهم است که اساساً آیا می</font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&zwnj;</span><span>توان مسایل و موضوع</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>هایی را که در قرون گذشته به وقوع پیوسته</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>اند، با معیارهای امروزی مورد بررسی قرار داد؟ آیا مفاهیم و مؤلفه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های جدیدی هم</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>چون جنگ نرم، ظرفیت و استعداد آن را دارند که پدیده</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ماقبل خود را تبیین کنند یا نه؟</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>در پاسخ به این سؤال باید گفت که هر چند پیرامون مفهوم جنگ نرم، تعاریف متعدد و متنوعی ارایه شده است و به همین جهت نمی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان به یک تعریف واحد دست پیدا کرد، ولی در عین حال می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان از شاخص</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>هایی یاد کرد که عناصر تشکیل دهنده</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی &laquo;جنگ نرم&raquo; هستند. عناصری هم</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>چون &laquo;انتقال&raquo;، &laquo;حمایت از وابستگان فکری&raquo;، &laquo;شایعه&raquo;، &laquo;مبالغه&raquo;، &laquo;مغالطه&raquo;، &laquo;ترور شخصیت&raquo; و ... بنابراین می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان هرگونه اقدامی را که حاوی شیوه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های جنگ روانی است و در آن از تبلیغات رسانه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ای به منظور تحت تأثیر قرار دادن جامعه و افکار جامعه استفاده می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>شود، مصداقی از جنگ نرم به حساب آورد. روشن است که این تعریف را نمی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان به عصر خاصی اختصاص داد. هر چند این نوع جنگ بیش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>تر در سال</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های پس از فروپاشی شوروی مطرح بوده و بر تهدیدهای نرم استوار بوده است، لکن همان</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>طور که گذشت از آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>جا که متشکل از عناصری است که این عناصر را می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان در هر زمانی پیدا کرد، کاربرد و استعمال آن به عنوان یک قالب تحلیلی برای نظاره کردن تاریخ، کاملاً درست و منطقی می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>باشد.</span></strong></font></font><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">انقلاب مشروطه</font></font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;پیش درآمد انقلاب مشروطه، اعتراض</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>هایی بود که به شیوه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های گوناگون برضد مسؤولان گمرک، صدر اعظم، حاکمان محلی، شاه و بابی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها ابراز می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>شد. این اعتراض</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها بیش از هر چیزی نشان از خواست عموم مردم برای تغییر بود؛ به عبارت دیگر پیش از آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>که بدنه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی اجتماع بداند که چه می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خواهد، به دنبال نفی نظام حاکم بود. </span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;از آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>جا که پیش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>تر، روحانیون بزرگ از معترضان پشتیبانی می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>کردند، برخوردهای خشن با مردم معترض به شیوه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی گذشته ممکن نبود. در واقع، پس از نهضت تنباکو، حکومت هرگز نتوانست در برابر جنبش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های اجتماعی که عالمان دینی رهبری آن را بر عهده داشتند، مقاومت کند. تنها شایعه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی تکفیر کافی بود تا حاکم و سیاستمداری برجسته را از میدان به در کند؛ همان</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گونه که در این دوره، &laquo;امین السلطان&raquo; به همین دلیل برکنار شد. </span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;در مجموع، انقلاب مشروطه نوعی اعتراض عمومی و فراگیر برضد نظام حاکم بود که در وقوع آن، گروه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های متعدد و متنوعی به رهبری روحانیت نقش داشتند. این گروه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها در ابتدای راه و به جهت یک دشمن مشترک، در یک جبهه قرار داشتند و مقابل آن دشمن مشترک صف آرایی می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>کردند ولی به محض از بین رفتن و کم رنگ شدن دشمن مشترک، به جهت نداشتن اهداف مشترک، دچار تشتت و ا ختلاف آرای شدید شدند و انقلاب را به ورطه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی انحراف و شکست کشاندند.</span></strong></font></font><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">انگلیس و انقلاب مشروطه</font></font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;از جمله علل و عوامل مهم در انحراف و شکست انقلاب مشروطه، می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان به نقش مهم و تأثیرگذار عامل خارجی یعنی &laquo;انگلیس&raquo; اشاره کرد. این کشور، با اشکال و شیوه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های مختلف در منحرف شدن جریان انقلاب به ایفای نقش می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>پرداخت. مشروطه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ای که در صورت تحقق می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توانست منجر به استقرار آزادی و دموکراسی در ایران&nbsp;شود، به طور قطع منافع بیگانگان را در کشور به خطر می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>انداخت؛ چرا که سلسله</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی قاجار به بهترین شکل منافع آنان را تأمین می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>کرد، به همین جهت طبیعی بود که به مقابله با آن بپردازند.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;همان</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گونه که مراجعه به اسناد گوناگون گواهی می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>دهد مهم</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ترین علت انحراف و شکست مشروطه، توطئه و تلاش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های انگلیس و عوامل پیدا و پنهان آن در جریان نهضت مشروطه بوده است. انگلیس، جاسوسان و وابستگانش در دوره</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ای که هنوز نهضت مشروطه تحکیم نیافته بود برنامه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ای را برای انحراف و شکست آن تدوین کردند. در زیر به جهت اختصار به سه مورد از مواردی که در قالب جنگ نرم می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توان به آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها پرداخت، اشاره می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>شود.</span></strong></font></font><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">1.&nbsp;انتقال؛</font></font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;یکی از عناصر و مؤلفه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های اصلی جنگ نرم، راهکار انتقال است. انتقال یعنی این</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>که اقتدار، حرمت و منزلت امری که مورد احترام است به چیزی دیگر سرایت داده شود. از جمله راهکارهای اساسی به کار گرفته شده توسط دولت انگلستان در ارتباط با جریان مشروطه، بهره</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گیری از این روش بوده است. اهمیت و ارزش ایران برای انگلستان در آن دوره، به جهت قرار گرفتن میان روسیه (به عنوان دشمن اول انگلستان) و هندوستان بود. به همین جهت انگلستان همواره نگران پیوستن ایران به دامان روسیه بود.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;انگلستان به منظور قطع دست روس</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها، از جنبش عدالت</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خانه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی مردم ایران حمایت کرد. مردم عدالت</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خانه را به منظور مقابله و رهایی از چنگ استبداد می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خواستند، اما آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>چه در ادامه اتفاق افتاد این بود که انگلیسی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها آن را به مجرای جدیدی هدایت کردند؛ بدین صورت که شعار &laquo;عدالت</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خانه خواهی&raquo; را به &laquo;مشروطه خواهی&raquo; بدل نمودند. انگلیسی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها و وابستگان آنان برای این</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>که به نهضت مردمی مشروطه ماهیت غربی بدهند، از کم اطلاعی و بی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خبری جمعی از مردم استفاده کرده و آنان را به سفارت کشیدند و در آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>جا شعارهایی را بر زبان مردم انداختند و اهدافی را به آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها القا کردند که به کل رنگ غربی داشت و با ذهنیت بومی و فرهنگ اسلامی ایرانیان سازگاری نداشت. در واقع انگلیس</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها با استفاده از مکانیزم انتقال ارزش، از مفاهیم با ارزش به نفع مفاهیم بی ارزش استفاده</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی کامل را بردند.</span></strong></font></font><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">2.&nbsp;حمایت از وابستگان فکری؛</font></font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;از دیگر شاخصه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های جنگ نرم باید به گماردن و پروراندن نیروهایی در میان جامعه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی هدف اشاره کرد. از جمله نیروها و اساساً طبقاتی که در جریان شکست مشروطه کمک شایانی به انگلیس کرد، گروه منور الفکرها یا همان روشن فکران بودند. یکی از مهم</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ترین زمینه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های رشد منورالفکری در ایران، تشکیلات فراماسونری است. تا قبل از تأسیس این محافل در ایران، ایرانیانی که به خارج می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>رفتند، تماس</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>هایی با این محافل برقرار کرده و درس &laquo;آدمیت&raquo; می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>آموختند. این محافل با ترتیب دادن جلساتی اصول آدمیت را که برگردان &laquo;فرهنگ اومانیستی&raquo; بود، ترویج می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>کردند و در این راه به ظاهر هیچ برخوردی با مذهب نداشتند، حتی بسیاری از اوقات از برخی مفاهیم مذهبی برای تفهیم دیدگاه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های خود بهره می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گرفتند.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;&laquo;میرزا ملکم خان&raquo;، بنیان</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گذار فراموش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>خانه در ایران تصریح دارد که بعد از آشنایی با فرهنگ غرب و نیز درک کیفیت ترتیب و تنظیم انجمن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های مخفی، سری و تشکیل محافل فراماسونی، به ایران آمده و برای ترویج آن افکار، آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها را در لفافه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی دین که با روحیات مردم ایران سازگارتر بوده، برای بزرگان پایتخت و دوستان خود، مطرح کرده است. </span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;گسترش این محافل در ایران که حول و حوش مشروطه رو به فزونی نهاده بود و حتی انسان</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های پاک طینت به تقلید از آن محافل، خود انجمن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های مخفی ایجاد کرده بودند، باعث ایجاد گسترش افکار منور الفکری گردید. افکاری که اومانیسم را در برابر فکر دینی نهاده و تجربه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی چند قرن جنگ برضد افکار دینی را در بعد فلسفی، علمی و اجتماعی پشت سر گذاشت.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;تشخیص تفکرات منورالفکری و فراماسونی در ابتدا چندان آسان نبود، بلکه پس از سقوط استبداد کم کم خود را نشان داد؛ بدین صورت که پس از استبداد و هنگامی که در مجلس خواستند، قانون بنویسند، این اختلافات خود را نشان داد و درگیری آغاز شد. در آن زمان مشخص گردید که این افکار نوگرایی تنها چیزی نبوده که از لحاظ احساسی و عاطفی بخواهد برضد قاجار تحرکی به وجود آورد بلکه خود داعیه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>دار قانون و مبانی جدید قانون</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گذاری است. اوج این درگیری بر سر تساوی حقوق بود؛ یعنی تمام انسان</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها از حقوق مساوی برخوردارند، اعم از این</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>که پیرو هر آیین، دین و مذهبی باشند. این مطلب آشکارا با مبانی و حقوقی که در اسلام وجود داشت، متباین می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>نمود.</span></strong></font></font><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">3.&nbsp; ترور شخصیت؛</font></font></span></strong><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;از دیگر مؤلفه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها و شاخص</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های اصلی جنگ نرم، ترور شخصیت می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>باشد. طراحان و برگزار کنندگان این قبیل جنگ</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ها، عمده توان خود را در وهله</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی اول بر جذب نخبگان و افراد تأثیرگذار در جبهه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی مقابل می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>گذارند و در این راه از شیوه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های مختلفی هم</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>چون تطمیع، تزویر، تهدید و ... استفاده می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>کنند. در صورتی که این اقدامات به انجام نرسید، به ترور شخصیت و در نهایت به ترور شخص اقدام خواهند کرد.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;بدیهی است که ترور شخصیت در صورت موفقیت، اثراتی به مراتب بیش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>تر از ترور شخصی دارد، چرا که در اثر ترور شخص هر آن، امکان زنده ماندن راه، اهداف و آرمان آن شخص وجود دارد، ولی در ترور شخصیت، نه تنها چنین امکانی وجود ندارد بلکه حضور آن فرد، خود امتیازی برای ترور کنندگان به حساب می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>آید؛ چرا که خود گواهی زنده بر باطل بودن افکار و آرای اوست. اما در صورت عدم موفقیت راهکار ترور شخصیت، طبیعتاً باید سراغ ترور شخص رفت؛ چون زنده ماندن شخص مورد نظر هر آن امکان ترویج و نشر آرا و افکار او را بیش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>تر و بیش</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>تر فراهم می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>سازد.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;در مجموع، طراحان جنگ نرم در ابتدا به دنبال جذب نخبگان طرف مقابل خواهند رفت و در صورت عدم موفقیت، راهکار ترور شخصیت و در نهایت ترور شخص را دنبال خواهند کرد. از جمله شخصیت</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>های مطرح و تأثیرگذار در جریان مشروطه که به حق پیوند وثیقی با این جریان داشته، &laquo;شیخ فضل الله نوری&raquo; است. ایشان به جهت سوابق علمی و سیاسی که داشتند، نقطه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ی مقابل جریان استعماری در ایران شناخته می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>شدند؛ به خصوص با توجه به نقش ایشان در جنبش تنباکو.</span></strong></font></font><font size="3"><font face="Times New Roman"><strong><span>&nbsp;از آن</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>جا که سوابق ایشان از ابتدا گویای این امر بود که دشمنان نمی</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>توانند به دنبال جذب ایشان باشند، مستقیم به سراغ ترور شخصیت ایشان رفتند و از ایشان با عناوینی مذموم و ناشایست هم</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>چون &laquo;جیره خوار روسیه&raquo;، &laquo;ضد مشروطه&raquo;، &laquo;طرف</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>دار استبداد&raquo; و ... یاد می</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>کردند. میزان صلابت و استحکام عقاید شیخ فضل الله به اندازه</span></strong><strong><span>&zwnj;</span><span>ای بود که نه تنها به لحاظ شخصیتی ترور نشد بلکه دشمن چاره را در ترور شخصی ایشان دانست. به همین منظور بود که با استفاده از ابزاری عوام فریبانه یعنی برچسب ضد مشروطه و ... ایشان را در دادگاهی فرمایشی به اعدام محکوم کردند.</span></strong></font></font><strong><span><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span style="color: blue"><font size="3"><font face="Times New Roman">پی&rlm;نوشت:<span>&nbsp;&nbsp; </span>&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span style="color: blue"><font size="3"><font face="Times New Roman">درآمدی به تاریخ فراماسونری در ایران، ص 38</font></font></span></strong><strong><span style="color: blue"><font size="3"><font face="Times New Roman">&nbsp;</font></font></span></strong><strong><span style="color: blue"><font size="3"><font face="Times New Roman">ابوالحسن توفیقیان؛ کارشناس ارشد علوم سیاسی</font></font></span></strong>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032709</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 24 مردادماه 1390 16:25:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>افطاری بسیج سایبری با رهبر انقلاب!/ دیدگاههای</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: center"><span style="color: #008080"><strong>خبر جالبی بود !</strong></span></p><p style="text-align: center"><span style="color: #008080"><strong>ولی تا امروز هیچ وقت امکان تحقق برایش فراهم نشده است چرا !؟</strong></span></p><span style="color: #008080"><p style="text-align: justify"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>بسیچ سایبری</strong> که متشکل از فعالان عرصه خبری ، تک نگاری های ذوقی ، ثبت ، نقد و نظر حوادث و اتفاقات خوب و بد <strong>انقلاب اسلامی و جهان اسلام</strong>  می باشد که صبغه جوان بودن ، تعهد تا پای جان به آرمانهای امام و رهبری و منتقد جریانات فرهنگی و سیاسی از اشتراکات نیروهای خودی تازه نفس در عرصه ظهور و رویش هنرمندان اهل قلم و نگارش انقلابی بوده ، و وجه تمایز و افتراق با غیر خودی ها ،حلقه های انحرافی فکری ، دست اندکاران بنگاهها خبر پراکنی و مخربین اعتقادات اسلامی و انقلابی در فضای مجاری و سایتها و ... می باشد.</span></p><p style="text-align: center"><br />&nbsp;</p><p style="text-align: justify"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>انگیزه شکل</strong> گیری این جمع منتقد و پیگیر <strong>(بسیج سایبری)</strong> ، به نظر نگارنده این سطور به سالهای <strong>اواخر سالهای 70 و اوایل 80</strong> برمی گردد که در اوج گیری هجمه و تهاجمات فرهنگی و اعتقادی معاندان به باورهای دینی و انقلابی مردم مسلمان و ولایی نظام اسلامی در داخل کشور و عوامل صهیونیستها - آمریکایی و فراری های بد سابقه رژیم منحوس پهلوی و مطردین نظام و منافقین آغشته به خون و ناموس مردم مسلمان در خارج کشور به شکل آشکاری پس از شکست نظامی در تهاجم همه جانبه و اتحاد ابرقدرتها و زخم خوردگان انقلاب به تمامیت ارضی ایران اسلامی و تخریب و شبهه افکنی به باورها و آثار اعتقادی و تاریخی مسلمانان در بقیع متبرک ، بیت المقدس و اماکن مقدسه ،باعث انگیزه و حرکت <strong>فرزندان انقلابی و معنوی حضرت آقا روح الله</strong> و متدین متعهد به  فرهنگ جهانی آل محمد و مذهب اثنی عشری برای حضور قاطع و مصمم در فضای مجازی و سایبری شده است ...</span></p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>پس شاکله</strong> و پشتوانه ارزشی این جریان و <strong>بسیج سایبری</strong> قابل مقایسه و برابری با سایر حرکتها و هیچ تشکل ملی و صنفی محدود به قشر و جنسیت خاصی نبوده است ...</span></p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>کلان اندیشی</strong> ،جهانشمول بودن ؛ ارزشی و متعهد به باورهای اسلامی و انقلابی و هوشمندانه بودن در برابر تهاجمات فرهنگی و اعتقادی از <strong>شاخص های</strong> بارز و مبین <strong>بسیج سایبری </strong>میباشد که باعث انتظارات منطقی و فرصتهایی طلایی از سوی علاقمندان به انقلاب اسلامی ایران ، امام راحل و منویات مقام معظم رهبری از سراسر دنیا را شده و بهره مندی از تمامی <strong>ظرفیتهای موجود فضای مجازی</strong> را برای حضور فعالان بسیج سایبری در عرصه حمایت ، انعکاس اخبار و اطلاع رسانی درست و به موفع در حرکتها و جنبش های خط یبداری وآگاهی ، که از خاورمیانه تا اروپا گرفته را ، فراهم و پر رنگتر کرده است ...</span></p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>که با تهدیداتی</strong> از طرف شیاطین سایبری ، فیلترینگ ، هک و تخریب سایتها و وبلاگ های مستقل - اسلامی و عدم ساپورت شبکه اجتماعی و ماهواره ای در کشور های باصطلاح مهد آزادی و دموکراسی اروپایی - آمریکایی روبرو شده است ...</span></p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>پس با درک و حمایت همه جانبه از جایگاه  </strong>رفیع و مسئولیت خطیر<strong> وبلاگ نویسان مسلمان</strong> از طرف متولیان فرهنگی و حتی سرمایه گذاران بومی ، کشوری و سازمان ها و نهاد های مردمی - اسلامی  میتوان به ابزاری مطمئن و ملی در برابر تهدیدات اجانب و حتی تحریم های فرهنگی و اقتصادی بیگانه در عرصه تبادل اطلاعات و دانش بروز دست یافت ...</span></p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="color: #0000ff; font-size: small"><strong>ولی ظاهر امر این</strong> طور نشان میدهد که مسئولین فرهنگی و.... فقط ما <strong>وبلاگ نویسان و فعالان قرهنگی،</strong> را برای حضور در فضای مجازی خوب !!! می داند و برنامه ای برای توانمندسازی مهندسی فرهنگی و استفاده از استعدادهای بالفعل ، نکته نظرات و راهکار های <strong> نسل جوان</strong> و <strong>فعالان سایبری</strong> برای حل مشکلات فرهنگی و ناهنجاری های اجتماعی ندارند ...</span> </p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="color: #0000ff; font-size: small">که پیشنهاد و آرزوی تحقق خبر حضور <strong>اعضای بسیج سایبری</strong> و تشرف به محضر مبارک ولی امر مسلمین جهان <span style="color: #008080"><strong>حضرت آیت اله آقا سید علی خامنه  (حفظه الله تعالی)</strong></span> میتواند برای <strong>وبلاگ نویسان جوان و انقلابی</strong> فرصت مناسبی باشد که دغدغه ها و مشکلات حوزه فعالیت خود و بی مهری ها و کمبود های حمایتی و جریزه ای مسئولین و متولیان فرهنگی را به خدمت معظم له عرضه بدارند تا منویات ایشان توتیا و رهگشای ادامه راه آینده مان باشد ...</span></p></span>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032692</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 24 مردادماه 1390 14:28:00 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بمان برای دل آفتابگردان (کتاب الکترونیکی)</title>
         <description>چندی پیش هم گفته بودم که همیشه اولین ها و حسی که برایم به ارمغان می آورند چقدر ناب و عزیز است...

گفته بودم اولین ها گرچه ممکن است ناب ترین نباشند اما به قطع ماندگار ترین خواهند بود

گفته بودم که اولین ها حکم چراغ کورسویی را دارند که به سوی روشنایی می گریزد...

و امروز دوباره تکرار می کنم که اولین ها چقدر می توانند در خاطر بشر برتر و عزیزتر باشند

مثل دیدار کعبه که در اولین حضورت در جوارش معجزه هم که بخواهی عملی می شود

که من این را با چشمان خودم دیده ام

بدانید که بشر سلاح هایی دارد که اگر به صلاح استفاده کند برتر و قوی تر از هر آن چیزیست که در مخیله ی انسان گنجد

که یکی همین قلم است که قسم می خورم نوکش از هر شمشیری برنده تر خواهد بود


به امید ظهور حضرتش</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032681</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 24 مردادماه 1390 00:52:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حمله تند داماد شهید آوینی به رجانیوز!</title>
         <description><![CDATA[حسین معززی نیا سردبیر مجله ۲۴،منتقد سینما وداماد شهید آوینی در یاداشتی به مطلب رجانیوز علیه خود پاسخ داد:  تا چند روز پیش تصورم این بود که اینجا یک فضای شخصی و محدود برای گفتن حرف&zwnj;هایی است که قرار است در همین فضای محدود باقی بماند و گپی باشد بین من و دوستانم.  تا این که پنجشنبه بعدازظهر دیدم سایت محترم رجانیوز یکی از پست&zwnj;های من را از همین جا برداشته و به عنوان خبر منتشر کرده! اسم خبرشان هم &laquo;توهین سردبیر ۲۴ به رئیس جمهور&raquo; است.  به این ترتیب برایم مشخص شد که این صفحه را صرفا دوستانم نمی&zwnj;خوانند، بلکه عده&zwnj;ای که ظاهرا دچار کمبود خبر هستند دارند مرا فالو می&zwnj;کنند تا از پست&zwnj;های من خبر تولید کنند! مملکت جالبی است واقعا.  حالا که این دوستان دارند بر مبنای نوشته&zwnj;های همین صفحه علیه من پرونده&zwnj;سازی می&zwnj;کنند، ظاهرا چاره&zwnj;ای ندارم جز این که در همین صفحه پاسخشان را بدهم. هرچند که تصور نمی&zwnj;کردم گوگل&zwnj;ریدر جای این کارها باشد.  آقایان ناشناس و ناشناخته&zwnj;ای که در گوشه کنار این صفحه کمین کرده&zwnj;اید. توجه بفرمایید:  یک: محض اطلاع عرض می&zwnj;کنم که گوگل&zwnj;ریدر یک فضای کاملا خصوصی است و کار شما مصداق بارز تجاوز به حریم خصوصی افراد محسوب می&zwnj;شود. شما مثل دزدی هستید که شبانه به خانه&zwnj;ی مردم می&zwnj;رود و بعد از سرقت عکس&zwnj;های خانوادگی&zwnj;&zwnj;شان آنها را در سایت&zwnj;های اینترنتی پخش می&zwnj;کند. سایتی که عنوان پایگاه اطلاع رسانی و خبرگزاری را یدک می&zwnj;کشد قرار نیست مثل دزدها کمین کند و یواشکی نوشته&zwnj;های مرا دنبال کند و بر مبنای آنها خبرسازی کند. حداقل شجاع باشید و همان&zwnj;قدر که من با صراحت نظرم را اینجا می&zwnj;نویسم، شما هم با هویت واقعی خودتان را نشان دهید و درباره&zwnj;ی نظرم با من بحث کنید.  دو: هر چقدر دلتان می&zwnj;خواهد آسمان ریسمان به هم ببافید تا حمله&zwnj;ی من به موضع&zwnj;گیری احمدی&zwnj;نژاد را به همسویی با بیگانه و مخالفت با نظام و این چیزها ربط بدهید. خودتان می&zwnj;دانید که دارید یاوه می&zwnj;گویید و استدلالتان به&zwnj;کلی بی&zwnj;معناست.  چیزی که من درباره موضع&zwnj;گیری احمدی&zwnj;نژاد نوشته&zwnj;ام مطلقاً ربطی به تفسیر شما ندارد و حرف بسیار روشنی است: من می&zwnj;گویم آشوب&zwnj;های کشور انگلیس، نتیجه&zwnj;ی خشم طبقه&zwnj;ی محروم و کارگر انگلیس از فشارهای اقتصادی و اعتراضشان به نابرابری&zwnj;های اجتماعی است. شورش آنها ابداً ربطی به &laquo;آزادی بیان&raquo; ندارد. کسانی که آشوب کرده&zwnj;اند جزو طبقه&zwnj;ی متوسط و تحصیلکرده نیستند که تقاضای آزادی بیان داشته باشند. بنابراین رئیس&zwnj;جمهور مورد علاقه&zwnj;ی شما دارد به شکل زشتی از موقعیت دیپلماتیکش سوءاستفاده می&zwnj;کند، قضیه را منحرف می&zwnj;کند و با وارونه کردن موضوع، بحث دفاع از آزادی بیان را وسط می&zwnj;کشد. و به دولتمردان انگلیس می&zwnj;گوید به مردمتان اجازه&zwnj;ی آزادی بیان بدهید!! به&zwnj;نظر من اسم این رفتار وقاحت دیپلماتیک است. عوام&zwnj;فریبی در سطح دیپلماتیک است. احمدی&zwnj;نژاد دفعه&zwnj;ی اولش نیست که چنین رفتاری می&zwnj;کند. رویه&zwnj;اش همین است. این عقیده&zwnj;ی من درباره&zwnj;ی رفتار دیپلماتیک اوست و فکر می&zwnj;کنم بنا بر ادعای خود ایشان در مملکتمان آن&zwnj;قدر &laquo;آزادی بیان&raquo; هست که بتوانم این نظر را در یک محیط خصوصی منتشر کنم. اما ظاهراً شما به عنوان کاسه&zwnj;ی داغ&zwnj;تر از آش نظر دیگری دارید.  سه: می&zwnj;شود بفرمایید این که دولت انگلیس چه کارنامه&zwnj;ای دارد و سابقه&zwnj;اش چیست و دستگاه سیاسی&zwnj;اش چه کرده و می&zwnj;کند و چند تا کودتا کرده اساساً چه ربطی به حرف من دارد؟ چون من گفته&zwnj;ام احمدی&zwnj;نژاد بد حرف زده، پس مدافع دولت انگلیس هستم؟! شیوه&zwnj;ی استدلالتان خنده&zwnj;دار نیست؟  چهار: در انتها رفته&zwnj;اید سراغ بحث سردبیری من در یک نشریه&zwnj;ی سینمایی و این&zwnj;که دارم پول نظام را می&zwnj;گیرم و می&zwnj;ریزم در حساب بانکی&zwnj;ام و علیه نظام فعالیت می&zwnj;کنم!!! قربان استدلالتان بروم واقعاً!  پست من علیه رفتار احمدی&zwnj;نژاد مصداق فعالیت علیه نظام است؟ پس الان حرفهای اخیر رضا امیرخانی و سید مهدی شجاعی و بقیه&zwnj;ی منتقدان احمدی&zwnj;نژاد هم مصداق فعالیت علیه نظام محسوب می&zwnj;شود؟  و همه&zwnj;ی ما داریم حساب بانکی&zwnj;مان را با فعالیت علیه نظام پر می&zwnj;کنیم؟ عجالتاً عرض می&zwnj;کنم که حساب بانکی &laquo;پر&raquo; بنده تقدیم شما. همین فردا بیایید تحویلش بگیرید. کلش مال شما. فقط اجازه دهید من هم حساب بانکی شما را چک کنم تا مشخص شود چه کسی دارد پول مملکت را &laquo;حلالا طیبا&raquo; بالا می&zwnj;کشد. حاضرید این معامله را انجام دهیم؟  پنج: پیشنهاد می&zwnj;کنم شما فعلا بی&zwnj;خیال محتویات صفحه گوگل&zwnj;ریدر بنده شوید، چون سرتان شلوغ است: بروید فضاحتی را که دوستانتان در روزنامه ایران بالا آورده&zwnj;اند جمع کنید. آهان، یادم رفت&hellip; شما اسمش را می&zwnj;گذارید جریان انحرافی، نه؟ واقعاً فکر می&zwnj;کنید جریان انحرافی است؟  یعنی نمی&zwnj;دانید که احمدی&zwnj;نژاد به فعالیت&zwnj;های این جریان انحرافی معتقد است و از همه حمایت می&zwnj;کند؟ هر چه باشد این آقایان همه مشاورین و همکارانش هستند. نیستند؟ حمله به موجودیت چادر مشکی همسویی با سیاست&zwnj;های انگلیس است یا پستی که من اینجا گذاشته&zwnj;ام. بروید فکری به حال آن ویژه&zwnj;نامه&zwnj;ی روزنامه ایران بکنید. حالا حالاها کار دارید.  ]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032645</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 23 مردادماه 1390 23:15:27 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>در ایران اعتراض،در انگلیس اغتشاش!</title>
         <description><![CDATA[<p dir="rtl"><img src="http://media.farsnews.com/Media/9005/ImageReports/9005193173/12_9005193173_L600.jpg" border="0" hspace="0" width="242" height="190" align="right" />چند روزی است که انگلستان شاهد اعتراض جوانان و مردم محروم خود است.</p><p dir="rtl">مردمی که تنها خواسته شان اجرای عدالت اجتماعی و اصلاح سیاست های غلط اقتصادی دولت دیوید کامرون-نخست وزیر- است.</p><p dir="rtl">این اعتراض ها که با کشته شدن مارک دوگان 29 ساله توسط پلیس و در تاتنهام آغاز شده است،اکنون به اکثر شهرهای مهم از قبیل لندن و منچستر نیز رسیده و شرایط کشور را بحرانی کرده است.</p><p dir="rtl">اما نکته قابل توجهی که در این اعتراض ها دیده می شود،نوع پوشش رسانه های غربی&nbsp;است.</p><p dir="rtl">این رسانه های بظاهر منصف، اینبار اعتراضات مردم عدالت خواه انگلیس را با کلیدواژه های &quot;آشوب&quot; و &quot;اغتشاش&quot; (riot) پوشش می دهند و مردم را &quot;دزد&quot; ، &quot;غارتگر&quot; و اعمال آن ها را &quot;جرم محض&quot; و &quot;اقدام علیه امنیت ملی&quot; خطاب کرده اند.</p><p dir="rtl">اما اگر به عملکرد همین رسانه ها در فتنه 88 ایران نگاهی بی اندازید،متوجه وابستگی شدید شان به لابی های صهیونیستی و استکبار جهانی&nbsp;خواهید شد. </p><p dir="rtl">در جریان فتنه 88 که عده ای در اوهام کودکانه خود قصد براندازی نظام مبتنی بر مردم سالاری ایران را داشتند،توسط این رسانه ها &quot;معترضین&quot; ی خطاب می شوند که تنها به دنبال آزادی و مطالبه حقوق حداقلی خود هستند؛ولی در این ایام که دولت &nbsp;بریتانیا در برابر قیام محرومین خود&nbsp;قرار گرفته است،همان مردم می شوند دزد ،غارتگر،آشوبگر و ...</p><p dir="rtl"><img src="http://media.farsnews.com/Media/9005/ImageReports/9005193173/8_9005193173_L600.jpg" border="0" hspace="0" width="193" height="207" align="left" />هیچ کس&nbsp;هم حاضر نیست تا صدای آنان را بشنود،&nbsp;نه ملکه الیزابت و نه دولتمردان انگلیسی؛ ولی این سگ های پلیس هستند که با پاره پاره کردن بدن جوانان انگلیسی جواب این عدالتخواهی محرومان و مستضعفان انگلیسی را می دهند.</p><p dir="rtl">کسانی که داعیه حقوق بشرشان گوش فلک را کرده است اکنون با سگ به جان جوانان خود افتاده اند!</p><p dir="rtl">تا وقتی که دولت انگلستان نتواند تناقضات خود در قبال پایبندی به اصول دموکراتیک&nbsp; را درحالی حل کند که هنوز این کشور به طرز قرون وسطایی و سلطنت شاهزادگان اداره می شود،اوضاع محرومین و اعتراض آنان به دیکتاتوری حاکم بر کشورشان&nbsp; همینگونه خواهد بود.</p><p dir="rtl">تصاویر زیر بخشی از پوشش رسانه های بیگانه(بی بی سی،رادیو زمانه،دوئیچه وله،دیلی تلگراف،الجزیره،العربیه و صدای آمریکا)&nbsp;را نشان می دهد.</p><p dir="rtl">بعنوان مثال به سختی می توانید در سایت یوتیوب فیلمی از سرکوب وحشیانه مردم توسط نیرو های امنیتی پیدا کنید درحالی که در صفحات اول این سایت سعی شده است کلیپ های حکومتی با مفهوم طغیان و اغتشاش و حتی وحشی گری مردم گذاشته شود!</p><p dir="rtl">کلیپ های مردمی نیز یا پاک می شوند و یا آنقدر در بین کلیپ های دیگر پائین می روند و گم می شوند&nbsp;که به سختی می توان آن ها را پیدا کرد.</p><p dir="rtl" align="center">(برای&nbsp;دیدن عکس ها به <a href="http://aghamoosa.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank"><strong>ادامه مطلب</strong></a>&nbsp;بروید)</p><p dir="rtl" align="center">&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032636</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 23 مردادماه 1390 19:36:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>رمضان رابانوای حاج منصور میشناسم نه ربنای شجر</title>
         <description>
چرا دروغ بگویم ربنای شجریان را بسیار دوست داشتم و موقع افطار که میشد با ربنایی که سالها نمی دانستم شجریان می خواندش سر سفره افطار می نشستم...اما...
اما دو سال است که نه تنها از این نوا خوشم نمی آید که متنفرم. برایم عجیب است که چرا هنوز بعضی ها اصرار دارند که حتما دم افطار، ربنای او را بشنوند...

من هر صدا و نوایی را گوش نمی دهم!
من از صدایی که از حنجره ی خدایی بیرون نیاید بدم می آید حتی اگر تمام تکنیک ها و ریزه کاریهای خوانندگی را بلد باشد!
من صدای چه چه های شجریان را دوست ندارم چون بوی خدا نمی دهند ؛ آری صدا هم بو دارد... بعضی صداها بوی تعفن می دهند و بعضی دیگر عطر سیب!!!
من نوای ((کربلا کربلا ما داریم می آییم)) رزمنده ای را که چیزی از موسیقی نمی داند ترجیح می دهم بر هر نوایی که صاحبش گم کرده هویتش را!

راستش وقتی به کارنامه شجریان نگاه می کنم و موسیقی هایی که خوانده از او بدم می آید... چرا در این کارنامه یک بار حرفی از امام و انقلاب نیامد؟ در هشت سال جنگ و دوران تحمل سختی های جانفرسا از جانب مردم، او حتی یک بار هم برای این مردم نخواند و در کنارشان نبود و خبرش را فقط در کنسرت های خارج از کشورش می شنیدیم.

می گفت من سیاسی نیستم ولی در جریان فتنه نمایان شد و در شبکه های بیگانه علیه این مرزو بوم و آرمان هایش حرف زد. آری او سیاسی نیست فقط از فتنه خوشش می آید.
یکی از دوستان که به او ارادت دارم در کامنتی به من گفته ((حیف این وبلاگ نیست اسم این شجریان ... رو توش بنویسی)) و من به او حق می دهم از شجریان بدش بیاید. اما باید گفت از بدها، تا خوبها بیشتر نمایان شوند. تا شوری نمک را نچشی شیرینی شکر را نمی فهمی و من می گویم از شجریان و بدی هایش تا قدر سقایی ها را بدانیم

قبل از اینکه با ما خداحافظی کنند. من وقتی خبر فوت رضا سقایی را شنیدم. باور کنید گریستم...نوای دایه دایه اش را بسیار دوست داشتم و دارم.سقایی جانیاز جنگ بود و برای این انقلاب از هنرش استفاده کرده بود اما صفار هرندی و ضرغامی و.. هیچ گاه او را به تلویزیون دعوت نکردند تا ناز کند همان گونه که شجریان ناز کرد برایشان و نیامد و اجازه نداد که صدایش از صدا و سیمای ما پخش شود.
باید بگویم آقای دولت نهم و دهم شما هم اهل هنر را نمی شناسید و هنر متعهد را نمی دانید چیست؟؟؟ چه بگویم که اگر بنا بر گفتن باشد این قصه سر دراز دارد..
اما این هم کار خداست...!
فکر می کنم تنها کار هنر ی دینی که در کارنامه ی او ثبت شده بود همین ربنا بود که مردم دم افطار شاید برای خواننده اش دعا می کردند...و خود او به دست خودش باعث شد که این خیر از او برداشته شود و خیلی ها از ربنایش متنفر شوند و اگر از این طریق ثوابی به او می رسید زائل شود...واقعا که انسان چقدر جاهل است!!!!
و اما راستش من رمضان را با نوای عرشی حاج منصور ارضی می شناسم نه ربنای شجریان!
صدای ملکوتی حاج منصور است که مرا به رمضان دعوت می کند و می برد تا به آسمان ها...!
مناجات های سحر حاج منصور است که دلم را آشنا می کند با ابوحمزه و چشمانم را خیس می کند از اشک توبه...!


نوای زیبای حاج منصور است که سحرها را زینت می دهد و عرشیمان می کند و با ابوحمزه هایش جان تازه می گیریم و می رسیم به دعای وداع...!
اگر صدای حاج منصور را در ماه رمضان نشنوم رمضانم چیزی کم دارد...!
من روزه ام را با نوای شیرین او افطار می کنم...!


سحرهایم را با مناجاتهای دل چسبش می گذرانم و روزهای آخر رمضان که می شود اگر دعای وداع حاجی نباشد دوری از رمضان می کشد مرا...!


...و حقیقت این است که من رمضان را با نوای حاج منصور می شناسم نه ربنای شجریان!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032628</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 23 مردادماه 1390 14:55:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برای اسلام چاله کندند ؛خودشان در چاه افتادند.</title>
         <description>در روزگاري نچندان دورانگلوساكسونهاي استعمارگر هيچ تحول انقلابي را با سياست هاي محافظه كارانه درخود راه ندادند و با همان نظام پادشاهي /سرمايه داري ميخواستند درسيطره جهاني با بوجود آوردن يهوديسم حاكميت را به نفع خويش رقم زنند وفقط مقابله با تمدن اسلامي را در قالب بدعتها وخرافه گويي ها ونشر آيات شيطاني و پناه دادن به اين عامل موهون وهمچنين بوجود آوردن منبعي از فساد و ترور بنام طالبانیسم در افغانستان و پاكستان و حمايت همه جانبه از گروهكهاي مجاهدين خلق در عراق را دستور اصلي كار خود قرار دادند.آنهايي كه  نه تنها &quot;مدعي &quot;نيستند در &quot;حقوق بشر &quot;چرا كه لفظ مدعي را با سياستهاي مكارانه فقط دردهان همه ي اينهاي كه برای اين عجوزه ای که تمام عمر به پرورش نجس ترین حیوان (سگ ) پرداخته  عربده  سر ميدهند ،انداختند؛ تا بتوانند راحتتر به برداري نوين /قاچاق كودكان وزنان / بپردازند.همه اينهايي كه ماهيت ضد اسلامي خود را در فتنه 88 با صحنه گرداني آنگلوساكسونها به آتش كشيدن چندين سطل زباله و خودزني هايي كه آخرين مُدش كفن بود، آشكارابه ميدان آوردند؛ حال درگوشه اي خزيده و از این اوضاع دم بر نمي آورند.مگر نه اينكه در هر مرام و مسلكي تبعيض نژاد را فريادي است و سركوب اين قيام ظلمي است بزرگ و سازمان حقوق بشري كه از بشر چيز نميداند ،براي  ايران كه تحت لواي اسلام حكومتي مدني تشكيل داده ، خط و نشان ميكشد و رجوي ها و خوييني ها را ماموركادر ويژه معرفي مي كند تا اسلامي كه اولين سنگ بناي خود را آزادي تمام انسانها با هر رنگ و نژادي از هر چه  وابستگي به زور و مستكبرين مي داند ،رهاي داده حتي آنهايي كه مي خواهند طوطي صفت باشد و دست آموز استكبار !كه ملجا و مامن خود را بي بي سي مي پندارند ؛براي اسلام چاله اي درست كرده اما نمي دانند خودشان درچاه افتادند.شايد نمي خواهند باور كنند تاريخ انقضاي اين ضرب المثل كه خورشيد در انگليس غروب نمي كند به پايان رسيده است،آنهم با كشته شدن افراد رنگين پوستي كه تنها و كمترين خواسته شان اين است كه از حقوق يكسان اجتماعي درجامعه اي كه زندگي مي كنند، برخوردارباشند.

تمام نوشت:‌

اگر ما ديديم مردم در دنيا در يك نظام سياسي باطل و پر از فشار دارند زندگي مي كنند وتوانستيم يك قدم آنها را به نجات ازاين نظام نزديك كنيم ونكنيم گناه كرديم . امام خامنه اي

یازهرا (س)./</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032627</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 23 مردادماه 1390 11:43:53 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خانم نماینده:&quot;بگو غلط کردم وگرنه...</title>
         <description>ماجرای سیلی محکم خانم نماینده مجلس به افسر نیروی انتظامی هم محل بودن با یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی هر چه نداشت ((سیر رشد یک اقازاده)) که اینبار ((خانم زاده ))شده بود را به ما نشان داد.
از همان بچگی هم که یکبار بینی یکی از بچه های محل را با مشت شکست پتانسیل اقازاده شدن را در نگاهش دیدم.

اما امروز وقتی شنیدم که برادر ((اقازاده))  ۱۸ -۱۹ساله را در حال ارتباط با خانمی که دچار ناهنجاری های اجتماعی بود برادران نیروی انتظامی دستگیر میکنند،برخورد خانم نماینده خود قدمی برای رشد یک اقازاده بود.

ماجرا از این قرار است که وقتی افسر نیروی انتظامی برادر اقازاده را با خانمی که هیچ نسبتی با وی ندارد را دستگیر میکند به کلانتری میبرد.

افسر با شنیدن این صحبت از اقای اقازاده((م.ح.م)) که من پسر خانم نماینده هستم سیلی ای به گوش وی میزند و از وی میخواهد که منتظر بماند تا والدین وی از راه برسند.

وقتی خبر به گوش خانم نماینده استان تازه تاسیس میرسد سراسیمه به کلانتری میرود و هنگامی که با افسر پرونده مواجه میشود اولین کاری که میکند سیلی ای محکم به گوش وی میزند و میگوید &quot;بگو غلط کردم وگرنه بیچاره ات میکنم&quot;

ما در اوایل انقلاب همواره شاهد انقلابیونی بودیم که فرزندان خود را به دلیل کج روی ها به شدت تنبیه میکردند و هر از گاهی خبر اعدام یکی از اقازاده ها را میشنیدیم.

اما امروز نماینده یک شهر بجای تنبیه فرزندش به دلیل انجام اعمال خارج عرف و نابهنجار جامعه این برادران انتظامی اند که باید فریاد &quot;غلط کردم &quot;را سر دهند.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032626</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 23 مردادماه 1390 11:42:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اينجا انگليس ، صداي مارا از لندن مي شنويد!!</title>
         <description>به گزارش خبرنگار  افتخاري دانشجو آنلاين، يك عدد پاترول مربوط به نيروهاي بسيج كامرون، با زير گرفتن يك جوان 29 ساله او را به قتل رساندند. خانم انجيل پژوه انگليسي و مادر انگلستان، اين اقدام را در راستاي برقراري صلح و امنيت در لندن توصيف كرد.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032625</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 23 مردادماه 1390 00:45:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>من منهای موبایل!</title>
         <description>* چند روز پیش که موبایلم خراب شده و در صف تعیین بودجه بودیم از سوی پدر، شده بودم مانند کسانی که در نوبت دریافت عضو پیوندی هستند. بی قرار و عصبی! گویی قسمتی از وجودم گم شده است. با یکی از دوستان که صحبت می کردم، می گفت فرض کن گوشی موبایلت سالم است. میخواهی چه کنی با این مایه عذاب؟ هرچه فکر کردم دلیلی جز پیامک بازی های شبانه و چک کردن هر از گاهی آی دی (ID) چیزی دستگیر ذهنم نشد!

* این روزها موبایل شده چیزی شبیه به حیاط خلوت! هرگاه خسته ایم، دنبال تنوع می گردیم یا حتی مجالی می طلبیم برای غرق شدن در افکارمان، گوشی موبایل را برداشته و به آن زل می زنیم. پیامک چک می کنیم، پیغام “به یادتم” می فرستیم، بازی های هزاربار تکرار شده را از سر می گیریم و یا تصاویر گم شده در زندگی مان را به نظاره می نشینیم. من به این می گویم اعتیاد ولی شما بخوانید سردرگمی در یافتن راهی برای علافی که نامش همچون خودش چندش آور نباشد.

موبایل و ماهواره و اینترنت و … را تشبیه نمی کنم به یک چاقو(!!!) که هم می شود با آن انسانی را میراند و هم جان بخشید. اینها استفاده غلط و صحیح ندارند. یک مسیر دارند و بس! وسایل ارتباطی همچون تلفن همراه، حکم دارو را دارند که قرار بوده درد سختی برقراری ارتباط را مرهم نهد. منتها ما مصرف کننده ها، همچون داروهای دیگر برگه بروشور دارو را مهجور نهاده و بی پروا دزهای بالایی از آن را مصرف می کنیم.

ای کاش قبل از استفاده از موبایل، می فهمیدیم که چه بر سر روابطمان می آوریم. گاهی به خودمان می آییم و می بینیم که مثلا دایی و عمویمان، که منزلش یک کوچه با ما فاصله دارد را یک ماه است که ندیده ایم! ولی هر روز به او پیامک می زنیم. یا به نقطه ای از بی حیایی می رسیم که برای بزرگتری که حتی پایمان را جلویش دراز نمی کنیم، لطیفه های آنچنانی می فرستیم. فقط به دلیل اینکه حیا به چشم است! ای کاش قبل از دو دوتا ، چهارتا کردن هزینه پیام کوتاه و فشرده کردن کلمات زیر پای ضیق وقت(!!!) کمی هم به آینده ادبیات و زبان فارسی فکر می کردیم یا حداقل به آینده گویشمان. حق را می گویم! روزی چند بار به جای “تماس بگیر!” می گوییم : “بزنگ” ؟ یا بجای “خدانگهدار”، می گوییم: “بای” ؟ لازم نیست بگویم که این موج، در بلند مدت چگونه صدف زیبای زبان فارسی را در خود حل کرده و جای آن احتمالا تکه سنگ بدترکیبی را تحویلمان می دهد. تقلیل یافتن حافظه و کم شدن پیچ و تاب های مغزمان را هم به حساب همین موبایل ها بگذارید که حسابی تنبلمان نموده است در به خاطر سپردن چهارتا شماره ناقابل!

و دیگر عارضه ی بد یمن شیطانک همیشه همراه ما، بلوتوث های کثیف هستند که همچون “غیبت کردن” ظاهر زیبا و طعم لذیذی داشته اما باطنش دست به دست کردن آبروی برادران و خواهرانمان است. و بدتر از همه اینها عادی شدن این پلشتی ها برای ماست.

 * برای کم کردن عوارض یک دارو چه باید کرد؟ مطلقا باید میزان مصرفش را کم نمود. راه دیگری را پیشنهاد نمی کنم. زیرا هرچه کنیم یک گوشه کارمان می لنگد و ما نیز هدفمان گول زدن خودمان نیست. سعی کنیم گوشیمان را از خودمان دور کنیم. اصلا یک مدت به بهانه ای خاموشش کرده و نادیده اش بگیریم. باور کنید یک روز در دسترس نباشیم، دیگر کم بودن هایمان برای همه عادی می شود. چه عیبی دارد که وقتی در منزل نیستیم واقعا نباشیم و حضور مجازیمان را اهل منزل حس نکنند؟ کمی هم این وسط تنهاییمان را حفظ کنیم و در خود فرو رویم بد نیست!

ای کاش هر چند وقت یکبار این موبایل ها خانه نشین شوند و بگذارند کمی هوای عاری از سرب مدرنیته شدن را تنفس کنیم!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032624</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 22 مردادماه 1390 23:33:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کشف حجاب از زمان عمر بن خطاب تا امروز...</title>
         <description>
.


کشف حجاب یکی از موثرترین عوامل برای برهم زدن جامعه و قوانین و مقررات اسلامی می باشد چونانکه باعث جاذبه جنسی می شود ،از انجایی که بیشترین جاذبه از طریق دیدن حاصل می شود وبیشترین زیبائی‌ها و طراوت‌هایی که جذب محبّت و شهوت می‌کند، از طریق چهره می باشد، لذا استعمارگرِ ممالکِ اسلامی از راه‌های گوناگون توسط دست نشاندگانِ خود به ترویج و گسترش بی حجابی می‌پردازند.واین نقشه شوم از حاکمان واستعمارگران گذشته تا به امروز رواج داشته است.

مسأله حجاب زن از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است که ناچار باید توجّه خاصّی به آن مبذول داشت</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032623</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 22 مردادماه 1390 21:19:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مرگ خوب است ولی فقط برای همسایه!!!!</title>
         <description>چند روز است که در گیری های پلیس انگلیس با مردم ،که به بدترین شکل سرکوب می شوند، شده بحث اول محافل و رسانه های داخلی و خارجی ،داشتم فکر می کردم که مگر می شود کشوری که ادعای آزادی آن هم از همه جورش را دارد (حتی آزادی ازدواج همجنس بازان )میتواند آبستن اینگونه حوادث باشد؟ کشوری که به ادعای خودش بیشترین کانون فعال حقوق بشر جهان را دارد</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032620</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 22 مردادماه 1390 16:09:31 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قرار رمضان</title>
         <description><![CDATA[   قرارهای بی قراری ام با تو ، چله های رمضان تا رمضان است . من میشکنم هر بار و تو کریمانه بر سر قراری که دیگر قراری نیست ، می مانی ! و دست دلم را دوباره به زلف میهمانی ات گره  می زنی !  کمی دست پاچه ام راستش را بخواهی ! نشسته ام فیما مضاهایم را ، تورقی کرده ام . دستانم خالی و پشتم سنگین است . به این فرصتهای از دست داده ام قسم که در خسرانم !  همین شبها که باید شیرین کام از شعف مهمانی ات باشم ؛ می خوش , از هراس خسران و یاد شامگاه سی ام رمضانم ..... و خبر اینکه دلشوره امان نمی دهد ، که مبادا گناه و غفلت ذائقه ام را عوض کرده و بر سفره ی تو کوراشتها و کم بهره باشم .  بهارهای عمرم را به رمضان شماره می کنم ، نرسیده ام ،&zwnj;و از نرسیدن حتی گله ای نیست ! نگران آبله های &quot; پای دلم &quot;! می ترسم دلِ استقامت بلرزد به ابروی دلکش آنچه نتیجه اش نزدیکتر از آخرت است  و لذتش رویاروتر . و باور کردنش به عینه یقینم داده است .... می ترسم دور و درازی راه رهایم کند ....   بنده همیشه از نفسش ترسیده است ، و هرگاه که این خوف بر جانش مستولی می شود ،&zwnj; رمضانت را با آغوش باز رحمت و مغفرتت ، با شراب طهور محبتت ، با جامهای وصلی که امید رسیدن یک شبه را برای مسافر صد ساله ی شبهای قدرت مهیا می کند ،&zwnj; میفرستی بر سر قرار . و بنده باز هم شرم حضور دارد از عهد شکنی و فرار و اسرافهایش ... و این همه امید، که هر بیچاره ای را به حرص آورد !  میدانم , میخواهی &quot;راهی&quot; ، نگاهم داری ! اصلا تو داری برای ماندنم میدوی که من گاهی قدمهایی بردارم ....  دستانم را به تو دادم و چشمانم را به قدمهای امیرم علی(ع)، امیر رمضان علی(ع) ، حقیقت رمضان علی(ع) . که مشتاق از پیامبر مهربانی ها پرسیده است : چه کنم که بهترین عمل رمضان باشد ؟ و حضرت ختمی مرتبت که پاسخ آورده : باید ، &quot;چه ها&quot; نکنیم ! که رمضان ماه ترک است ، ماه دوری ست از گناه و نه ، حتی از یاد گناه ، و نه ، حتی ترک خویشتن خویش . با گناه یا ثوابش! و چه کسی این گونه رسیده است جز علی(ع)؟ که رستگار شود به شکاف سرش .  رمضان است و با نکن نکن هایش و چه قدر منتظر بودم مولا ، عبدش را صدا بزند و امر و نهی اش کند .رمضانش مژده ی نگاه و توجه اوست و بهانه پاشیدن ، برای صید عبد فراری اش...دلم نگران بود که مولا عبدش را صدا نزند ... آخر من عبدم و کاری ندارم جز بندگی !   رمضانش رسیده که نفْسم را خجالت دهد ، همین مبارزه با نفس است که به کلام امیر بیان (ع) ، از روزه ی رمضان ، حکمت میدهد و از حمکت , معرفتی که به یقین نائلت میکند ... یقینی که پای استقامت را در مسیر ترکْها یاری کند و این حلقه ی تسلسلی ست که دلم نمی خواهد از سرگردانی اش جدا شود !  مهم ترین ترکْ ها ترک اسراف است ! اصلا اگر باورکنی ،همه ی رمضان ترک اسراف است !  باید تشنگی و گرسنگی کشید تا هیچگاه تشنگی و گرسنگی،ما را در بزنگاه حادثه ای که صبرمان را کیل می زند ، نکشاند به راه نفس ، و شاید نهر آبی در راه باشد و دستور طالوتی ، که طغیان جالوت نفس را بخواباند !   و آه من قلّه الزّاد و طول الطّریق و بعد السّفر.............. و چه توشه ای برتر از تقوی و چه تمرینی بهتر از صوم ؟  میهمان نهج البلاغه باش بعد از قرآن ، تا قلبت در زهد استوار شود و دنیاشناسی ات از اسرافها و لغوهایش رهایت کند ...  دعا کنیم مهمان سفره ی کرامت مهــــــــدی(عج) شویم این بار .........   برای تریبون +]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032614</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>شنبه, 22 مردادماه 1390 14:50:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از تهران تا لندن ،تفنگت را زمین بگذار</title>
         <description>چند روز است که در گیری های پلیس انگلیس با مردم ،که به بدترین شکل سرکوب می شوند، شده بحث اول محافل و رسانه های داخلی و خارجی ،داشتم فکر می کردم که مگر می شود کشوری که ادعای آزادی آن هم از همه جورش را دارد (حتی آزادی ازدواج همجنس بازان )میتواند آبستن اینگونه حوادث باشد؟ کشوری که به ادعای خودش بیشترین کانون فعال حقوق بشر جهان را دارد

حوادث اخیر لندن نا خوآگاه آدمی را به یاد فتنه سال 88 می اندازد شاید قرابت این دوحادثه دلیلش نقش مقامات و رسانه های انگلیسی مثل BBC در شکل دهی و هدایت حوادث بعد از انتخابات در ایران باشد و آن عده ای که زمانی نه چندان دور به اصطلاح لیدرهای  فرهنگی ،سیاسی و هنری این مرز و بوم  محسوب می شدند که یکباره پوستین میش را از تن درآوردند و شدند میهمان لحظه به لحظه اپوزیسیون های ضد انقلاب ،و برای اینکه خوش خدمتی به اربابان انگلیسی و آمریکایی خود نشان دهند و غلام حلقه به گوشی خود را به اثبات برسانند کمربند های کینه را محکم بسته و هر چه توان داشتند بر ضد ارزشها و باورهای دینی به زبان راندندو به زیر چکمه ها کشاندند و سخنگوی بی جیره و مواجب و آتش بیار معرکه نفاق آنها شدند

آنهایی که با چراغ حقوق بشر به دست ،به ادعای خودشان در تاریکی اوضاع ایران ،راه را به مردم نشان می دادند و شدند خضر راه ملت ایران.

آنهایی که قلم می زدند و به خیال خود با قلم ،داستان فتنه ایران را می ساختند و اغتشاشگران دیروز ایران را معترض آزادی خواه و مردمی خداجوی و معترضین امروز لندن را تبهکاران اغتشاش طلب می خوانند ،خبرنگاران و مفسران آزاد اندیشی که آزادی بیان را در ایران سراب تفسیر می کردند، حال چه شده است که چندی است قلمهاشان همچون قدم هاشان توان حرکت ندارد؟

آنهایی که خود را صدای خس و خاشاک مردم معترض می خواندند و در مخیله خود هزیان می بافتند و حنجره ای که سالها همنوای سفره های افطاری مردم بود و بغض مردم را آواز می کرد و اکنون همنشین و همنوای دجاله ها و آوازه خوان ها...

حال بروند و در کوچه پس کوچه های لندن و دیگر شهرهای انگلیس قدم بزنند و اوج حقوق بشر را آنجا پیدا کنند،حنجره شان را اکنون صرف آنهایی کنند که چندی قبل زبان آتشین و تصنیف خوان بزمشان بودند

یا شایدم باور کردند مرگ خوب است ولی فقط برای همسایه!!!!

و یا شایدم برگ های زرین کارنامه دولتمردان و رسانه های انگلیسی با سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن را به فراموشی سپردند،یادمان نرفته گستاخی کسانی مثل وزیر خارجه انگلیس &quot;دیوید میلی بند&quot;با راه اندازی وبلاگی در مورد ایران به تحریک آشکار اغتشاشگران ایران می پرداخت

آقایان یادتان رفته؟ ،توقیف بیش از یک میلیارد و ششصد هزار دلاری دارایی ایران در همان روزهای آشوب به بهانه های واهی یا راه اندازی بخش فارسی BBC وکانون فکر و مامن سران فتنه و ضد انقلاب برای هدایت اغتشاش در ایران ،حتی شرکت دیپلمات های انگلیسی در اعتراضات آشوبگران در خیابان های تهران ،(در جریان انتخابات لبنان ،پنج هواپیمای بزرگ &quot;چاتر&quot; وظیفه انتقال لبنانی های مقیم انگلیس را به بیروت جهت شرکت در انتخابات از طرف دولت انگلیس بر عهده داشت )و در ایران ،سه هفته مانده بود به انتخابات ،دولت انگلیس همین روند را به خیال خودش با هدف بسیج کردن کسانی که به عنوان اعضای اتاق فکر این توانایی را دارند که در روند انتخابات روی مردم موثر باشند در پیش گرفت (زهی خیال باطل)

آقایان ،گذشته تنها خاطره نیست</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032613</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات تحلیلی</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 21 مردادماه 1390 15:13:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ایستگاه صلواتی یا کافه تریای بغداد </title>
         <description>حاج جوشن پیرمرد بسیجی با صفایی بود که حضور او همیشه محفل رزمنده ها را گرم می کرد .وقتی پای حاجی به فاو باز شد گوشه ای را انتخاب کرد و ایستگاه صلواتی براه انداخت.با رویی گشاده و برخوردی صمیمی به دست بچه های رزمنده شربت و شیرینی میداد. یک بار وقتی حاج جوشن مشغول پذیرایی از رزمندها بود متوجه دونفر می شود که با قیافه ای شبیه بچه های خودمان اما با لهجه ای خاص از او تقاضای شربت می کنند .حاجی به هر دو شربت داد و زیر چشمی آنها را زیر نظر گرفت. او وقتی دید این دونفر بعد از خوردن شربت دست د رجیب برده و پولی را بابت آن به وی پرداختند شکش به یقین تبدیل شد .زود بچه ها را خبر کرد و بعد از باز بازرسی معلوم شد هر دوی آنها از نیروهای شمن برای کسب اطلاعات به فاو آمده بودند.بعضی بچه ها میگفتند: تنها اشتباهشان این بود که ایستگاه صلواتی ما را با کافه تریا بغداد اشتباه گرفتند!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032611</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 21 مردادماه 1390 12:47:42 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>استهزاء کنندگان اظهار نظر رهبری را سانسور کرد</title>
         <description>اعتقاد رهبر انقلاب به کثرت جمعیت و اینکه با توجه به امکانات کشور امکان افزایش جمعیت به صد و پنجاه میلیون نفر هم می‌تواند برسد را بگذارید در کنار صحبت‌های رئیس‌جمهور در مخالفت با سیاست دو بچه کافیست!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archives/#032610</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مقالات فرهنگی خبری</category>
        
        
         <pubDate>جمعه, 21 مردادماه 1390 10:54:11 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
