<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>مقالات خطی اعضای پایگاه</title>
      <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1389</copyright>
      <lastBuildDate>۴ شنبه, 19 خردادماه 1389 11:04:24 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>یادمان گذشته مجازی.!</title>
         <description><![CDATA[<span style="line-height: 180%; font-family: Tahoma; font-size: 9pt">حالا اما وقتی که می&zwnj;خوانم ارزشی&zwnj;های ساکن این دنیای مجاز، هرچند هنوز هم گوشه و کنار می&zwnj;شود پیدا کرد دست به کیبوردهایی که از سر درد و دغدغه می&zwnj;نویسند، اما اکثریت رفقا اهل روزنگاری و شاید روزی&zwnj;نگاری شده&zwnj;اند. موجی اگر راه می&zwnj;افتد، برای خاطره&zwnj;نویسی است. یک کلام، از سر عشقی نوشتن است. معلوم نیست برای چیست که اگر نوشته نشد، هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. هیچ چیز این عالم مجازی عوض نخواهد شد. ربطی به دفاع نرم ندارد. با جنگ نرم بیگانه است. از درد دور است. هدف ندارد، خلاص</span>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#023820</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 19 خردادماه 1389 11:04:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تفکر روح اللهی و غیر روح اللهی</title>
         <description>این پرسش وپاسخ بین امام ومرحوم حکیم بیانگر این نگرش امام است.اینجا گزارشی ازیک نوع تفکر درون دینی است که هنوز هم در حوزه های علمیه و بین برخی از علما طرفداران جدی دارد و حتی بعد از گذشت سی و چند سال از استقرار حکومت دینی به واسطه قیام عاشورایی مردم ایران بازهم به مشی نشستن و خطر نکردن و حفاظت از دین را به صاحب دین سپردن سخت معتقدند...</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#023398</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 16 اردیبهشتماه 1389 15:23:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پيامبر از زبان امام حسين(ع)</title>
         <description>پيامبر دائم الفکر بود. هميشه در تفکر بود. هرگز از فکرکردن خسته نمي شد. متواصل الاحزان بود. يعني هميشه در غم شيرين باوقاري فرو رفته بود. و معلوم مي شد که غم متصلي است و بخش اعظم اين غم در دل پيغمبراست. آيا غم ناشي از درک يک حقيقت بزرگ بود؟ غم مردم بود؟ و ليست له راحه. هرگز پيغمبر را بي غم و بي دغدغه نمي ديدم. هميشه دغدغه چيزي را داشت.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022647</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 21:14:17 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شیخ و مهندس و ریگی و ساندیس چه نسبتی با یکدیگر دارند؟</title>
         <description><![CDATA[<div dir="rtl" class="PostBody"><p align="justify">پس از حماسه های مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن و شکست&nbsp;مفتضحانه فتنه گران ، برخی تحلیل گران ضد انقلاب در صدد توجیه این شکست برآمدند.</p><p align="justify">آنها پس از اینکه کلی به این در و آن در زدند ، عقل هایشان را روی هم ریخته و به این نتیجه رسیدند که شیخ و مهندس عامل نظام جمهوری اسلامی بوده اند و با خامی های خود جنبش مردمی را سردرگم و نهایتا با شکست مواجه کردند.</p><p align="justify">امروز هم در رسانه های شیطانی بی بی سی و برخی&nbsp;سایتها و وبلاگ هایشان ،&nbsp;به دنبال القای این تحلیل برآمدند که اعلام دستگیری شرور ریگی در روز سه شنبه به خاطر تحت الشعاع قرار دادن خبر انتشار فیلم ادعایی حمله به کوی دانشگاه بوده است.</p><p align="justify">و این به معنی اینست که :</p><p align="justify">مسئولین نظام و نیروهای امنیتی&nbsp;از انتشار فیلم منتسب به کوی دانشگاه ، آنقدر نگران حفظ نظام شده اند که طی یک تصمیم مهم به این&nbsp;نتیجه رسیده اند که به آقا مالک تلفن بزنند و به او بگویند در اسرع وقت سوار هواپیمای دبی به قرقیزستان بشود و هنگامی که در حال عبور از روی دم گربه ایران خانوم (نقشه ایران) هستند به خلبان دستور بدهند که در خاک ایران بنشیند و بعد به ریگی بگویند که بفرمایید پایین و چند تا نینجا را هم به همراهش جلو دوربین های صداو سیما بفرستند.</p><p align="justify">البته بعید نیست که در این راستا و برای اغفال ریگی به او قول داده باشند که به خاطر این همکاری ارزشمندش در زندان ، با ساندیس های نظام مقدس جمهوری اسلامی از او پذیرایی کنند. همین مسئله باعث شده که او دیوانه وار برای رسیدن به&nbsp;ساندیس های نظام&nbsp;، خود را به دام مأموران&nbsp;امنیتی بیندازد ،&nbsp;زیرا او اخیرا بارها دیده بود که ده های میلیون ایرانی برای بدست آوردن همین ساندیس ها ، به خیابانها ریخته بودند. </p><p align="justify">آیا این کافی نبود که ریگی وسوسه شود&nbsp;و برای یک بار هم&nbsp;شده ، ساندیس نظام را تجربه کند و بعد بمیرد!</p><p align="justify">البته شما تعجب نکنید ، چراکه از آی کی یوی جلبک از این هم بیشتر انتظاری نمی رود.</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022623</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 22:20:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>9ربیع الاول آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج..) </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle">&nbsp;<strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">آغاز امامت حضرت صاحب الامر(عج..)و غیبت صغرای آن حضرت پس از شهادت امام عسگری (علیه السلام) است.</p><p dir="rtl">این روز عید شیعه واولین روز امامت و خلافت&nbsp; آخرین خلیفه و حجت بر حق و منجی&nbsp; عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم (عج..) در سال 260 هجری. ق.است. </p><p dir="rtl">این روز ،روز شادی اهل بیت (علیه السلام)و انبیاء و ملائکه و ساکنین اعلی علیین و محبین امیرالمومنین علی(علیه السلام) و اولاد طاهرین ایشان است ،چرا که در این روز دعای حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(علیه السلام)به اجابت رسید.</p><p dir="rtl">این روز، روزی عظیم الشان است و روز سرور شیعه وعیدبزرگ آنهاست.</p><p dir="rtl">حضرت رسول(علیه السلام)این روز را عید قرار داده وامر کرده است که مرد م نیز عید قرار دهند و اعمال آن را به جا آوردند. &nbsp;</p><p dir="rtl">در روایتی نقل شده هر که در این روز چیزی انفاق کند گناهانش آمرزیده شود وگفته اند که مستحب است در این روز اطعام برادران مؤمن وخشنودگردانیدن ایشان - وتوسعه دادن در نفقه - وپوشیدن جامه های نو- وشکر- &nbsp;وعبادت حق تعالی کردن، این روز بر طرف شدن غم ها وروز بسیار شریفی است. التماس دعا</p><p dir="rtl">&nbsp;</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022571</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 11:36:45 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آيا آتش جهنم برشيعيان حرام مي باشد ؟!! </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle">بسم الله الرّحمن الرّحیم</div><div id="postbody"><p dir="rtl">از معصوم نقل شده که رسول خدا (صلوات الله علیه واله ) فرمود: ای پیروان شیعه تقوی الهی پیشه کنید ،پس همانا بهشت هرگز ازشما فوت نمی شود....... دراین هنگام مردی گفت:یا رسول الله آیا ازمحبین شما ومحب علی (علیه السلام) احدی داخل جهنم نمی شود ؟! فرمود:هرکس که با مخالفت محمد(صلوات الله علیه واله ) وعلی(علیه السلام) جانش را کثیف کردوکا رهای حرام انجام دهدوبه مؤمنین ومؤمنات ستم ورزد وبا رسم وآیین دین مخالفت کند روز قیامت کثیف وآلوده خواهد بود پس تا پاک نشود وارد بهشت نخواهد شد (داخل طبقاتی از جهنم می شود تا به واسطه عذاب از آلودگی ها پاک شود..... )مردی گفت:یا رسول الله فلانی به زن همسایه نگاه می کند با اینکه شخص متعهد ی است. پیامبر(صلوات الله علیه واله ) عصبانی شد فرمود: مرد را نزد من بیاورید ، سپس مرد دیگر گفت:یا رسول الله او ازشیعیان شما است او معتقد واز دوستان شما وعلی (علیه السلام) وازدشمنان شما بیزاراست!! رسول خدا(صلوات الله علیه واله ) فرمود: نگویید او از شیعیان ما ست همانا او دروغگوست ، شیعه ما کسی است که پیروی از اعمال ما&nbsp; کند و... نیست چیزی ازاعمال ما دراو که توذکر کردی.</p><p dir="rtl">بحار الانوار ج/65/ص154و155 &nbsp;</p><p dir="rtl">&nbsp;<strong>امام علي (&nbsp; علیه&nbsp; السلام) فرمودند:</strong> &laquo;از ملت جز نواصب و معاند و لجوج هلاك نمي گردند ولي اگر كسي معتقد به خدا باشد و اقرار به نبوت محمد( صلوات الله علیه واله)و اسلام داشته باشد واز اجتماع مسلمين خارج نگردد ،نسبت به ما (اهل بیت)ظلم و دشمني پيشه نگيرد .و اعلان دشمني با ما را نكند،چنين شخصي مسلمان<strong> &laquo;مستضعف&raquo;</strong> است كه اميد است رحمت پروردگار شامل حالش گردد.&raquo;</p><p dir="rtl">&nbsp;در این رابطه قرآن مي فرمايد :</p><p dir="rtl"><strong>ان الذين توفيهم الملائكه ظالمي انفسهم قالوا فيم كنتم،قالوا كنا مستضعفين في العرض قالوا تكن ارض الله واسعه فتها جروا فيها فاو لئك ماويهم جهنم و ساءت مصيرا الا المستضعفين من الرجال و النسا و الولدان لأ يستطيعون حيله و لا يهتدون سبيلا فا لئك عسي الله ان يعفو عنهم و كان الله عفوا غفورا</strong> / نساء- 99-97 </p><p dir="rtl">ترجمه: كساني كه فرشتگان (قبض روح ،روح آنان را گرفتند ،در حالي كه آنها گفتند،شما در چه حالي بوديد و چرا با اينكه مسلمان بوديد در صف كفار جاي گرفتيد؟)گفتند ما در سرزمين خود تحت فشار بوديم .فرشتگان گفتند مگر سرزمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟پس آنها عذري نداشتند و جايگاهشان دوزخ و سر انجام بدي دارند ،مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكاني كه به راستي تحت فشار قرار گرفته اند ،نه چاره اي دارند و نه راهي براي نجات از محيط كفر آلود مي يابند ،ممكن است كه خداوند آنها را مورد عفو قرار دهد و پروردگار عفو كننده و آمرزنده است.</p><p dir="rtl">دراین باره ، <strong>زراره گوید:</strong>امام باقر(علیه السلام)فرمودند: چون روز رستاخیز آید خداوند برای هر گروهی حجت آورد فقط هفت گروه در روز قیامت امرشان موکول به پروردگارشان است:</p><p dir="rtl"><strong>1.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>کودکانی که پیش از بلوغ از بین رفتند </strong></p><p dir="rtl"><strong>2.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>مات بین النبیین(کسانی که در زمان فترت میان دو رسول بوده واز دنیا رفتند)</strong></p><p dir="rtl"><strong>3.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>پیران سالخورده که زمان پیامبر( صلوات الله علیه واله) را درک کرده ولی عقل خود را از دست داده اند </strong></p><p dir="rtl"><strong>4.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>دیوا</strong><strong>نگان</strong><strong> که دارای عقل نبوده</strong></p><p dir="rtl"><strong>5.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>بی خردان &ndash; عقب افتادگان روانی</strong></p><p dir="rtl"><strong>6.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>&nbsp;کران&nbsp; که حس شنوایی ندارند (ازهیچ لوازم وابزار شنوایی نمی توانند استفاده کنند)</strong></p><p dir="rtl"><strong>7.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>گنگ ها ولال های مادر زادی</strong></p><p dir="rtl">&nbsp;هر کدام از این طوائف در روز رستاخیز منتظر امر پروردگارشان&nbsp; هستند؛خداوند متعال به ملائکه امر می کند&nbsp; که آتشی پیش روی&nbsp; آنان&nbsp; قرار دهد &laquo;برای امتحان ایشان&raquo; پس به آنا ن گوید پروردگار شما امر فرموده که خود را&nbsp; در این آتش بیاندازید، پس هر کس خود را در آتش انداخت وتسلیم خدا شد آتش برایش&nbsp; سرد ،وبه بهشت می رود وهر کس که گوش نکرد ونافرمانی کرد به جهنم می رود .</p><p dir="rtl">منبع: مرحوم شیخ صدوق در( من لا یحضر الفقیه) /ج3 ص492 ترجمه غفاری /ج5 ص175</p><p dir="rtl">&nbsp;علا مه طباطبايي (رضوان الله تعالی علیه )در این باره مي فرمايد:</p><p dir="rtl">&laquo;نداشتن مسائل اعتقادي و برنامه هاي ديني در صورتي كه انسان كوتاهي نكرده باشد و به مقدار قدرت خودش تلاش نموده باشد اين شخص معذور است .اگر چه به حقيقت نرسد.&raquo;و اين شخص چيزي بر او نيست نه بهشت،نه جهنم و امرش موكول به پروردگار است:</p><p dir="rtl"><strong>فالئك عسي الله ان يعفو عنهم و كان الله عفوا غفورا </strong></p><p dir="rtl">پس این ها را امید است که خدا ببخشاید وخداوند خطا بخش آمرزنده است.</p><p dir="rtl">در خصال از حضرت صادق (&nbsp; علیه&nbsp; السلام)از پدرش از جدش از حضرت علی (&nbsp; علیه&nbsp; السلام)روایت می کندکه فرمود:</p><p dir="rtl">بهشت هشت در دارد:</p><p dir="rtl">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از یک در ؛انبیاء وصدیقون وارد می شوند </p><p dir="rtl">2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از یک در ؛ شهداء وصالحین </p><p dir="rtl">3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; واز پنج در دیگر شیعیان ودوستان مااهل بیت...تا آنجا که فرمود:</p><p dir="rtl">4.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; واز یک در سایر مسلمانان که شهادت به &laquo;لا اله الا الله&raquo; می دادند وبه مقدار&laquo;ذره &raquo; ای هم در قلبشان دشمنی ما اهل بیت وجود نداشته داخل می شوند.</p><p dir="rtl">وهمینطورپیامبر(صلوات الله علیه واله)فرمود: جهنم هفت طبقه وهفت در دارد که هر کس به اندازه گناهانی که مرتکب می شود در آن جایگاه عقوبت می بیند. &nbsp;</p><p dir="rtl">دراين رابطه قرآن مي فرمايد :</p><p dir="rtl">&nbsp;<strong>و من يتبع غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخره من الخاسرين /</strong>آل عمران -85</p><p dir="rtl">كسي كه غير از اسلام (تسليم در برابر فرمان حق)آئيني براي خود انتخاب كند،از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است .</p><p dir="rtl">&nbsp;ويا در جاي ديگر مي فرمايد:</p><p dir="rtl">&nbsp;<strong>و الذين كفروا اعمالهم كسراب بقيعه يحسبه الظمان ماءًحتي اذا جاءوه لم يجد شيئاً</strong> /نور - 39</p><p dir="rtl">آنانكه كافرند ،اعمالشان مانند سرابي در بيابان هموار و بي آب است كه شخص تشنه آن را آب پنداشته و به جانب اوروان گردد ،چون به آنجا برسد آبي نيابد.</p><p dir="rtl">رسولخدا (صلوات الله علیه واله)فرمود :هر چشمی روز قیامت گریانست جزء سه چشم، چشمی که از ترس خدا گریسته،چشمی که از نامحرم پوشیده ، چشمی که در جبهه جهاد برای حق نخوابیده. </p><p dir="rtl">خصال شیخ صدوق ص 120 ،</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022559</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 02:58:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle">&nbsp;<strong><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong><div id="postbody"><p dir="rtl">شهادت غریبانه ابا محمد حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)به پیشگاه دردانه غریبش حضرت مهدی عج ..ومحبین آن حضرت تسلیت عرض می نمایم. </p><p dir="rtl">امام حسن عسکری(علیه السلام)&nbsp; ۸ &nbsp;ربیع الاول سال ۲۶۰هجری .ق در سن ۲۸سالگی به دست معتمد عباسی به شهادت رسید.</p><p dir="rtl">معتمد به عباسیین سفارش می کرد بر آن حضرت تنگ بگیرند، چندین مرتبه&nbsp; امام عسکری(علیه السلام)را حبس کردند.</p><p dir="rtl">امام عسکری(علیه السلام)۲۲ساله بودندکه امام هادی (علیه السلام) به شهادت رسیدند.</p><p dir="rtl">امام عسکری(علیه السلام) مدت &nbsp;شش سال امامت داشتند،هنگام نماز صبح بعد از آنکه امام عصر (عج)آن حضرت را وضو دادندوجوشانده ای به حضرتش دادند ،به شهادت رسیدند.</p><p dir="rtl">&nbsp;امام زمان عج.. آن حضرت را غسل داده بعد از کفن بدن مطهر راجهت نماز آوردند.</p><p dir="rtl">جعفر برادر حضرت عسکری(علیه السلام)جلو آمد نماز بخواند همین که خواست تکبیر بگوید امام زمان عجل..ردای جعفر را کشید واو را از مکان دور کرد وبر پدر بزرگوارش نماز خواند،وآن حضرت را &nbsp;نزد قبر پدر بزرگوارش حضرت هادی(علیه السلام) دفن نمودند(سامرا). </p><p dir="rtl">کمال الدین- الغیبت - &nbsp;بحارالانوار</p></div></strong></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022556</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 00:34:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دکترین های فراموش شده (5)/ دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p style="line-height: 200%; text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2"><span style="color: #333333">آ</span><span style="color: #0000ff">نچه که در این جمع پُرشور، پُراستعداد و پُرشوق مشاهده مى&rlm;کنم، براى من در حکم یک اشارت بزرگ است. جمعهاى دانشجویى در اغلب نقاطى که ما توفیق پیدا مى&rlm;کنیم در بین این عزیزان شرکت کنیم، همین&rlm;طورند. شما هم یکى از مجموعه&rlm;هاى بزرگِ دانشجویى کشور هستید؛ البته در گنجایش این تالار، بخشى از مجموعه&rlm;ى عظیم دانشجویى استان تشریف دارید که من خواهش مى&rlm;کنم سلام من را به بقیه&rlm;ى دانشجویان و استادان - که عزیزان ما هستند - برسانید. آنچه که در این مجموعه مشاهده مى&rlm;شود، <strong>حقیقتاً یک تحرک، تپش، شوق، امید و آماده به کارى براى پیمودن راههاى دشوار و رسیدن به قله است</strong>. این درست است که گفت:<strong>تپش دل بود سرا پایم&rlm; قطره&rlm;ى ناچکیده را مانم&rlm;</strong></span></font></span></span></p><p>&nbsp;</p><br /><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><span style="color: #993300"><font size="2">آرزو و آفتهای آن !</font></span></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"></span></span><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2"><strong>بعضى از انسانها آن چنان وجودشان پُرتپش و پُرتحرک است که مثل اینکه همه&rlm;ى اعضا و جوارح آنها قلب است؛ اینها مى&rlm;توانند به قله برسند.</strong> رسیدن به قله، یک مرحله&rlm;ى <strong>&laquo;آرزو&raquo;</strong> دارد. شما وقتى از پنجره&rlm;ى خانه&rlm;تان منظره&rlm;ى کوهستان را مشاهده مى&rlm;کنید - که در تهران مکرر دیده مى&rlm;شود - مى&rlm;بینید کسانى به آن بالاها رفته&rlm;اند و دارند در ارتفاعات بلند راه مى&rlm;روند؛ آرزو مى&rlm;کنید کاش شما هم بتوانید به آنجا برسید. این، یک مرحله است؛ لیکن کافى نیست. مرحله&rlm;ى بعد این است که از رختخواب بلند شوید، بیرون بیایید، لباس مناسب بپوشید، کفش مناسب به پا کنید و به طرف کوه راه بیفتید. وقتى انسان به بخشهاى دامنه&rlm;اى مى&rlm;رسد، بعضیها، با پستى بلندیها و سختیها و خاک و خُل&rlm;هایى که سر راهشان مى&rlm;بینند، خسته مى&rlm;شوند، حوصله&rlm;شان سر مى&rlm;رود و تصور مى&rlm;کنند که رسیدن به قله، مثل پریدن یک کبوتر است که پایشان را بگذارند و بپرند و به آنجا بروند، فکرِ این حرکتِ میان راه را نمى&rlm;کنند؛ اینها زود مأیوس مى&rlm;شوند. بعضیها چند تا پیچ و خم هم بالا مى&rlm;روند، لیکن خسته مى&rlm;شوند. بعضى احساس خستگى هم نمى&rlm;کنند، اما حوصله&rlm;شان سر مى&rlm;رود؛ عجله مى&rlm;کنند؛ خیال مى&rlm;کنند که نیم ساعت یا یک ساعت که انسان راه رفت، باید به آنجا برسد. اینها <strong>آفتهاى این حرکت</strong> است. آن کسى که صبورانه، شائقانه، با استفاده&rlm;ى از همه&rlm;ى توان و نیروى خود و با امید به اینکه به آنجا خواهد رسید، حرکت بکند، از طولانى شدن زمان، از دراز بودن راه، از پى&rlm;درپى آمدن گردنه&rlm;ها، از در میان راه ماندن بعضى از رفیقانِ نیمه راه، نمى&rlm;هراسد؛ این آدم باید مطمئن باشد که به آن قله خواهد رسید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بعضیها به افرادى که اهل معنایند، مراجعه مى&rlm;کنند و مى&rlm;گویند ذکرى بدهید تا ما بشویم یک آدم نورانى و خوب! خیال مى&rlm;کنند مثل حبّه&rlm;اى است که بخورند و فورى تغییر حالى در آنها به وجود بیاید؛ نه. اگر انسان بناست نورانى بشود و دلش با عوالم غیب آشنا بشود، اگر انسان مى&rlm;خواهد صداى فرشتگان را بشنود، اگر انسان مى&rlm;خواهد با ساحت جلال الهى ورود پیدا کند، اگر انسان مى&rlm;خواهد شامه&rlm;ى معنوى&rlm;اش به عطر توحید معطر بشود، باید کار کند؛ باید راه برود. قله در پیش است و در بین راه هم کسانى از راه مى&rlm;مانند؛ کسانى پشیمان مى&rlm;شوند؛ کسانى بى&rlm;حوصله مى&rlm;شوند؛ کسانى برمى&rlm;گردند؛ کسانى به دیگران مى&rlm;گویند فایده&rlm;اى ندارد، کجا مى&rlm;روید؛ و کسانى هم اصل قله را انکار مى&rlm;کنند! در راه معنویات، این مسائل هست؛ در راه مادیات هم همین مسائل هست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2"><span style="color: #800000">برنامه ریزی پنجاه ساله</span> <span style="color: #800000">!</span></font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بنده در یکى از همین ملاقاتها به دانشجوها گفتم شما براى پنجاه سال آینده برنامه&rlm;ریزى کنید؛ توقع ما این است. منظورم در زمینه&rlm;ى <strong>علم</strong> است. هدف را این قرار بدهیم که پنجاه سال بعد، کشور شما یکى از مراجع عمده و درجه&rlm;ى اول علمى دنیا باشد؛ به طورى که اگر کسى خواست با <strong>تازه&rlm;هاى دانش آشنا</strong> شود، مجبور بشود <strong>زبان ملى شما</strong> را یاد بگیرد؛ همچنانى که این دختر عزیزمان گفتند که ما مجبوریم زبان بین&rlm;المللى را یاد بگیریم؛ راست هم مى&rlm;گوید. انگلیسیها با زرنگى زبان خودشان را زبان علم و زبان بین&rlm;المللى کرده&rlm;اند و هر چه شما مى&rlm;خواهید یاد بگیرید و هر چه مى&rlm;خواهید بخوانید، مجبورید زبان آنها را یاد بگیرید. شما کارى کنید که در پنجاه سال آینده، همین نیاز به زبان فارسى شما باشد. این، یک آرزوست؛ یک قله است؛ مثل قله&rlm;ى دماوند، مثل قله&rlm;ى توچال، که نگاه کردن به آن، هیجان&rlm;انگیز است؛ شوق رسیدن به آن، در دل همه به وجود مى&rlm;آید؛ اما چه کسانى مى&rlm;رسند؟ باید کفش و کلاهش را آماده کنید؛ بیشتر از آن، باید همتش را آماده کنید و راه بیفتید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">من در نسل جوان کشورمان، این استعداد را مى&rlm;بینم. من نمى&rlm;خواهم گزافه بگویم، شعار هم نیست؛ هیچ کس از ما توقع نکرده که بیاییم این حرفها را بزنیم؛ اینها واقعیت است. جوان ایرانى در استعدادهاى گوناگون، یک ظرفیت سطح بالا را داراست. اگر ما مسئولان نشناسیم، گناه ماست؛ <strong>اگر خودِ او این ظرفیت را نشناسد، گناه اوست</strong>. گناه هم نتیجه&rlm;ى خودش را دارد؛ از راه ماندن و به مقصود نرسیدن است. اما اگر چشم را باز کنیم، راه را پیدا کنیم، همت بگماریم و هدف را گم نکنیم، بدون تردید خواهیم رسید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">آنهایى که امروز در قله&rlm;ى دانشند، همیشه این&rlm;طور نبوده&rlm;اند. همین امریکا که امروز از لحاظ علمى از همه&rlm;ى مراکز علمى و کشورهاى دنیا جلوتر است، صد سال پیش براى ابزارهاى عادى جنگىِ خودش، محتاج انگلیس و فرانسه و ایتالیا بود. تاریخ را بخوانید! در جنگهاى داخلى امریکا - به <strong>جنگهاى انفصال</strong> معروف است؛ جنگ بین شمال و جنوب امریکا. جنوبى&rlm;ها مى&rlm;خواستند جدا شوند؛ اما شمالیها مى&rlm;جنگیدند و نمى&rlm;گذاشتند که آنها جدا شوند؛ جنگ چهارساله که در حدود سالهاى هزار و هشتصد و شصت تقریباً، صد و پنجاه سال پیش اتفاق افتاد - دو طرف موفقیت خودشان را در این مى&rlm;دانستند که بتوانند مثلاً یک کشتى جنگى یا یک توپِ از فلان نوع را از انگلیس بخرند، از اقیانوس اطلس عبور بدهند و برسانند به این طرف. آن زمان، امکانات نداشتند؛ اما امروز در قله&rlm;ى علمند؛ چون تلاش کردند. <strong>تلاش به دین و ایمان و کفر و اسلام، ارتباطى ندارد؛ </strong>قرآن این را مى&rlm;گوید. من بارها این آیه را گفته و خوانده&rlm;ام: <span style="color: #008080"><strong>&laquo;کلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء&raquo;</strong></span>؛ <strong>ما به همه کمک مى&rlm;کنیم؛ این سنت الهى است</strong>. هر کس در راه یک مقصودى تلاش کرد، خداى متعال این سنت را قرار داده است که این تلاش به نتیجه خواهد رسید. مشکل کسى که عارى از معنویت است، جاى دیگر است؛ مشکل او یک بعدى بودن، تهیدست بودن از یک ثروت لازم دیگر است و همت را فقط متوجه یک بخش کردن است، که آن وقت ضررهایش را هم دارند مى&rlm;بینند. امروز جامعه&rlm;ى امریکایى تا خرخره در گنداب این ضررها دست و پا مى&rlm;زند و بدتر هم خواهد شد؛ همینها روى سرشان را هم خواهد گرفت. این حوادث تاریخى، ظرف یک سال و پنج سال و ده سال به وجود نمى&rlm;آید؛ بلکه در ظرف صد سال، صد و پنجاه سال به وجود مى&rlm;آید؛ اینها به آن اواخرش رسیده&rlm;اند و مشکلات جدى&rlm;اى دارند، که حالا بحث ما در آن&rlm;باره نیست. پس، باید کار و تلاش کرد. من این استعداد را در شما مى&rlm;بینم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">این مطالبى که عزیزان ما در اینجا گفتند - چه رئیس محترم و برخى از استادان، و چه چند نفر از دانشجویان - درخواستهاى علمى و حرفه&rlm;اى است و کاملاً درست است. این خواسته&rlm;ها، همان مسائل مورد نظر من است. من با مسئولان که مواجه&rlm;ام، همینها را مى&rlm;گویم. البته حالا که شما گفتید، تأکیدى شد؛ وزراى محترم هم تشریف دارند. همه&rlm;ى این زمینه&rlm;هاى مربوط به علم و تحقیقات، و این مسئله&rlm;ى تأکید بر علوم پایه، از جمله&rlm;ى چیزهایى است که من بارها رویش تأکید کرده&rlm;ام. هر کشورى به هر جا رسیده، از علوم پایه رسیده است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">مسئله&rlm;ى مدیریت تحقیقات، جزو چیزهاى بسیار اساسى است که من در ماه رمضان هم که جلسه&rlm;ى با دانشجویان یا اساتید بود، یادداشت کرده بودم که بگویم - حالا یادم نیست کدامیک از این دو جلسه بود - اما وقت نشد؛ حالا مى&rlm;گویم: تحقیقات باید مدیریت پیدا کند. ما همه&rlm;اش مى&rlm;گوییم بودجه&rlm;ى تحقیقات از چهل و هفت صدم در صد مثلاً، به سه درصد برسد؛ روى جنبه&rlm;ى مادى و کمى&rlm;اش بحث مى&rlm;کنیم که البته لازم هم هست؛ اما یک جنبه&rlm;ى کیفى هم دارد؛ تحقیقات موازى و غیر لازم نباید باشد؛ مهم تحقیقات بنیادى، تحقیقات کارکردى و تحقیقات تجربى - سه نوع تحقیقات داریم - است که هر کدام در مجموعه&rlm;ى تحقیقات کشور، یک سهم و وزنى دارند. این سهم را رعایت نکردن و ملاحظه نکردن، از مشکلات ماست. یک مرکزِ مدیریت تحقیقات در کشور لازم است که ان&rlm;شاءاللَّه بایستى به همت این عزیزان و این دولت فعال و پا به رکاب و آماده به کار، تحقق پیدا کند.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">و اما مشکلات دانشجویان و استادان و بالاخره <strong>جنبش عدالت خواهى</strong> - این حرفهایى که زدند - همه&rlm;اش حرفهاى مورد تأیید ماست. هر چه هم من بتوانم و در حوزه&rlm;ى کار من باشد، اقدام مى&rlm;کنم؛ هر چه باید توصیه کنم، توصیه مى&rlm;کنم و امیدواریم ان&rlm;شاءاللَّه که عزیزان ما دنبال بکنند.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">پسرفت کشورها !</font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">مطلبى که من مى&rlm;خواهم به شما عرض کنم، حول و حوش یک آیه&rlm;ى قرآن است. آیه&rlm;ى معروفى است: <span style="color: #008080"><strong>&laquo;انّ اللَّه لایغیّر ما بقوم حتّى یغیّروا ما بأنفسهم&raquo;</strong>.</span> <strong>تغییرات به دست شماست.</strong> کلید تحولات اجتماعى و تحولات عظیم در دست شماست؛ مضمون آیه این است. یک جاى دیگر در یک دایره&rlm;ى محدودتر مى&rlm;فرماید: <span style="color: #008080"><strong>&laquo;ذلک بأنّ اللَّه لم یک مغیّرا نعمة أنعمها على قوم حتّى یغیّروا ما بأنفسهم&raquo;.</strong></span> این آیه، پسرفت را مى&rlm;گوید. خداى متعال پسرفت را نصیب هیچ کشورى نمى&rlm;کند، مگر خودشان به دست خودشان بکنند. تغییرِ موجبِ پسرفت را خودِ ملتها به وجود مى&rlm;آورند. و شبیه این مضمون در آیات متعدد دیگرى هم هست که مرجعش به همین است. خلاصه&rlm;ى اینها چیست؟ خلاصه&rlm;ى اینها این است که شما آحاد انسان، سر رشته&rlm;دار تحولات جامعه هستید؛ شما هستید که تحول و تغییر را ایجاد مى&rlm;کنید. عزمِ انسان، تعیین کننده است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بعضى ممکن است بگویند منظور از عزم انسان چیست؟ اراده&rlm;ى چه کسى؟ اراده&rlm;ى منِ یک نفر، توى یک نفر، اراده&rlm;ى چه کسانى مؤثر است؟ این البته جزو بحثهاى دامنه&rlm;دار است، لکن من مى&rlm;خواهم فى&rlm;الجمله عرض بکنم که عزم یکایک انسانها در حد خودش تأثیر دارد؛ نه فقط در مسائل شخصى - که تأثیر تام دارد - بلکه در مسائل اجتماعى. ما اگر چنانچه آرزوهامان، هوسهامان، هواهاى نفسانیمان در فعالیتهامان حاکم شوند و در رفتار ما، عقل کنار بیاید و محاسبه&rlm;ى درست کنار زده شود، این کار در ایجاد یک سلسله تحولات منفى در جامعه تأثیر مى&rlm;گذارد. حالا یک مثال کوچکش را عرض بکنم: شما مى&rlm;روید یک جنسى را از بازار تهیه کنید - یک لباس، یا فرض بفرمایید یک وسیله&rlm;ى خانه؛ یک ظرف - نوع داخلى&rlm;اش هست، نوع خارجى&rlm;اش هم هست؛ یک مقدارى به خاطر تبلیغات خارجى، یک مقدار به خاطر پُز دادن به اینکه این جنس خارجى است، یک مقدار به خاطر رسوبات فرهنگى قبلى که جنس داخلى فایده&rlm;اى ندارد و یک مقدار هم شاید به خاطر مرغوبتر بودن جنس خارجى - این مرغوبتر بودن هم ممکن است یکى از عوامل باشد، لیکن به هر حال تعیین کننده نیست - شما آن را انتخاب مى&rlm;کنید. یعنى چه کار مى&rlm;کنید: یک کارگر ایرانى را بیکار مى&rlm;کنید و یک کارگر غیر ایرانى را به کار وادار مى&rlm;کنید. خوب، مگر بیکارى امروز، مشکل عمده&rlm;ى جامعه&rlm;ى ما نیست. وقتى شما این&rlm;طور کردید، بنده این&rlm;طور کردم، آن برادر دیگر، آن خواهر دیگر، و یکى یکى از این روش پیروى کردیم، نتیجه چه مى&rlm;شود؟ نتیجه، ورشکستگى کارخانه&rlm;ى داخلى، بیکارى کارگر داخلى و در نهایت باعث ناامیدى سرمایه&rlm;گذار داخلى مى&rlm;شود. بیکارى هم که به دنبال خودش اعتیاد، فساد و اختلافات خانوادگى مى&rlm;آورد و به دنبال آن، حوادث سیاسى و اجتماعى فراوان به وجود مى&rlm;آید. بنابراین، از یک چیز کوچکى شروع مى&rlm;شود؛ از یک اراده&rlm;ى شخصى من و شما. پس اراده&rlm;ى شخصى افراد هم حتّى در تحولات اجتماعى، مى&rlm;تواند اثر گذار باشد. و از این دست مسائل، فراوان است. هوس مى&rlm;کند از دست رفیقش سیگار بگیرد بکشد؛ گرایش به سیگار، گرایش به مواد مخدر، هوسهاى زودگذر؛ اینها همان چیزهایى است که به دنبال خودش یک جریان عظیم، طولانى و تمام نشدنى از تحولات اجتماعى را - که <strong>پسرفت</strong> هست - به وجود مى&rlm;آورد. عکسش هم صادق است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بنده گاهى صبحها به ارتفاعات تهران مى&rlm;روم. وقتى ما حرکت مى&rlm;کنیم، هوا تاریک است؛ یعنى بعد از نماز صبح خیابانها خلوت است؛ وقتى به چراغ قرمز مى&rlm;رسیم، مى&rlm;ایستیم. بناى ما بر این است. هیچ کس هم در خیابان نیست؛ یعنى هیچ ماشینى هم از آن طرف نمى&rlm;آید؛ مى&rlm;ایستیم تا چراغ سبز مى&rlm;شود، بعد عبور مى&rlm;کنیم. من دیده&rlm;ام وقتى ما این طرف چهارراه ایستاده&rlm;ایم - مثلاً سه، چهار تا ماشین همراه هستیم - از آن طرف چهارراه یک ماشین دارد مى&rlm;آید و تصمیم هم دارد از چراغ قرمز عبور کند؛ یک خرده هم عبور مى&rlm;کند؛ اما وقتى مى&rlm;بیند سه، چهار تا چراغ آن طرف روشن است و ماشینها ایستاده&rlm;اند، او هم آهسته ترمز مى&rlm;گیرد و گاهى هم یک ذره به عقب مى&rlm;رود. یعنى انضباط اجتماعىِ یک نفر، در احساس لزوم <strong>انضباط اجتماعى</strong> در افراد مقابل تأثیر مى&rlm;گذارد. رفتارهاى فردى ما تأثیر گذار است، حتّى در فرهنگ سازى و بسیارى چیزهاى دیگر. به هر حال، <strong>عزم انسانى، محور و ملاک</strong> است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><span style="color: #800080"><strong><font size="2">ایستایى در طبیعت انسان !</font></strong></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">حالا تحول یعنى چه؟ تحول چرا؟ مگر بناست تغییر اتفاق بیفتد؟ بله. تحول در جوامع انسانى و براى بشر، <strong>سنت لایتغیر الهى</strong> است. هیچ کس نمى&rlm;تواند در مقابل <strong>تحول بشرى</strong> بایستد؛ امکان ندارد. دیر یا زود، یکى پس از دیگرى، تحولات بشرى اتفاق مى&rlm;افتند. این راز ماندگارى و راز تعالى بشر است. اصلاً خدا بشر را این&rlm;طور قرار داده است که <strong>ایستایى در طبیعت انسان نیست</strong>. شاید یکى از فرقهاى انسان با بقیه اشیا هم همین باشد. البته در بقیه&rlm;ى اشیا هم یک نوع تغییرات، تحولات و تبدیل انواع را مى&rlm;گویند، که من حالا به آن مسائل کار ندارم؛ نه درست واردیم و نه مى&rlm;توانیم قضاوت کنیم؛ نه به بحث ما ارتباطى دارد؛ اما در <strong>بشریت تحول حتمى است</strong>. با تحول نبایستى مقابله کرد؛ تحول را نباید انکار کرد. و باید به سوى تحول - به همان معنایى که عرض خواهم کرد - به شکل درست حرکت کرد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">در مقابلِ تحول چه هست؟ رکود. نقطه&rlm;ى <strong>مقابل تحول، رکود</strong> است. بعضى اینها را غلط مى&rlm;فهمند و اشتباه معنا مى&rlm;کنند. بعضى رکود را با ثبات اجتماعى اشتباه مى&rlm;کنند. رکود، بد است؛ ثبات اجتماعى خوب است. بعضى خیال مى&rlm;کنند که رکود یعنى ثبات اجتماعى. تحول را هم بعضى با آنارشیسم و هرج و مرج و هر چى به هر چى بودن، اشتباه مى&rlm;کنند. این اشتباهات موجب شده است که یک عده&rlm;اى که طرفدار ثبات اجتماعى&rlm;اند، با هر تحولى مخالفت کنند؛ به خیال اینکه این تحول، ثبات را به هم مى&rlm;زند. از طرف دیگر، کسانى که خیال مى&rlm;کنند هر تحولى به معناى ساختار شکنى و شالوده&rlm;شکنى و زیر سؤال بردن همه&rlm;ى اصالتهاست، اینها هم براى اینکه تحول ایجاد کنند، ثبات اجتماعى را از بین مى&rlm;برند و دچار خطر مى&rlm;کنند. این دو اشتباه، از دو طرف وجود دارد. تحول، یک چیز است، آنارشیسم، یک چیز دیگر؛ و هرج و مرج هم یک چیز دیگر است. همچنان که ثبات اجتماعى یک چیز است و رکود اجتماعى و ایستایى اجتماعى هم یک چیز دیگر است؛ اینها را نباید با هم اشتباه کرد. آنچه خوب و درست است، جامعه&rlm;ى با ثبات، اما غیر راکد و داراى تحول است؛ جامعه&rlm;اى که حتّى تحولات صحیح را سریع در خودش به وجود بیاورد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">چگونه مى&rlm;شود این ویژگى را به دست آورد؟ این که: ریشه&rlm;ها و اصالتها را حفظ کنیم و شالوده&rlm;شکنى نکنیم؛ هویت ملى را بشدت مورد ملاحظه قرار دهیم و ارج بنهیم. <strong>هویت جمعى یک ملت،</strong> جزو آن چیزهایى است که در تحولات باید دست نخورد. در کنار هویت ملى، پویایى، نشاط، برخوردارى از آزادىِ تحرک و روح رقابت در میان جمع خود را باید بشدت ارج بنهیم و به آن اهمیت بدهیم. لازمه&rlm;ى این نشاط و پویایى این است که <strong>هم منتقد باشیم، هم انتقادپذیر،</strong> که هر کدامش نباشد، بد است. بعضیها اهل انتقاد کردن هستند؛ انتقاد هم بجاست؛ شما هر چیزى را با دقت نگاه کنید و یک خُرده&rlm;اى کنجکاوى کنید، یک نقطه&rlm;ى عیبى در آن پیدا مى&rlm;کنید و مى&rlm;شود عیب&rlm;جویى کرد و عیبى هم ندارد؛ چنانچه عیب&rlm;جویى در جهت رفع عیب باشد، خیلى خوب است؛ اما این افراد، خودشان انتقادپذیر نیستند! اگر کسى بگوید چرا این&rlm;قدر پُرحرفى مى&rlm;کنى و چرا همه&rlm;اش عیبها را مى&rlm;بینى، چرا مثل مگس فقط روى زخمها مى&rlm;نشینى، نقاط مثبت را هم ببین، بدشان مى&rlm;آید! البته معیار و ملاک، برآیند نقاط مثبت به نقاط منفى است. ما ضعفهایى داریم، مشکلاتى داریم، بدیهایى داریم؛ قوتهایى هم داریم، خوبیهایى هم داریم؛ زیباییهایى هم داریم. ببینید در موازنه&rlm;ى این دو با یکدیگر، برآیند اینها چه خواهد شد؛ آن مى&rlm;شود معیار. اگر بدیهایمان بیشتر بود، بد است؛ اگر خوبیهایمان بیشتر بود، خوب است. پس هم انتقاد خوب است، هم انتقادپذیرى. اینها لازمه&rlm;ى آن تحول و حالت مطلوب جامعه است؛ <strong>همراه با امید، همراه با پُرکارى، همراه با برنامه&rlm;ریزى و همراه با داشتن خط مشى درست و سرمشق براى تحول.</strong></font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">دگرگونی برای تحول !</font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">حالا چه کار مى&rlm;خواهیم بکنیم؟ این دگرگونى&rlm;اى که مى&rlm;خواهیم ایجاد کنیم، به چه معناست؟ جاى آنچه که مى&rlm;خواهیم دگرگون کنیم، چه مى&rlm;خواهیم بگذاریم؟ اینها مهم است. و در این راه، <strong>کار و تلاش، شرط اول است.</strong> پس، ثبات اجتماعى باقى مى&rlm;ماند؛ به خاطر اینکه ریشه&rlm;ها و اصالتها و ساختارهاى اصلى و هویت ملى محفوظ است. هویت ملى هم که مى&rlm;گوییم، <strong>ملیت در مقابل دین نیست،</strong> بلکه هویت ملى هر ملت، مجموعه&rlm;ى فرهنگها و باورها و خواستها و آرزوها و رفتارهاى اوست. یک ملت مذهبى، یک ملت موحد، یک ملت مؤمن و یک ملت معتقد به پاکان درگاه الهى و اهل بیت پیغمبر است؛ این جزو فرهنگ و هویتشان است؛ هویت ملى که مى&rlm;گوییم، شامل همه&rlm;ى اینها هست؛ اینها را حفظ کنیم. حالا براى تغییر بخشهاى غلط، کارهاى غلط و راه&rlm;هاى غلط، تلاش و پویایى لازم است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">نقطه&rlm;ى مقابل، این است که هرج و مرج رفتارى و سیاسى و ساختارشکنى و پوچ&rlm;گرایى و فراموشى هویت ملى بر ما حاکم شده باشد؛ این، نقطه&rlm;ى مقابل آن چیز مطلوب است؛ یعنى ایجاد یک حرکت، اما در جهت خراب کردن آنچه که داریم و مفید است و لازم مى&rlm;دانیم. این، غلط است. بعضیها در زمان جوانىِ ما - آن زمان که نهضت معمارى غربى بر کشور ما تازه حاکم شده بود - مى&rlm;خواستند ساختمانهاى قدیمى را خراب کنند و آنها را به ساختمانهاى با سبک نو تبدیل کنند. همین ساختمانهاى با پنجره و شیشه&rlm;هاى بزرگ از آن زمان شروع شد. بیشتر اینها خانه&rlm;ى محکم قدیمى را خراب مى&rlm;کردند، که من تعجب مى&rlm;کردم. در مشهدِ ما این&rlm;طور بود. یک خانه&rlm;ى محکم و خوب، اما قدیمى - اتفاقاً حالا معمارها، مهندسان، آرشیتکتها و مطلعان ما مى&rlm;گویند براى کشور ما همان روش قدیمى درست است و این شیشه&rlm;ها و پنجره&rlm;هاى بزرگ و آفتابگیرهاى آنچنانى، اروپایى است؛ چون آنها آفتاب را آرزو مى&rlm;برند و نمى&rlm;بینند، ولى کشور ما کشور پُرآفتاب است؛ بخصوص بعضى از مناطقش. بنابراین، چه لزومى دارد؛ همان پنجره&rlm;هاى کوچک و درهاى چوبى خوب بود - را خراب مى&rlm;کردند و از تیرآهن و سیمان و درِ آهنى و شیشه&rlm;هاى بزرگ و... استفاده مى&rlm;کردند. اینها کار هجو و غلطى است؛ کار عاقلانه&rlm;اى نیست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">ما در تحولات بنیانى اساسىِ جامعه، ممکن است گاهى این&rlm;طورى عمل کنیم؛ به جاى اینکه بنیانها را حفظ کنیم و بر آنچه که نیاز داریم، پا فشارى کنیم و آنچه را که نداریم، براى خودمان فراهم کنیم، <strong>هویت مستقلِ ملىِ</strong> خودمان را فراموش کنیم! که متأسفانه این مسئله در کشور ما و خیلى از کشورهاى اسلامى داستان و سرگذشت بسیار غمبارى دارد، که حالا بعد ممکن است اشاره&rlm;اى بکنم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">از این خطرناکتر، این است که سررشته&rlm;ى همین تحولات منفى در سطح بین&rlm;المللى، در دست کسانى باشد که آنها به وسیله&rlm;ى این تحولات مى&rlm;خواهند اهداف خودشان را - که یا زر است یا زور - تأمین کنند و براى آنها چیزى به نام هویت ملتها اصلاً ارزش ندارد؛ که متأسفانه این در صد سال، صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنى تحولات کشورهاى آسیایى و آفریقایى و امریکاى لاتین در دام طراحى باندهاى قدرت بین&rlm;المللى افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه&rlm;داران بین&rlm;المللى بوده&rlm;اند. براى اینها آنچه مهم بوده، کسب قدرت سیاسى است که بتوانند در کشورها و دولتهاى اروپایى و غیره نفوذ کنند و قدرت سیاسى را در دست بگیرند و پول کسب کنند و این کمپانیها، سرمایه&rlm;هاى عظیم، کارتلها و تراستها را به وجود آورند. هدف این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضاء مى&rlm;کرده است که <strong>اخلاق جنسى</strong> ملتها را خراب کنند، راحت مى&rlm;کردند؛ <strong>مصرف گرایى</strong> را در بین آنها ترویج کنند، به&rlm;راحتى این کار را انجام مى&rlm;دادند؛ بى&rlm;اعتنایى به هویتهاى ملى و مبانىِ فرهنگى را در آنها ترویج کنند، این کار را مى&rlm;کردند. اینها، اهداف کلان آنها بوده است که تصویر مى&rlm;کردند. آن وقت همیشه لشگرى هم از امکانات <strong>فرهنگى و رسانه&rlm;اى و روزنامه&rlm;هاى</strong> فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات در مشت اینها بوده است، که اینها امروز یواش یواش دارد پخش مى&rlm;شود و من پریروز در روزنامه - البته سه، چهار ماه قبل از این، من مقاله&rlm;اش را دیده بودم - گزارشى از تشکیلِ<span style="color: #ff0000"> <strong>&laquo;ناتوى فرهنگى&raquo;</strong></span> را خواندم. یعنى در مقابل <strong>پیمان ناتو</strong> که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله&rlm;ى با شوروى سابق یک مجموعه&rlm;ى مقتدر نظامى به وجود آوردند؛ اما <strong>براى سرکوب هر صداى معارض با خودشان</strong> در منطقه خاور میانه و آسیا و غیره از آن استفاده مى&rlm;کردند، حالا یک <span style="color: #ff0000">ناتوى فرهنگى</span> هم به وجود آورده&rlm;اند. این، بسیار چیز خطرناکى است. البته حالا هم نیست؛ <strong>سالهاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه&rlm;ى زنجیره&rlm;ى به هم پیوسته&rlm;ى رسانه&rlm;هاى گوناگون - که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره&rlm;ها و تلویزیونها و رادیوها - در جهت مشخصى حرکت مى&rlm;کنند تا سررشته&rlm;ى تحولات جوامع را به عهده بگیرند؛ حالا که دیگر خیلى هم آسان و رو راست شده است.</strong></font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">در <strong>گرجستان</strong> که یک تحول سیاسى اتفاق افتاد و <strong>جا به&rlm;جایى قدرت</strong> انجام گرفت، یک <strong>سرمایه&rlm;دار امریکایى و صهیونیست یهودى</strong> - البته اسمش معروف است، من نمى&rlm;خواهم اسمش را بیاورم - اعلام کرد که من <strong>ده میلیون دلار در کشور گرجستان</strong> خرج کردم و تحول سیاسى ایجاد کردم؛ خیلى راحت. ده میلیون دلار خرج مى&rlm;کنند، یک حکومت را کنار مى&rlm;گذارند، یک حکومت دیگر را سرِ کار مى&rlm;آورند! اینها باید روى مردم اثر بگذارند؛ باید اجتماعات درست کنند. در <strong>اوکراین</strong> هم همین کار را کردند؛ در جاهاى دیگر هم همین کار را کردند. گاهى اوقات تأثیراتشان به شکل دیگرى است و تعیین کننده است؛ شاید این را در یک جمع دانشجویى دیگر گفته باشم که ماهاتیر محمد، نخست وزیر سابق مالزى - که بسیار هم آدم پُرکار و دقیق و جدى و پایبندى بود - به تهران آمد، به دیدن من هم آمد؛ همان اوقات بود که تحولات گوناگونى در آسیاى شرقى اتفاق افتاده بود؛ در مالزى، اندونزى و تایلند، و زلزله&rlm;ى اقتصادى به وجود آمده بود. همین سرمایه&rlm;دار صهیونیستى و بعد سرمایه&rlm;دارهاى دیگر، با بازیهاى بانکى و پولى توانستند چند تا کشور را به ورشکستگى بکشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت: <strong>من فقط همین قدر به شما بگویم که ما یک شبه گدا شدیم!</strong> البته وقتى کشورى وابستگى اقتصادى پیدا کرد و خواست <strong>نسخه&rlm;هاى اقتصادى بانک جهانى و صندوق بین&rlm;المللى پول</strong> را عمل بکند، همین&rlm;طور هم خواهد شد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">خود این بانک جهانى و صندوق بین&rlm;المللى هم یکى از بخشها و قطعه&rlm;هاى این پازل بزرگند. این خیلى خطرناک است که سر رشته&rlm;ى تحولات جهانى دست باندهاى قدرت بین&rlm;المللى باشد؛ که امروز هست. اینها صهیونیستها و سرمایه&rlm;دارهایند و عمدتاً هم در امریکا و در اروپایند. این دو، سه نکته در باب تحول بود. پس، از تحول نباید گریخت؛ نباید ترسید و نباید آن را با هرج و مرج و آنارشیسم اشتباه کرد. <strong>تحول خوب است و لازم است.</strong></font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">حرف اصلى ما امروز این است <strong>که نه با توقف در گذشته و سرکوب نوآورى مى&rlm;توان به جایى رسید، نه با رهاسازى و شالوده&rlm;شکنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقیدتى و فرهنگى مى&rlm;توان به جایى رسید؛ هر دو غلط است.</strong> <span style="color: #ff0000">آزادى فکر؛ همان نهضت آزادفکرى</span> که ما دو، سه سال قبل مطرح کردیم و البته دانشجوها هم استقبال کردند؛ اما عملاً آن کارى را که من گفته بودم، انجام نشده است؛ <strong>نه در حوزه، نه در دانشگاه</strong>. من گفتم <strong>کرسیهاى آزاداندیشى</strong> بگذارید. البته حالا اینجا الان یادم آمد که در گزارشهاى مربوط به دانشگاههاى سمنان خواندم که خوشبختانه مجموعه&rlm;هاى فعال دانشجویى در سمنان با همدیگر مناظرات آزاد دارند. اگر این گزارش که به من دادند، دقیق باشد، بسیار چیز مثبت و خوبى است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">آزاد اندیشی !</font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">مسئله&rlm;ى <strong>آزاداندیشى&rlm;اى</strong> که ما گفتیم، ناظر به این است. <strong>باید راه آزاد اندیشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت</strong>، منتها آن را مدیریت کرد تا به ساختارشکنى و شالوده&rlm;شکنى و بر هم زدن پایه&rlm;هاى هویت ملى نینجامد. این کار، مدیریت صحیح لازم دارد. چه کسى باید مدیریت کند؟ نگاهها فوراً مى&rlm;رود به سمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، <strong>مدیریتش با نخبگان است؛</strong> با خود شماست؛ با اساتید فعال، دانشجوى فعال و مجموعه&rlm;هاى فعال دانشجویى. حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پیدا کردن حرف نو حرکت کنید؛ اما مراقب باشید که این حرف نو در کدام جهت دارد حرکت مى&rlm;کند؛ در جهت تخریب یا در جهت ترمیم و تکمیل؛ اینها با هم تفاوت دارد. این وظیفه&rlm;اى است به عهده&rlm;ى خود شماها. امثال بنده که مسئول هستیم؛ البته مسئولیتهایى داریم و شکى نیست در این زمینه&rlm;ها؛ اما کار، کارِ خود شماهاست. گمان نکنید که نهضت آزاداندیشى و حرکت تحول و شجاعت در کارهاى گوناگون را، به جاى شما که دانشجو هستید یا محقق هستید یا استاد هستید، ممکن است مسئولان دولتى یا بنده بیاییم انجام بدهیم؛ نه، من نقشم این است که بیایم بگویم این کار را خوب است بکنیم. <span style="color: #ff0000">نهضت نرم&rlm;افزارى و جنبش نرم&rlm;افزارى و نهضت تولید علم</span> را ما مطرح کردیم؛ الان حدود ده سال مى&rlm;گذرد و امروز یک غوغایى راه افتاده است. چه کسى این را راه انداخته؟ من که یک کلمه بیشتر نگفتم. این کار را شما کردید؛ محقق ما، جوان ما و استاد ما؛ تحول از این قبیل است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2">وظیفه&rlm;ى نخبگان فکرى و فرهنگى جامعه و حوزه و دانشگاه، مدیریت این تحول است. نه باید تحولات را سرکوب کرد، نه باید تسلیم هر تحولى شد. خوب، این تحول براى چیست؟ براى پیشرفت. پیشرفت چیست؟ باید آن را معنا کنیم.</font></strong></span></span></p><h1 style="line-height: 200%"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><span style="font-size: x-small"><font size="1">پیشرفت چیست؟</font></span></span></span></h1><h1 style="line-height: 200%"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><span style="font-size: x-small"><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-family: times new roman,times"><span style="font-size: small"><span style="font-family: trebuchet ms,geneva"><font size="2">اولاً این سؤال را باید از خودمان بکنیم: پیشرفت چیست؟ اگر سؤال نکنیم که پیشرفت چیست، پیداست به فکر پیشرفت نیستیم. بنابراین، باید اول این سؤال را از خودمان بکنیم و به دنبال پاسخش حرکت بکنیم تا آن را پیدا بکنیم.</font></span></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-family: times new roman,times"><span style="font-size: small"><span style="font-family: trebuchet ms,geneva"><font size="2">اینکه &laquo;پیشرفت چیست؟&raquo; حرفهاى گوناگونى در سطح دنیا مطرح است. همه&rlm;جور حرفى هست؛ نسخه&rlm;هاى قلابى، توصیه&rlm;هاى متناقض، عجیب و غریب و بعضاً خائنانه، که این بلایى بود که در آغاز شروع مدرن&rlm;سازى کشور به جان ما ایرانیها افتاد. اول که نشانه&rlm;هاى پیشرفت اروپایى براى ایرانیها معلوم شد، کم کم به فکر افتادند که ببینند در اروپا، در آن طرف دنیا، چه خبراست؛ قبل از آن، اصلاً خبر نداشتند که در دنیا چه خبر است! سلاطین قاجارى آنقدر گرفتار حرمسراها و سفره&rlm;خانه&rlm;ها و گرفتاریهاى شخصى و مسائل بى&rlm;ارزش خودشان بودند که اصلاً از اینکه در دنیا چه دارد مى&rlm;گذرد، خبر نداشتند. رنسانس چه بود؟ چطور به وجود آمد؟ چرا به وجود آمد؟ نتیجه&rlm;اش چه شد؟ اصلاً این قضایا را تا دوران فتحعلى شاه و بعد از آن ملتفت نبودند! بعد که جنگ ایران و روس شد و دستگاه قاجارى به واسطه&rlm;ى سلاحهاى پیشرفته&rlm;ى روسها - که آن روز از امکانات جدید و سلاحهایى که براى خودشان ساخته بودند، بهره بردند - تو دهنى محکمى خورد، تازه کسانى را به اروپا فرستادند و سفراى اروپایى هم که در ایران زندگى مى&rlm;کردند، دست و پایى باز کردند. پیغام&rlm;آورها و مأموران ویژه&rlm;اى هم براى زمینه&rlm;سازى نفوذ سیاسى به ایران گسیل شدند و با روشهاى خودشان به ایران آمدند. اولین کسانى که با موج به اصطلاح مدرنیته مواجه شدند، چه کسانى بودند؟ شاهزاده&rlm;ها، رجال دربار قاجارى و شخصیتهاى متنفذ سیاسى آن روز. عامه&rlm;ى مردم که خبرى نداشتند، علما که اطلاعى نداشتند و دیگران که چیزى نمى&rlm;دانستند. اینها هم به جز خیلى افراد معدود، عموماً - تقریباً مى&rlm;شود گفت بدون استثنا - در مواجهه&rlm;ى با این فرهنگ و پیشرفتهاى غربى مات و مبهوت شدند؛ دست و پاى خودشان را گم کردند و نتوانستند ذهن و عقل خودشان را به کار بگیرند و از پیشرفت طرف مقابل، به فکر پیشرفت خود بیفتند. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در دوران مشروطیت و بعد از استقرار آن، روشنفکرهاى درجه&rlm;ى اول ما عقیده&rlm;شان این شد که اگر ایران بخواهد پیشرفت کند، باید از فرق سرتا پا غربىِ کامل بشود! این، یعنى تقلید محض. و همین&rlm;طور هم عمل کردند و این روند تا حکومت پهلوى ادامه داشت.</font></span></span></span></span></p></span></span></span></h1><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">حکومت پهلوى آمد این را برنامه&rlm;ریزى کرد تا با سرعت بیشترى این کار انجام بگیرد. به آن مقدارى که در دوره&rlm;ى قاجار بود، قانع نبودند. پهلوى را براى این سرِ کار آوردند؛ چند تا روشنفکرِ دست&rlm;نشانده&rlm;ى مورد اعتماد خودشان از ایرانیهاى تحت تأثیر غرب را هم به عنوان عناصر فرهنگى، دور و برِ آن گذاشتند تا همین کار را بکنند. مسئله&rlm;ى کشف حجاب، مسئله&rlm;ى تغییر لباس و مسئله&rlm;ى حذف کردن نشانه&rlm;هاى ایرانىِ اسم: میرزا، سید، خان، آقا، دادن امتیازات فراوان در زمینه&rlm;هاى نفت و آوردن مستشارهاى خارجى - که روز به روز هم بیشتر شد - از این قبیل است. بعد هم که - انگلیسیها رضاخان را کنار گذاشتند، در دوره&rlm;ى بعد، امریکاییها از سال 1332 همه کاره&rlm;ى کشور شدند؛ این سرگذشت تحولات ما در دوران طاغوت است که با همان مدیریت خطرناک که گفتم، به سمت نابود کردن اصالتها رفت. اى کاش در مقابل چیزى مى&rlm;گرفتند! نه، هیچ چیز هم نگرفتند. یعنى ایرانیها در طول سالهاى متمادى - بیش از شصت، هفتاد سال - که در اختیار انگلیسیها و غربیها بودند، این قدرت را پیدا نکردند که مثلاً یک مرکز تحقیقات علمى در کشور به وجود آورند که ظرف پنجاه سال دو تا اختراع درست کند؛ دانشمندانى را تربیت کنند که دو، سه تا کشف جدید علمى بکنند؛ یعنى اینها این اندازه از غرب استفاده نکردند. آنها چه مى&rlm;خواستند؟ مصرف کننده مى&rlm;خواستند. مصرف کننده&rlm;ى اقتصادى&rlm;اى که به طور طبیعى با خودش <strong>مصرف فرهنگى و تسلیم سیاسى</strong> را هم همراه دارد. آنها این را مى&rlm;خواستند؛ اینها هم راحت تسلیم شدند و دادند. همه&rlm;ى این تشنجها، درگیریها و چالشهایى که شما در دوران حکومت قاجاریه از زمان تنباکو تا دوران رضا خان و تا بعد از آن مى&rlm;بینید که بین جبهه&rlm;اى از مؤمنین به رهبرى علما از یک طرف و حکام جائر از یک طرف انجام گرفت، نشئت گرفته از این قضیه است. در قضیه&rlm;ى امتیاز <strong>&laquo;رژى&raquo;</strong>، میرزاى شیرازى در مقابل دادن امتیازِ مفت و مجانىِ یک منبع درآمد بزرگ در کشور به غربیها و خارجیها، مخالفت کرد. در قضیه&rlm;ى امتیاز <strong>&laquo;رویتر&raquo;</strong> همین&rlm;طور، و در قضیه&rlm;ى <strong>قراردادِ 99</strong> - قرارداد معروف به <strong>&laquo;قرارداد وثوق الدوله&raquo;</strong> که در واقع طبق آن، همه&rlm;ى کشور را به دست انگلیسها مى&rlm;دادند - هم همین طور بود، که مدرس، آن روحانى برجسته، مخالفت کرد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">در قضیه&rlm;ى ملى شدن صنعت نفت هم که مرحوم آقاى کاشانى (رضوان اللَّه علیه) دخالت کرد، همین طور بود. این چالشهایى که علما با حکام دورانهاى مختلف داشتند - که مردم و بسیارى از روشنفکرها هم با اینها همراهى کردند - همه در این مرز است؛ مرز منافع ملى، و آن طرف هم که تحول ناشى از اراده و تصمیم&rlm;گیرى قدرتهاى بیگانه&rlm;است. پس نسخه&rlm;هاى پیشرفت و نسخه&rlm;هاى غربى و بیگانه، بعضاً حتّى خائنانه است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">براى اینکه ما بتوانیم نسخه&rlm;ى درست پیشرفت را پیدا کنیم، چه لازم داریم؟ بحث نظرى. این، یکى از آن کارهایى است که شماها باید بکنید. پیشرفتِ یک کشور چیست؟ البته مقصودم این نیست که در بحثهاى ذهنى و باز بیفتیم و همین&rlm;طور خودمان را معطل مباحث ذهنى بکنیم؛ مباحث تئوریکِ بدون توجه به خارج و واقعیات؛ نه، اینها را نمى&rlm;خواهم، این غلط است. مثل اینکه در باب <strong>تهاجم فرهنگى</strong> ما یک روزى گفتیم دارد <strong>تهاجم فرهنگى</strong> انجام مى&rlm;گیرد. این صحبتِ دوازده، سیزده سال قبل است. اگر از من مى&rlm;خواستند که <strong>تهاجم فرهنگى</strong> را نشان بدهم، من که با چشم خودم کأنّه دارم <strong>تهاجم فرهنگى</strong> را مى&rlm;بینم، مى&rlm;توانستم موارد را نشان بدهم. در چندین سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضیها شروع کردند به <strong>انکار تهاجم فرهنگى!</strong> و گفتند: نه آقا، چنین چیزى وجود ندارد!</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">بنده به یاد بنى&rlm;صدر افتادم. در اول جنگ تحمیلى عراق، دلسوزهاى محلى مى&rlm;آمدند و مى&rlm;گفتند عراقیها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. ما به بنى صدر مى&rlm;گفتیم: رئیس جمهور! شما چه خبر دارید؟ مى&rlm;گویند عراقیها حمله کردند؛ مى&rlm;گفت دروغ مى&rlm;گویند؛ این سپاه براى اینکه خودش امکانات دست و پا کند، این حرفها را مى&rlm;زند! آنها را متهم مى&rlm;کردند. بعد هم به دهلران رفت - که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى&rlm;گویند عراقیها آمده&rlm;اند؛ عراقیها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله&rlm;ى عراقیها تصرف شد. نمى&rlm;شود که واقعیات را با چشم روى هم گذاشتن انکار کرد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">پادشاهِ معاصر حافظ ، شاه شیخ ابواسحاق - که البته شاه بود، اما شیخ نبود؛ اسمش شیخ ابواسحاق است - یک جوان خوشگذرانِ خوش قیافه بود که از شعرهاى حافظ فهمیده مى&rlm;شود که به او خیلى علاقه داشته، وقتى امیر مبارزالدین آمده بود اطراف بیابانهاى شیراز اردو زده بود و داشت خودش را آماده&rlm;ى حمله&rlm;ى به شیراز مى&rlm;کرد، این حاکم بدبختِ شیراز که غرقِ در عیش و نوش خودش بود، خبر نداشت، وزیرش هم جرئت نمى&rlm;کرد به او چیزى بگوید. اگر چیزى مى&rlm;گفتند، مى&rlm;گفت شماها بیخود مى&rlm;گویید. وزیرش یک روز تدبیرى اندیشید و مثلاً گفت: جناب اعلى حضرت مایل نیستید که در این فصل بهار، بالاى پشت بام برویم و این بیابان را نگاهى بکنیم و از این سبزه&rlm;ى بیابان استفاده&rlm;اى بکنیم؟ آن هم که چنین آدمى بود، گفت: چرا؛ برویم. بالاى پشت بام قصر رفت، نگاه کرد و دید در بیابان اردو زده&rlm;اند. گفت: اینها چیست؟ گفت: اردوى مبارزالدین کرمانى است؛ آمده پدر شما و همه&rlm;ى دربارتان را در بیاورد. به این بهانه و تدبیر، وجود دشمن را به او نشان داد. بعضى این&rlm;طورى&rlm;اند؛ چشمشان را روى هم مى&rlm;گذارند؛ گفتند <strong>تهاجم فرهنگى</strong> نیست. بعد که قبول کردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحثهاى ذهنى رفتند! <strong>&laquo;تهاجم یعنى چه؟&raquo;</strong>، <strong>&laquo;فرهنگ یعنى چه؟&raquo;</strong>، &laquo;فرهنگى چه چیزهایى را شامل مى&rlm;شود و چه چیزهایى را شامل نمى&rlm;شود؟&raquo; ما به اینها چه کار داریم؟! نقل مى&rlm;کنند قدیمها که در یک شهرى، یک سینما درست کرده بودند؛ یک عده&rlm;اى رفتند پیش عالِم شهر - که آدم گوشه&rlm;گیرى بود - تا وادارش کنند که با این سینما مخالفت کند. گفتند: آقا! در این شهر سینما ساخته&rlm;اند، شما یک اقدامى بکنید. عالِم یک فکرى کرد، گفت: حالا ببینیم این سى&rlm;نُماست یا سى&rlm;نَماست یا سى&rlm;نِماست! کدام درست است؟! بنا کردند بحث نظرى کردن که ضبط لفظ سینما را پیدا کنند! بنده طرفدار بحثهاى نظرىِ این طورى نیستم که برویم در آنها غرق بشویم؛ اما به هر حال باید بحثهاى نظرى انجام بگیرد تا معلوم شود که پیشرفت به چیست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">الگوى پیشرفت چیست؟</font></strong></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2"><strong>&laquo;تعیین الگوى پیشرفت&raquo;</strong> هم لازم است. الگوى پیشرفت چیست؟ ما باید این را مشخص کنیم. اگر این را مشخص کنیم، آن وقت در برنامه&rlm;ریزیها، اولویتها، تقدمها، برنامه&rlm;ها، زمان&rlm;بندیها، و سرمایه&rlm;گذاریهاى ما اثر مى&rlm;گذارد؛ به دنبال خود فرهنگ سازى مى&rlm;آورد؛ در گفتگوى نخبگان خودش را نشان مى&rlm;دهد و به ذهنیت عامه&rlm;ى مردم سرریز مى&rlm;شود؛ حتّى در صادرات و واردات کشور اثر مى&rlm;گذارد؛ چه چیزى را از کجا وارد کنیم؟ چه چیزى را به کجا صادر کنیم؟</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">حالا مى&rlm;خواهیم مشخص کنیم که پیشرفت چیست؟ تعریفهایى براى پیشرفت و کشور پیشرفته در دنیا معمول است؛ ما اغلب اینها را قبول داریم و رد نمى&rlm;کنیم؛ مثلاً صنعتى شدن و فرا صنعتى شدن کشور؛ اینها دلیل پیشرفت است. <strong>خودکفایى</strong>؛ کشور در مسائل حیاتى و اساسى باید خودکفا باشد. نه اینکه از دیگران بکلى بى&rlm;نیاز باشد، نه؛ اما اگر به کسى یا کشورى، در چیزى احتیاج دارد، طورى روابطش را تنظیم کند که اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشکل نشود؛ او هم چیزى داشته باشد که مورد نیاز آن کشور است؛ خودکفایى یعنى این. وفور تولیدات، وفور صادرات، افزایش بهره&rlm;ورى، ارتقاء سطح سواد، ارتقاء سطح معلومات عمومى مردم، ارتقاء خدمات شهروندى، خدمت دادن به شهروندان، رشد نرخ عمر متوسط - به قول تعبیرات اخیر، <strong>امید به زندگى</strong> - اینها جزو نشانه&rlm;هاى پیشرفت است و درست است. کاهش مرگ و میر کودکان، ریشه&rlm;کنى بیماریهاى گوناگون در کشور، رشد ارتباطات و امثال اینها، شاخصهایى است که در دنیا براى یک کشور پیشرفته ذکر مى&rlm;کنند و ما این شاخصها را رد نمى&rlm;کنیم و قبول داریم. منتها توجه داشته باشید این شاخصها را وقتى که به ما تحویل مى&rlm;دهند - به ما که تشکیل&rlm;دهنده&rlm;ى این شاخصها نیستیم - در لابه&rlm;لاى آن، چیزهایى است که دیگر آنها جزو شاخصهاى پیشرفت و توسعه نیست؛ چیزهایى را به میان مى&rlm;آورند که این صادر کردن فرهنگ مخالف با هویت و شخصیت ملى و میل براى وابسته کردن کشورهاست. آن کسانى که این شاخصها را تهیه و ارائه مى&rlm;کنند، اگر چه غالباً دانشمندانند، اما بسیارى از آنان آدمهاى مستقلى نیستند؛ یعنى همان شبکه و همان ناتوى فرهنگى در مجموعه&rlm;ى خود، بسیارى از این دانشمندان، متفکران، هنرمندان، ادبا و امثال اینها را هم دارد. با وجود همه&rlm;ى اینها، اساس تحول باید بر <strong>&laquo;ملاحظه&rlm;ى عناصر اصلى هویت ملى&raquo;</strong> قرار داده شود، که آرمانهاى اساسى و اصولى مهمترین آنهاست. من این را عرض مى&rlm;کنم که صنعتى شدن، <strong>فرا صنعتى شدن،</strong> پیشرفت علمى، پیشرفت خدماتى و پیشرفتهاى بهداشتى و درمانى، باشد؛ اما اساس اینها باید <strong>حفظ هویت ملى</strong> باشد. اگر یک کشورى همه&rlm;ى اینها را داشت، اما از لحاظ ملى، یک کشور بى&rlm;هویتى بود، فرهنگش وابسته&rlm;ى به دیگران بود، از گذشته و تاریخ خود هیچ بهره&rlm;اى نداشت و نبرده بود، یا اگر گذشته&rlm;اى داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند یا آن را در نظرش تحقیر کردند، این کشور مطلقاً پیشرفت نخواهد کرد؛ زیرا هویت ملى، اساس هر پیشرفتى است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">آنچه که ما در تحول، تحولى که با پیشرفت همراه است، مورد نظرمان است - که جا دارد که این جزو آرمانهاى ما باشد - مبارزه&rlm;ى با فقر، مبارزه&rlm;ى با تبعیض، مبارزه&rlm;ى با بیمارى، مبارزه&rlm;ى با جهل، مبارزه&rlm;ى با ناامنى، مبارزه&rlm;ى با بى&rlm;قانونى، مدیریتها را به سطح علمى&rlm;تر ارتقاء دادن، رفتار شهروندان را به سطوح منضبط ارتقاء دادن و انضباط اجتماعى، رشد امنیت، رشد ثروت ملى، رشد علم، رشد اقتدار ملى، رشد اخلاق و رشد عزت ملى است؛ همه&rlm;ى اینها در این تحول و پیشرفت، به معناى صحیح دخالت دارند و ما اینها را پایه&rlm;هاى اصلى مى&rlm;دانیم. در کنار اینها، عشق به معنویت و ارتباط با خدا، مهمترین عاملى است که پیشرفت یک ملت را به معناى واقعى خودش تضمین مى&rlm;کند؛ اگر این نشد، همه&rlm;ى آنچه که دستاوردهاى به معناى عرفى و رایج جهانِ پیشرفته محسوب مى&rlm;شود، ممکن است در راههاى غلطى مصرف شود. یعنى ممکن است یک کشور از لحاظ رفتارهاى اجتماعى&rlm;اش منضبط، مؤدب و با اخلاق باشد، ثروت و علم را هم به دست بیاورد، اما در عین حال همین ثروت و علم، و همین انضباط مردمى خودش را براى نابود کردن یک ملت دیگر به کار گیرد. این غلط است؛ این در منطق ما درست نیست. علم خودش را به کار بگیرد براى ایجاد سلاحى مثل بمب اتم که وقتى یک جایى فرود افتاد، دیگر با گناه و بى گناه و مسلح و بچه&rlm;ى کوچک و شیرخوار و انسانهاى مظلوم را نگاه نمى&rlm;کند و فرقى نمى&rlm;گذارد و همه را نابود مى&rlm;کند. علمى که در این راه به کار بیفتد و کشورى که این را داشته باشد و تحولى که بخواهد به اینجا منتهى شود، مورد تأیید ما نیست و ما چنین تحولى را دوست نمى&rlm;داریم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">خداپرستى، عشق به معنویت، عاطفه&rlm;ى انسانى در هر تحولى، و عواطف و محبت در انسانها باید تقویت بشود و در این جهت باید راه برویم. آن تحول اجتماعى یا اقتصادى&rlm;اى که انسانها را نسبت به هم بى&rlm;تفاوت و بى&rlm;محبت مى&rlm;کند، ممدوح نیست؛ مذموم است. اگر شما مى&rlm;شنوید که در برخى از کشورهاى غربى، فرزند و پدر در یک شهر زندگى مى&rlm;کنند، اما فرزند از پدرش سال به سال احوالى نمى&rlm;پرسد، خانواده&rlm;ها دور هم جمع نمى&rlm;شوند، کودکان از عطوفتهاى پدرانه و مادرانه برخوردار نمى&rlm;شوند، زن و شوهرها جز به موجب یک قرارداد موقت - یک قرارداد قانونى بسته شده است - کنار هم نمى&rlm;نشینند؛ زن یک جا کار دارد، مرد یک جا کار دارد، آخرِ کارِ این، ساعت هشت شب است، آخر کار آن، ساعت ده شب است، بعد یک قرار این با یک دوستى دارد، او قرار با یک همکارى دارد؛ اگر اینها را شما مى&rlm;شنوید که در جایى هست و اگر اینها واقعیت دارد، اینها دیگر نشانه&rlm;هاى پسرفت است. آن تحولى که به این چیزها بینجامد، مورد تأیید ما نیست. ما تحولى مى&rlm;خواهیم که بین پدرها، مادرها، خانواده&rlm;ها، فرزندان، دوستان و همسایگان الفت و محبت بیشتر به وجود آورد؛ تا چهل خانه آن طرفتر را شما همسایه&rlm;ى خود بدانید؛ این خوب است. محیط، محیط تراحم و تعاطف باشد؛ همه&rlm;ى افراد جامعه نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند: <strong><span style="color: #008080">&laquo;کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته&raquo;</span></strong>؛ همه&rlm;ى شما راعى هستید؛ یعنى رعایت کننده. همه&rlm;ى شما مسئول از رعیت&rlm;تان هستید؛ یعنى آن کسى که مورد رعایت شما باید قرار بگیرد. آن تحولى که در پیوندها و نظامات اجتماعى به یک چنین حقایقى منتهى بشود، آن پیشرفت است؛ پیشرفت مورد نظر اسلام و جمهورى اسلامى، این است. پیشرفتى که بر فردمحورى و اباحه&rlm;ى لذاتى که انسان به طور مطلق دوست مى&rlm;دارد، مبتنى باشد، پیشرفت نیست. <strong>دنیاى صنعتى غرب امروز</strong> بر این پایه استوار است: <strong>اباحه&rlm;ى لذات</strong> ؛ هر لذتى که شرطش فقط این است که تعدى به دیگرى نباشد. هر چیزى که دوست مى&rlm;دارى، مباح است؛ لذت&rlm;جویى کن. براى همین هم است که مى&rlm;بینید دیگر این تعبیرات شرم&rlm;آورى که امروز وجود دارد، حتّى به سطح کلیساهاى آنها هم کشیده شده است! همجنس&rlm;بازیها و کارهاى زشتى که اینها مى&rlm;کنند، ارتباط و اختلاطهاى نامشروع و مستجهن جنسى که بین اینها رایج است، یک روز مخفى بود، همین&rlm;طور بتدریج طورى شده که امروز یک چیز رایج شده است. دو، سه سال پیش از این، کشیش یک کلیسایى در امریکا اعلام کرد که من حاضرم دو تا همجنس را که مى&rlm;خواهند با هم زندگى کنند، عقدشان را بخوانم! این همان لذت&rlm;گرایى است. مى&rlm;گوید از این خوشم مى&rlm;آید، پس باید انجام بدهم. این ممنوع و مطرود است. ما این را پیشرفت نمى&rlm;دانیم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">اقتدارى که مبتنى بر ظلم به ملتهاى دیگر و به بهاى پسرفت ملتهاى دیگر باشد، پیشرفت و تحولى که در خدمت یک طبقه&rlm;ى خاص - طبقه&rlm;ى سرمایه&rlm;دار - باشد، که امروز در کشورهاى غربى این&rlm;طور است، مورد نظر ما نیست. ثروت این کشورهایى که زیاد است، یعنى درآمد عمومى&rlm;شان زیاد است - به تعبیر رایج، درآمد ناخالص ملى - چگونه توزیع مى&rlm;شود؟ به هر کس چقدر و در مقابل چه مقدار کار، مى&rlm;رسد؟ معمولاً اینها را نگفته مى&rlm;گذارند. براى کسب معاش، زن و شوهر روز و شب کار کنند و توان نداشته باشند تا بتوانند زندگى خودشان را بگذرانند، اما در مقابل سرمایه&rlm;داران بزرگ - راکفلرها و فوردها و آنهایى که حالا جدیداً در این میدان وارد شده&rlm;اند - کوههایى از ثروت داشته باشند که نتوانند محاسبه کنند؛ اینها مورد نظر ما نیست. پیشرفتى که در خدمت طبقه&rlm;ى سرمایه&rlm;دارها باشد، پسرفت است. پیشرفتى که با باختن هویت مستقل ملى همراه باشد و انسان خودش را از دست بدهد، پیشرفت نیست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">تقلید، رایج شدن و پیشرفت تقلید، پیشرفت نیست. وابسته کردن اقتصاد، <strong>تقلیدى کردن علم،</strong> ترجمه گرایى در دانشگاه؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهاى غربى و کشورهاى اروپایى، گفته&rlm;اند، ما همان را ترجمه کنیم و اگر کسى حرف زد، بگویند مخالف علم حرف مى&rlm;زند؛ پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمى&rlm;دانیم. نه اینکه ترجمه را رد کنیم؛ من این را بارها در مجامع دانشگاهى گفته&rlm;ام؛ نخیر، ترجمه هم خیلى خوب است؛ یاد گرفتن از دیگران خوب است؛ اما ترجمه کنیم تا بتوانیم خودمان به وجود آوریم. حرف دیگران را بفهمیم تا حرف نو به ذهن خود ما برسد؛ نه اینکه همیشه پاى حرف کهنه&rlm;ى دیگران بمانیم. یک حرفى را در زمینه&rlm;ى مسائل اجتماعى پنجاه، شصت سال پیش فلان نویسنده یا فیلسوف یا شبه فیلسوف فرهنگى گفته، حالا آقایى بیاید در دانشگاه، دهنش را با غرور پُر کند و همان را دوباره به عنوان حرف نو براى دانشجو بیان کند! این پیشرفت نیست؛ پسرفت است. زبان و ملى را مغشوش کردن، هویت اسلامى ملى را سلب کردن و <strong>مدل&rlm;بازى</strong> به جاى <strong>مدل&rlm;سازى</strong>، پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربى شدن را پیشرفت نمى&rlm;دانیم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">آنچه که پیشرفت هست، این است که ما از هر که و هر جور، همه&rlm;ى دانشهاى مورد نیازمان را فرا بگیریم؛ این دانش را به مرحله&rlm;ى عمل و کاربرد برسانیم، تحقیقات گوناگون انجام بدهیم، براى اینکه دامنه&rlm;ى علم را توسعه بدهیم، تحقیقات بنیادى انجام بدهیم، تحقیقات کاربردى و تجربى انجام دهیم، تا فناورى را به وجود آوریم یا فناورى جدیدى را به وجود بیاوریم یا فناورى را تکمیل کنیم؛ تصحیح کنیم و انجام بدهیم؛ در زمینه&rlm;ى آموزشهاى مدیریتى از پیشرفتهاى دنیا فرا بگیریم، آن را بین خودمان بر طبق نیازها و عرف و فرهنگ خودمان تحلیل و فهم کنیم و با جامعه&rlm;مان تطبیق کنیم؛ درباره&rlm;ى مشکلات اجتماعى&rlm;اى که در کشور وجود دارد، تحقیق کنیم و راه ریشه کردن اینها را پیدا کنیم و به دنبال این برویم که راه مبارزه با اسراف چیست. اسراف یک بیمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرایى چیست؟ راه مبارزه با ترجیح کالاى خارجى بر کالاى ساخت داخل چیست؟ اینها تحقیق مى&rlm;خواهد. در دانشگاهها پروژه&rlm;هاى تحقیقى بگیرید، استاد و دانشجو کار کنید، نتیجه&rlm;ى تحقیق را به مسئولان کشور بدهید؛ به رسانه&rlm;ها بدهید تا سرریز شود و فرهنگ&rlm;سازى شود. این، مى&rlm;شود پیشرفت.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">راه مبارزه با گسترش اخلاق بى&rlm;بند و بارى غربى چیست؟ راه مقابله با بى&rlm;انضباطى اجتماعى چیست؟ همین مسئله&rlm;ى چراغ قرمز که یک نمونه&rlm;ى کوچکش است. چه کار کنیم که موتور سیکلت ما، تاکسى ما، ماشین شخصى ما، ماشین مدیر کل و مسئول ما از چراغ خطر سر چهارراه عبور نکند؟ چه کار کنیم این پیاده&rlm;ى ما وقتى که چراغ خطر پیاده&rlm;رو قرمز است، عبور نکند؟ اینها کارهاى بسیار خوبى است، تلفات را کم مى&rlm;کند، زندگى را راحت مى&rlm;کند و اعصاب انسان را آرام مى&rlm;کند.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">الان که یک مشکلى وجود دارد، این مشکل را چگونه حل کنیم؟ این گره را چگونه باز کنیم؟ این کار شماست. راه مبارزه با طلاق، راه مبارزه با مواد مخدر، راه مبارزه با بى&rlm;احترامى به بزرگترها - که خوشبختانه این عیب خیلى در جامعه&rlm;ى ما وجود ندارد، اما حالا کم و بیش ممکن است یک جاهایى دیده شود - راه مبارزه با بى&rlm;اعتنایى به مادر، بى&rlm;اعتنایى به پدر و مبارزه با دروغگویى و کم تحملى چیست؟ چرا همدیگر را تحمل نمى&rlm;کنیم و عیب&rlm;جویى مى&rlm;کنیم؟ در یک محیط واحد، با یک جهتگیرى واحد، یک نقطه و خدشه&rlm;ى کوچکى موجب مى&rlm;شود که این گروه در مقابل آن گروه بایستد و آن گروه در مقابل این گروه.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">من این را به شما بگویم - با تجربه&rlm;اى که بنده از اول انقلاب تا حالا دارم - که غالبِ دسته&rlm;بندیهاى سیاسىِ کشور ما از این قبیل بود که متأسفانه بعد به دسته&rlm;بندیهاى عمیق&rlm;تر هم منتهى شد. در آن سالهاى ریاست جمهورىِ بنده، دو گروه در کشور بودند: چپ و راست. یک عده&rlm;اى مى&rlm;گفتند چپ، یک عده مى&rlm;گفتند راست. بنده یک بحث تحلیلىِ مفصلى کردم - سالهاى 62، 63 بود؛ حالا دقیقاً یادم نیست - و ثابت کردم که این اختلافات مثل اختلافات قبائل قدیمى عرب است. یک قبیله با یک قبیله&rlm;ى دیگر بد بود؛ منشأش نه یک مبناى اقتصادى بود و نه یک مبناى اعتقادى. فرض کنید یک وقتى اسب این قبیله در مرتع یکى از افراد آن قبیله چریده، او هم مثلاً گفته بالاى چشمت ابروست؛ این هم یک جوابى داده و احیاناً خونى هم بینشان ریخته شده یا نشده، اما این دو تا قبیله دیگر تا ابد باید با هم دشمن باشند! بنده ثابت کردم که اختلافات آن روزِ چپ و راست در کشور ما از این قبیل است؛ و بود. اختلافات عاطفى و اخلاقى به دسته&rlm;بندیهاى سیاسى تبدیل شده بود. البته امروز آن&rlm;طور نیست. امروز یک عده عمیقاً با نظام جمهورى اسلامى مخالفند؛ حالا با زبانها و شعارهاى گوناگون و تحت پرچمهاى مختلف با اصل نظام مخالفند. مخالفت هم نه به خاطر اینکه یک جایگزین بهترى براى آن دارند. با همان شعارهایى که جمهورى اسلامى به خاطر مبارزه با آنها به وجود آمد، مى&rlm;خواهند با جمهورى اسلامى مخالفت کنند. جمهورى اسلامى براساس نفى سلطه&rlm;ى غرب و امریکا سرکار آمد؛ اما اینها طرفدار سلطه&rlm;ى غربند. جمهورى اسلامى براى گسترش دین و معنویت و مفاهیم اسلامى سرکار آمد؛ در حالى که اینها اصلاً مخالف گسترش این مفاهیمند. جمهورى اسلامى شعار خودش را وحدت دین و سیاست قرارداد؛ در حالى که اینها اصلا دشمنِ وحدت دین و سیاستند. بعضیها این&rlm;طورى&rlm;اند؛ حالا کمند، زیادند، چه کسانى&rlm;اند و چه هستند، اینها را کار نداریم، لکن باز در بین همین مجموعه&rlm;هایى که همفکرند و هم جهتند، انسان مى&rlm;بیند یک اختلافاتى هست که باز از قبیل همان <strong>اختلافات قبیله&rlm;اى</strong> سابق است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">راه مقابله با این بى&rlm;تحملى چیست؟ این، تحقیق نظرى مى&rlm;خواهد؛ به قول شماها کار تئوریک بکنید و بعد هم این را عملیاتى کنید. این مى&rlm;شود پیشرفت. بخشى از پیشرفت اینهاست و از این قبیل است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">تحول !!!</font></strong></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">حرف ما این است: <strong>یک</strong>؛ با تحول نباید سینه به سینه شد. <strong>دو</strong>؛ از تحول باید استقبال کرد. <strong>سه</strong>؛ نه فقط با تحول نباید دشمنى کرد، که باید از آن استقبال کرد. <strong>چهار</strong>؛ تحول را باید مدیریت کرد؛ در تحول، دگرگونىِ به سمت پیشرفت و تعالى را باید در نظر گرفت. تحولى که موجب <strong>پسرفت</strong> بشود، تحول بدى است. <strong>پنج</strong>؛ تحول را با آنارشیسم و ساختارشکنى و هرج و مرج نباید اشتباه گرفت. و بالاخره پایه&rlm;ى تحول را بایستى غیر از آن چیزى که امروز معیارهاى پیشرفت در دنیا محسوب مى&rlm;شود - که اغلبش را شمردیم - دانست؛ و معیارهاى ویژه&rlm;ى <strong>جمهورى اسلامى و حرف نوِ اسلام</strong> در زمینه&rlm;هاى اخلاق، معنویت، معرفت الهى، انسان دوستى و ارتباطات و عواطف بشرى را در نظر گرفت و اینها را هم بایستى جزو معیارهاى پیشرفت دانست. و کسى هم که متصدى این کارهاست، عبارتند از مجموعه&rlm;ى <strong>نخبگانِ دانشگاه و حوزه</strong>. شما جوانها و آنهایى که آمادگى دارید، وارد این میدان شوید. منتها منتظر من و امثال من نمانید. ماها حداقل پنجاه سال اختلاف سنى با شما داریم؛ شما جوانید؛ مرکز نیرو و نشاط هستید؛ کار مالِ شماست؛ همچنان که آینده مال شماست. بنابراین منتظر نمانید، خودتان اقدام کنید؛ اساتیدتان اقدام کنند. مسئولان کشور هم البته آگاه و متوجه باشند. منتها توجه داشته باشید که اگر شما هم دنبال این کارها هستید، باید مدیریت کنید. همان شاخصها را مراقبت کنید. مثل میدان مین است؛ دو طرف، میدان مین است. از آن خط سالم و صحیح حرکت کنید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">پروردگارا! این دلهاى جوان و روحهاى با نشاط را مشمول نظر رحمت و تفضل&rlm;آمیز خودت قرار بده. پروردگارا! آنچه شنیدیم و گفتیم، براى خودت، در راه خودت و مورد قبول و رضاى خودت قرار بده. پروردگارا! ما را به آنچه معتقدیم و به آنچه مى&rlm;گوییم، عامل بگردان؛ عمل ما را با معرفت و معرفت ما را با عمل همراه کن. پروردگارا! روز به روز دلهاى این جوانهاى مؤمن و عزیز ما را با نور محبت و معرفت و لطف و فضل خودت نورانى&rlm;تر کن. پروردگارا! این جوانها را در همین زندگى خودشان به هدف و آرزوى بزرگ زیارت ولى عصر(ارواحنا فداه) برسان.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"></span>&nbsp;<span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><span style="color: #008080"><strong><font size="2">والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته&rlm;</font></strong></span></span></span>&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022526</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 02 اسفندماه 1388 11:01:10 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سازمان جنگ روانی انگلیس چگونه عمل می کند؟ </title>
         <description><![CDATA[<h2 style="line-height: 1.5; color: #000000; font-size: 10pt"><span style="color: #666666">نویسندگان و روزنامه نگاران فقط یک اسم برای&quot;اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها &quot; (IMP) می&zwnj;باشند و مطالب مورد نظر این سازمان با نام روزنامه نگاران منتشر می&zwnj;شود.</span></h2><h2 style="line-height: 1.5; color: #000000; font-size: 10pt"><hr /></h2><h2 style="line-height: 1.5; color: #000000; margin-left: 0px; font-size: 10pt" dir="rtl"><span style="color: #660000"><img src="http://www.piic.ir/beta/upload/IMP24228.jpg" border="0" alt="IMP" hspace="0" align="left" />به منظور جلوگیری از نفوذ عقاید مختلف&nbsp;درسرزمین&zwnj;های وابسته به انگلیس درسال 1947 یکی از مدیران اطلاعاتی&nbsp;انگلیس،</span><span style="color: #ff3300">برنامه تبلیغات تهاجمی</span><span style="color: #660000"> را به دولت ارائه داد. وی پیشنهاد کرد که برای انجام جنگ تبلیغات تهاجمی، یک اداره خاص تشکیل شود و برای</span> <span style="color: #ff3300">مخفی نمودن وجود آن</span>، <span style="color: #660000">بودجه لازمه از محل بودجه سری دولت تامین گردد. </span><span style="color: #0000ff">اداره جدید یعنی &quot;اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها &quot; (IMP) دو هدف اصلی را تعقیب می&zwnj;نمود که یکی از آنها تهیه تبلیغات خاکستری برای استفاده در خارج از کشور بود. این نوع تبلیغات دروغ&zwnj;های مستقیمی در برنداشتند ولی به دلخواه واقعیت&zwnj;هایی که در آن گنجانده شده بودند،دستکاری می&zwnj;شدند.</span><span style="color: #660000">این تبلیغات خاکستری متوجه کمونیزم یا هر مخالف دیگر سیاست انگلیس می&zwnj;شد. <br /></span><span style="color: #ff3300">IMP (اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها) مناطق را بر اساس میزان غلظت تبلیغاتی&zwnj;ای که لازم داشت،&zwnj;تقسیم بندی نمود.</span> <span style="color: #660000">نخستین هدف&zwnj;ها در اروپای غربی (از جمله فرانسه، ایتالیا و آلمان) در مرحله اول، آسیا و خاورمیانه از جمله ایران در تقسیم بندی دوم قرار می&zwnj;گرفتند و کشورهای بلوک شرق که به عهد آمریکایی&zwnj;ها گذاشته شده بود در مقام سوم قرار داشتند، این تقسیم بندی، روح متعصب استعماری و استکباری را در سیاست&zwnj;های عملیات پنهانی انگلیس به خوبی آشکار می&zwnj;ساخت.</span> <br /></h2><br /><p style="text-align: justify"><span style="color: #0000ff">دومین هدف مورد علاقه این اداره، آماده سازی افکار عمومی در خود انگلستان بود. <br /></span></p><p style="text-align: justify">&nbsp;</p><p style="text-align: justify">&nbsp;</p><p style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">این اداره به منظور اجرای اهدافش کمک&zwnj;های فراوان مالی به احزاب انگلیس می&zwnj;نمود تا آنان را وارد عرصه توجیه کردن افکار عمومی نماید، گاهی این اداره اقدام به تهیه یک سری متن سخنرانی و نطق برای نمایندگان مجلس می&zwnj;نمود و به وسیله این دسته نمایندگان، فعالیت&zwnj;های مخالفین در مجلس و دولت را محدود می&zwnj;ساخت. <br /></span><span style="color: #ff3300">معمولا تمام مراکز دولتی و غیر دولتی، دارای بخش تبلیغاتی و روابط عمومی می&zwnj;باشند که غالب خط مشی&zwnj;های تبلیغاتی اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها را به اجرا در می آوردند</span> </font></span></strong><span style="color: #660000; font-size: x-small"><strong><font size="1">به طور مثال مسئول تبلیغاتی اتحادیه کارگری انگلیس موافقت کرده بود که از تبلیغات ضد کمونیستی آن اداره که برای پخش در خارج از کشور منتشر می&zwnj;شود در داخل کشور و در نهضت کارگران انگلیس نیز بهره گیرد. <br />گروه&zwnj;ها و افراد متعددی که متواری، پناهنده یا در انگلیس اقامت می&zwnj;کنند، زمینه بسیار حاصل&zwnj;خیزی را برای IMP فراهم می&zwnj;کنند تا از میان آنها منابع مفید خود را انتخاب نمایند. <br /></font></strong></span><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">مطالب تهیه شده در IMP به طور مستقیم و غیر مستقیم توسط این گونه منابع در کلیه نشریات منتشر می&zwnj;گردد. این گونه مطالب به تمامی افسران و ماموران اطلاعات در همه هیات&zwnj;های سیاسی خارج از کشور نیز ارسال می&zwnj;گردد. (منظور، ماموران اطلاعاتی مستقر در سفارتخانه&zwnj;ها و کنسول&zwnj;گری&zwnj;های انگلیس در سراسر جهان می&zwnj;باشند که پوشش سبک استفاده می&zwnj;نمایند). <br /></span><span style="color: #ff3300">کارمندان این اداره از ترکیبی مخلوط و عجیب به وجود آمده&zwnj;اند که در میان آنها از اکثر ملیّت&zwnj;ها می&zwnj;توان افرادی را شناخت</span> <span style="color: #660000">این افراد شامل ماموران اطلاعاتی و عملیاتی انگلیسی و غیر انگلیسی که به نوعی در خارج از کشور شکست خورده یا لو رفته&zwnj;اند می&zwnj;باشند. این اداره به محل خوبی برای گذراندن ایام استراحت ماموران MI-5 - MI-6 و حتی SAS شده که در خاتمه خدمتشان تطهیر شوند.</span> <br /><span style="color: #ff3300">مخفی کاری چنان بر این اداره حکم فرما بود که حتی خود کارمندان IMP فکر می&zwnj;کردند، آن طور که از نام آن اداره بر می&zwnj;آید مشغول انجام پژوهش و مطالعه هستند.</span> <br /><span style="color: #660000">رابطه MI-6 بسیار نزدیک و تو در تو می&zwnj;باشد، این اداره در تمامی ملاقات&zwnj;ها و جلسات ارتباطی و اطلاعاتی MI-6 و حتی CIA در سراسر جهان حاضر بوده و حتی در مقطعی رئیس اداره IMP به ریاست MI-6 انتخاب شد.</span> <br /><span style="color: #ff3300">IMP</span><span style="color: #ff0000"> </span><span style="color: #ff3300">در ابتدای کار حدود 300 تا 400 عضو داشت و به مرور گسترش فوق العاده&zwnj;ای پیدا کرد. این اداره به بخش&zwnj;های منطقه&zwnj;ای&nbsp;در رابطه با مسائل خاص تقسیم می&zwnj;شود(مانند بخش&zwnj;های منطقه&zwnj;ای وزارت خارجه MI-6 و بخش&zwnj;های ویژه).</span> </font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">IMP علاوه بر دفتر مرکزی که در لندن مستقر است، مامورانی در سفارتخانه&zwnj;های انگلیس دارد که منافع آن را تامین می&zwnj;نمایند. <br />اطلاعات این اداره به روزنامه نگارانی داده می&zwnj;شود که توسط مقامات، قابل اعتماد تشخیص داده شده و در غیر این صورت از راههای دیگر (غیر مستقیم) و با امضاء منابع موجه، مطالب جهت انتشار به نشریات منتقل می&zwnj;گردند. <br /></span><span style="color: #ff3300">نویسندگان و روزنامه نگاران فقط یک اسم برای اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها می&zwnj;باشند که با امضاء آنان مطالب مورد نظر اداره انتشار می&zwnj;یابد.</span> </font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">شرکت&zwnj;ها و مؤسسات تحقیقاتی خصوصی یا رسمی مستقیما ناشر افکار اداره می&zwnj;باشند و ناخواسته&zwnj; مورد بهره برداری قرار می&zwnj;گیرند و یا منابعی در آن شرکت&zwnj;ها، به استخدام اداره IMP در می&zwnj;آیند. <br />سرمایه داران و صاحبان صنایع که به طور غیر مترقبه علاقه مند مطالعات و تحقیقات می&zwnj;شوند، کسانی هستند که به نوعی در دام این اداره گرفتار می&zwnj;شوند، تا مستقیم و غیر مستقیم از نشریات مختلف،&zwnj;حمایت مالی نمایند. <br /></span><span style="color: #ff6600">این اداره دارای نشریات متعددی از جمله یک نشریه سری است که برای استفاده مقامات سطوح بالای جهان مانند سران کشورها و وزراء کابینه&zwnj;ها و شخصیت&zwnj;ها تهیه می&zwnj;گردد و هیچ یک از مطالب آن قابل انتشار نمی&zwnj;باشد. نشریات توجیهیِ دیگری نیز در بین کارمندان و هیات&zwnj;های سیاسی انگلیسی در سراسر جهان توزیع می&zwnj;شود که آنها یا رابطین معین آنان، مطالب را به نحوی به سردبیران، شخصیت&zwnj;ها، مسئولان مرتبط و غیر مرتبط حوزه ماموریت خود منتقل می&zwnj;نمایند تا به عنوان دانش،&zwnj;زمینه&zwnj;&zwnj;ای برای فعالیت&zwnj;های عمومی آنان باشد،</span> </font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">موفقیت عملیات تبلیغات تهاجمی، به فعالیت&zwnj; نمایندگان اداره IMP بستگی تمام دارد. <br />خط رایج و محبوب اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها این است که به رهبران، شخصیت&zwnj;ها و در مجموع به اهداف خود بر چسب های گوناگون بزند زیرا معتقد است که با این روش، آنان قدم&zwnj;های بعدی اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها را سرعت خواهند بخشید و همچنین اداره را در موضع تبلیغات تهاجمی قرار خواهند داد، از این رو، به طور مستمر و مداوم MI-6 معمولا اطلاعات تهیه شده را در پوشه&zwnj;هایی قرمز با طبقه&zwnj; بندی به کلی سری به این اداره ارسال می&zwnj;دارد. <br /><span style="color: #ff3300">برای</span><span style="color: #ff3300"> انجام عملیات و جنگ روانی (تهاجم تبلیغاتی)،&zwnj; پس از طراحی و تعیین اهداف در اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها ، انجام طرح معمولا بدین گونه است که یک روزنامه نگار مورد اعتماد (در موارد مستقیم) یا یک منبع را وادار می&zwnj;نمایند با نفوذی که بر روزنامه نگار یا یک روزنامه دارد (در موارد غیر مستقیم) مطالب تهیه شده در اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها را بدون یک کلمه کم و زیاد به اسم خود به چاپ برساند. </span><br />سپس این اداره، مطلب چاپ شده را به عنوان خبر و شایعه یا گزارش به تمامی مطبوعات کشورهای جهان به طور مستقیم یا غیر مستقیم ارسال می&zwnj;دارد و یا گاهی خود روزنامه&zwnj;ها پس از انتشار مطالب، متن آن را در اختیار خبرگزاری&zwnj;ها و سایر نشریات قرار می&zwnj;دهند.</span> <br /><span style="color: #ff3300">اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;&zwnj;ها هر سال بودجه زیادی برای روزنامه&zwnj;ها و نشریات خارجی که با مشکلات مالی رو به رو هستند هزینه می&zwnj;نمایند.</span> <br /></font></span></strong><span style="color: #0000ff"><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #ff3300">از اقدامات دیگر اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها، استخدام گسترده نویسندگان و روزنامه نگاران و سایر افراد غیر حرفه&zwnj;ای می&zwnj;باشد. آنها پس از استخدام، مدتی در اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها به تحقیقات می&zwnj;پردازند و سپس با توصیه این اداره به استخدام روزنامه&zwnj;های مختلف در سراسر جهان در می&zwnj;آیند. <br />آنها پس از استخدام، در سرویس&zwnj;های خبری و مطبوعاتی روزنامه مشغول کار می&zwnj;شوند و با ارتباط بسیار پنهان خود با اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها، از پوشش بسیار طبیعی خود به نفع اداره بهره می&zwnj;گیرند و مقالات مورد نظر را با نام خود در روزنامه به چاپ می&zwnj;رسانند - بدون این که سردبیر و مدیر مسئول روزنامه از ماخذ آن مقالات مطلع باشد - اکثر این افراد ضمن دریافت حقوق از روزنامه، مبالغی نیز از اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها دریافت می&zwnj;دارند. <br />پس از مدتی هر کدام از این افراد نقش موثر و کلیدی در روزنامه پیدا خواهند کرد، به طوری که این روزنامه نگاران آماتور پس از مدتی می&zwnj;توانند مسئولیت&zwnj;های اصلی روزنامه&zwnj; را بر عهده بگیرند و از طریق آن، روزنامه را به طور غیر مستقیم به شعبه&zwnj;ای از IMP تبدیل نمایند.</span> <br /></font></span></strong></span><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">IMP بارها مشترکا به MI-5 - MI6 برنامه&zwnj;های تهاجم تبلیغاتی علیه اهداف مشخص داشته است. اضافه بر نفوذ گسترده در مطبوعات و نشریات، صحنه کتاب نیز از این نفوذ مصون نمانده است. <br />این اداره از هر گونه کتاب و نشریه&zwnj;ای که نزدیک به مقاصد تبلیغاتی آنان باشد حمایت می&zwnj;کند، کتاب قلعه حیوانات نوشته جرج اورول و کتاب تاریکی در ظهر نوشته ارتورکستلر و داستان&zwnj;ها و رمان&zwnj;های مصوری مثل &quot;من منشی خانم مائو بودم &quot; یا کتاب &quot;آیات شیطانی &quot; نوشته &quot;سلمان رشدی &quot; و هزاران کتاب دیگری که چاپ شده یا در دست چاپ می&zwnj;باشد، برای چاپ به شکل تبلیغاتی و پاورقی در نشریات و روزنامه&zwnj;ها به سراسر جهان ارسال می&zwnj;گردد.</span> <br /></font></span></strong><span style="color: #ff3300; font-size: x-small"><strong><font size="1">یکی دیگر از عملیات و جنگ&zwnj; روانی (تبلیغات تهاجمی) IMP، دامن زدن به وحشت بین المللی می&zwnj;باشد. <br /></font></strong></span><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">ایجاد ترس و وحشت و نگرانی از حوادث غیر مترقبه سیاسی یا سوانح طبیعی از زمره کار&zwnj;های روزمره بخش شایعه (کوک) این اداره می&zwnj;باشد. این اداره توجه خاصی را به خبرگزاری&zwnj;ها و روزنامه&zwnj;ها معطوف می&zwnj;دارد. <br />در درجه نخست تلاش می&zwnj;کند که منابع مذکور، در روزنامه&zwnj;ها حضور فعال داشته باشند و مقالات آنان را چاپ کرده و از ناحیه روزنامه در اختیار رسانه&zwnj;های گروهی کشورها قرار دهند. <br />مشابه این توافق با روزنامه دیلی اکسپرس ،&zwnj;دیلی تلگراف،&zwnj; روزنامه فایننشال تایمز و چندین روزنامه و نشریه دیگر منعقد شده است که آنها نیز زیر نظر یکی از شرکت&zwnj;های وابسته به IMP می&zwnj;باشند. <br />کمک به راه اندازی یا حمایت از خبرگزاری&zwnj;های انگلیس و کشورهای دیگر یا نفوذ در آنها، یکی دیگر از راه&zwnj;های انتشار تبلیغات تهاجمی اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;های انگلیس می&zwnj;باشد. <br />در زمان تشکیل IMP سازمان MI-6 نیز ضمن نفوذ در خبرگزاری&zwnj;ها نسبت به حمایت مالی آنان اقدام می&zwnj;نمود و از آنان برای انجام مقاصد پوششی خود بهره برداری می&zwnj;کرد. نفوذ در آنها را تا جایی گسترش می&zwnj;داد که گاهی نقش اصلی مدیران طراز اول آن خبرگزاری&zwnj;ها را به انجام می&zwnj;رساند که به مرور با حفظ عوامل، مسئولیت به اداره مطالعات انتقال می&zwnj;یافت که ضمن استفاده از مقاصد پوششی برای سازمان MI-6 مقاصد تبلیغاتی تهاجمی را به اجرا در می&zwnj;آورد.</span> <br /><span style="color: #ff6600">به طور قطع می&zwnj;توان اذعان داشت که نسل جدید خبرگزاری&zwnj;های تازه تاسیس در آسیا و خصوصا کشورهای عربی تماما توسط کارشناسان اطلاعاتی اداره IMP راه اندازی یا در کنترل اطلاعاتی آنان قرار گرفته&zwnj;اند.</span> <br /></font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">خبرگزاری&zwnj; عربی (قاهره)، خبرگزاری هند و پاکستان، آفریقا و کشورهای حوزه خلیج فارس ، همه این خبرگزاری&zwnj;ها خیلی نزدیک به سیاست&zwnj;های اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;های انگلیس عمل می&zwnj;نمایند. <br />به عبارتی دیگر این رسانه&zwnj;ها به مرور به ابزاری برای جنگ روانی (تبلیغات تهاجمی) انگلیس تبدیل شده&zwnj;اند یا در حال آلودگی به این فریب بزرگ و جنگ بزرگ جهانی انگلیس می&zwnj;باشند. <br />آژانس&zwnj;های خبری&zwnj; وابسته، به مثابه یکی از بزرگترین و موثرترین خبرگزاری&zwnj;های خاورمیانه هستند که در برگیرنده سرویس های خبری به زبان&zwnj;های انگلیسی و عربی در دمشق، بیروت، بغداد، بیت المقدس و کشورهای عربی دیگر و حتی BBC بوده و از اخبار آن استفاده می&zwnj;نمایند. این خبرگزاری&zwnj;ها در تهاجمات تبلیغاتی انگلیس کمک ذی قیمتی برای این کشور بوده و نقش مهمی را ایفاء می&zwnj;نمایند و با استفاده از کمک&zwnj;ها و سوبسیدهای IMP قادرند ضمن اداره خبرگزاری، اخبار خود را به توصیه&zwnj; این اداره، ارزان&zwnj;تر و حتی در مواردی مجانی در اختیار نشریات و روزنامه&zwnj;ها و رسانه&zwnj;های جمعی قرار دهند، بیشتر این سوبسید&zwnj;ها به حساب منابع، عوامل و مدیران این خبرگزاری&zwnj;ها واریز می&zwnj;گردد.</span> <br /></font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #ff3300">IMP در تهاجم تبلیغاتی توجه زیادی به کتاب دارد. <br />هر ساله تعداد زیادی از کتاب&zwnj;های مختلف به سفارش IMP تالیف و چاپ می&zwnj;گردند.</span> </font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">تعداد زیادی شرکت انتشاراتی در انگلستان و خارج از آن نیز با این اداره در زمینه&zwnj; چاپ کتب همکاری نزدیک دارند. سازمان CIA یکی از مشتریان پول دار این شرکت&zwnj;های انتشاراتی می&zwnj;باشد و غالبا یک دوره تیراژ به سفارش CIA تهیه و در اختیار این سازمان برای توزیع قرار می&zwnj;گیرد. CIA در نزدیک به هشتاد و پنج کشور نمایندگی فرهنگی دارد که هر یک از آنها هزاران خواننده را پوشش می&zwnj;دهد. <br />حمایت از نویسندگان کشورهای مختلف که مشابه اهداف اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها، کار تحقیقی و تالیفی انجام می&zwnj;دهند از جمله حمایت&zwnj;های غیر مستقیم این اداره به شمار می&zwnj;رود. کتاب &quot;آفریقا بین غرب و شرق &quot; که توسط یک روزنامه نگار جوان غنایی به نام &quot;دومگا &quot; تالیف شده است، بارها به سفارش اداره IMP و توسط شرکت&zwnj;های انتشاراتی چاپ توسط ماموران CIA و IMP در سراسر آفریقا و آسیا و حتی اروپا توزیع گردیده است. <br />IMP به دلیل گسترش روز افزون خود در عرصه تبلیغات تهاجمی، به سیستمی عظیم در زمینه مبارزه با شورش&zwnj;ها در جهان در آمد و در نتیجه مسئول &quot;صندوق مالی تبلیغاتی تهاجمی ضد شورش &quot; یکی از مراکز مهم مالی می&zwnj;باشد که از سوی انگلستان برای عملیات تبلیغاتی ضد شورش و عملیات و جنگ روانی علیه شورش تاسیس گردیده است. <br />اضافه بر این موفقیت IMP توانست شرایطی را به وجود آورد که در پی آن، سازمان&zwnj;های اطلاعاتی موظف شوند خود را با تلاش&zwnj;ها و فعالیت&zwnj;های تبلیغاتی هماهنگ کنند که قبلا عکس این شرایط حاکم بود.</span> <br /></font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها (IMP)در کنار فعالیت&zwnj;های تبلیغاتی تهاجمی، &quot;انستیتوی مطالعات بحران&zwnj;ها &quot; (ISC )را تاسیس نمود که توانایی برآورد، پیش بینی و مبارزه با بحران&zwnj;های گوناگون را در اداره تقویت نماید. موسسه مطالعات بحران&zwnj;ها ISC در اوج کار خود بیش از250 مرکز تحقیقاتی، امنیتی در زمینه بحران&zwnj;ها را پشتیبانی می&zwnj;کرد و از آنان اطلاعات روزانه دریافت می&zwnj;نمود. یک شرکت بزرگ انتشاراتی فقط تولیدات ISC را چاپ و منتشر می&zwnj;کرد و در اختیار موسسات فوق قرار می&zwnj;داد. <br />موسسه مطالعات بحران&zwnj;ها ISC تاکنون کمک&zwnj;های شایانی به CIA برای تهیه برنامه&zwnj;های ضد شورش و ضد بحران و ضد تبلیغات نموده است و می&zwnj;رود تا یکی از معتبرترین موسسات در این زمینه شود. <br />روابط و تماس&zwnj;های بسیار گسترده&zwnj; ISC با موسسات پلیسی و نظامی انگلیس و سایر کشورها و استفاده آنان از مطالعات بحران&zwnj;ها (تولیدات این مؤسسه) سبب شد که مؤسسه مطالعات بحران&zwnj;ها ISC اصلی ترین محور برنامه&zwnj;ریزی در زمینه&zwnj; برنامه تبلیغات تهاجمی ضد شورش و تروریزم گردد و کتب این موسسه به عنوان کتاب درسی در دانشکده&zwnj;های پلیس و دفاع ملی تدریس گردد.</span> <br /><span style="color: #ff3300">بافت کلی IMP و مؤسسات وابسته آن مانند ISC از یک بافت آکادمیک - دیپلماتیک - اطلاعاتی و نظامی تشکیل شده است؛ بدین گونه که یک رئیس اطلاعاتی، یک معاون تبلیغات تهاجمی ضد شورش نظامی (اطلاعاتی عملیاتی)، یک معاون دیپلمات، گروهی از دانشگاهیان و کارمندان متعددی از ملیت&zwnj;ها و کشورهای مختلف با توانمندی&zwnj;های تخصصی، گوشه&zwnj;ای از بافت عجیب و گوناگون اداره مطالعات و پژوهش&zwnj;ها و مؤسسات وابسته به آن را نشان می&zwnj;دهد. این چرخه از اشخاص مطلع نسبت به مکانیزم تبلیغات تهاجمی، IMP را یک بخش بسیار با نفوذ می&zwnj;سازد.</span> <br /></font></span></strong><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1"><span style="color: #660000">اضافه بر موسسه فوق، &quot;اداره اطلاعات کشورهای خارجی &quot; OID زیر نظر IMP تشکیل گردید. <br />این اداره اکثر کارهای اجرای IMP از جمله ارسال اخبار به گروه خاصی از روزنامه نگاران و اضافه بر آن به منظور هماهنگ نمودن فعالیت&zwnj;هایی اجرایی در کشورهای مختلف را به عهده گرفت. این اداره ارتباط نزدیک&zwnj;تری با وزارت خارجه برقرار نمود تا با کمک کارشناسان آن وزارتخانه، توجیهات کلی سیاست انگلیس در جهان و تبلیغات تهاجمی را هدایت نماید. <br /></span><br /><span style="color: #660000">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نویسنده: رضا عاصف</span></font></span></strong></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022525</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 02 اسفندماه 1388 10:34:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گريز از مرگ </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle">&nbsp;بسم الله الرحمن ارحیم</div><div id="postbody"><p dir="rtl">روايت شده روزي حضرت عزرائيل به مجلس حضرت سليمان(&nbsp; علیه&nbsp; السلام)وارد شد، و در آن مجلس همواره به يكي از اطرافيان سليمان(&nbsp; علیه&nbsp; السلام)نگاه مي كرد ،پس از مدتي عزرائيل از آن مجلس بيرون رفت.آن شخص به سليمان (&nbsp; علیه&nbsp; السلام)گفت:اين شخص چه كسي بود؟سليمان (&nbsp; علیه&nbsp; السلام) فرمود:او عزرائيل بود.</p><p dir="rtl">مرد گفت: به گونه اي به من مي نگريست،كه گويا در طلب من بود(تا مرا قبض روح كند.)</p><p dir="rtl">سليمان گفت: اكنون چه مي خواهي ؟</p><p dir="rtl">اوكه وحشت زده و دستپاچه شده بود،به سليمان(&nbsp; علیه&nbsp; السلام) عرض كرد:</p><p dir="rtl">براي خلاصي من از دست عزرائيل ، به باد فرمان بده مرا به هندوستان ببرد. حضرت سليمان(&nbsp; علیه&nbsp; السلام)&nbsp; به باد فرمان داد، او را سريع به نقطه اي از هندوستان برد.</p><p dir="rtl">در جلسه بعد ، وقتي كه سليمان با عزرائيل ملاقات كرد، به او فرمود:</p><p dir="rtl">&nbsp;&laquo;&laquo;چرابه يكي از هم نشينان من ،نگاه پياپي مي كردي؟&raquo;&raquo;</p><p dir="rtl">عزرائيل در جواب گفت: من از طرف خدا مأمور بودم، در ساعتي نزديك به آن ساعت، جان او را در هندوستان، قبض كنم،او را در اينجا ديدم و تعجب كردم، به هندوستان رفتم و در آنجا او را يافتم و جانش را گرفتم . بحار &ndash; ترجمه محمود ناصري /ص39</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022509</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 01 اسفندماه 1388 01:41:53 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بهترین راه برای شاد بودن </title>
         <description>یکی از راه های شاد بودن ، توجه به آدم های اطراف است چون ما ۹۰ درصد وقت مان در ارتباط با دیگران می گذرد</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022504</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 30 بهمنماه 1388 18:18:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حکایت ملا نصرالدین</title>
         <description><![CDATA[<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" id="table"><tbody><tr><td id="main"><div id="post"><div id="posttitle">&nbsp;بسم الله الرّحمن الرّحیم</div><div id="postbody"><p dir="rtl">روزي ملا نصرالدين از قبرستاني عبور مي كرد،با خود گفت خوب است خود را به مردن بزنم و وارد قبري شوم تا ببينم در قبر چه خبر است،قبري شكافته بود،ملا به درون آن رفت و دراز خوابيد وخودرا به مردن زد.از قضا چند سواره كه بر قاطر سوار بودند، از كنار آن قبرستان عبور مي كردند،ملا در ميان قبر،صداي پاي اسب ها را شنيد،خيال كرد دو فرشتة نكيرو منكر هستند كه به طرف او مي آيند، وحشت كرد و از ميان قبر بيرون آمد،بيرون آمدن او از گودال قبر باعث رميدن قاطر ها شد،به طوري كه بعضي از سواران به زمين افتادند و مجروح شدند،بعد به سراغ ملا آمدندو كتك مفصلي به او زدند كه چرا باعث رميدن قاطرها گرديده است.</p><p dir="rtl">ملا گريان به خانه باز گشت،همسرش پرسيد:</p><p dir="rtl">چرا لباست پاره شده و ومجروح وپريشان هستي؟</p><p dir="rtl">ملا ماجراي رفتن خود به قبر وعا لم مردگان را براي همسرش نقل كرد. پس از آنكه ملا آرام گرفت،همسرش پرسيد:</p><p dir="rtl">حالا بگوببينم از قبر چه خبر؟ملا گفت:اگر قاطر كسي را رم ندهي،كسي با تو كاري ندارد!! بحار &ndash;ترجمه محمود ناصري ص103-104</p></div></div></td></tr></tbody></table>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022500</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 30 بهمنماه 1388 15:07:41 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وحی به حضرت داود... </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">&nbsp;احمد ابن فهد گفته: از جمله چیز هایی که خداوند به داود وحی کرده این است که :</p><p dir="rtl">خداوند می فرماید ای داود، من پنج چیز را در پنج چیز قرار داده ام . ولی مردم می خواهند آنها را از راه دیگر بدست آورند وقطعا به آن نمی رسند.</p><p dir="rtl">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; علم را در گرسنگی وتلاش قرار دادم ولی عده ای آن را با سیری وراحتی می خواهند ولی نمی توانند بیابند .</p><p dir="rtl">2.&nbsp; من عزت وشرف را در طاعت خودم قرار دادم ولی آنها می خواهند به وسیله خدمت به پادشاه عزت وشرف&nbsp; را&nbsp; بدست آورند که موفق نمی شوند.</p><p dir="rtl">3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بی نیازی را در قناعت قرار دادم ولی آنها می خواهند بی نیازی را در ثروت جستجو کنند که بدست نخواهد آورد.</p><p dir="rtl">4.&nbsp; رضایت وخشنودی را درغضب کردن مردم بر نفسشان قرار دادم وحال اینکه آنان خشنودی را در رضای هوای نفس طلب می نمایند ولی آن را نمی یابند.</p><p dir="rtl">5.&nbsp; من راحتی را برای مردم در بهشت قرار دادم ، آنها می خواهند در همین دنیا راحت باشند(آرامش داشته باشند) که مسلما نخواهند شد. </p><p dir="rtl">&nbsp;&nbsp;ماخذ :کتاب کلیات حدیث قدسی- ترجمه الجواهر السنیه- تالیف:فقیه بزرگوار ومحدث شیخ محمد ابن حسن حر عاملی (قدس سره)/ص181</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022482</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 29 بهمنماه 1388 02:43:04 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پنچ ندای حضرت قائم-عجل الله تعالی فرجه الشریف </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">چون حضرت قائم-عجل الله تعالی فرجه الشریف- ظاهر شوند،بین رکن و مقام ایستاده،پنچ ندا می کنند:</p><p dir="rtl">اول:ای اهل عالم آگاه باشید که من امام قیام کننده ام.</p><p dir="rtl">دوم:ای اهل عالم آگاه باشید که من شمشیر انتقام گر هستم.</p><p dir="rtl">سوم:ای اهل عالم آگاه باشید که جدم حسین را تشنه شهید کردند.</p><p dir="rtl">چهارم:ای اهل عالم آگاه باشید که جدم حسین را عریان رها کردند.</p><p dir="rtl">پنجم:ای اهل عالم آگاه باشید که بدن جدم حسین را از روی دشمنی خرد کردند.</p><p dir="rtl"><strong>(الزام الناصب،ج2،ص282)</strong></p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022479</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 29 بهمنماه 1388 02:21:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ثواب صدقه </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه و اله)فرمود:</p><p dir="rtl">راجع به ثواب صدقه از جبرئیل پرسیدم:</p><p dir="rtl">گفت ای محمد(صلوات الله علیه و اله) صدقه پنج نوع است.&laquo;یک به ده،یک به هفتاد،یک به هفتصد،یک به هفتاد هزار ویک به صد هزار&raquo;</p><p dir="rtl">گفتم: یک به ده کدام است؟</p><p dir="rtl">گفت: آنکه به آدم فقیرصحیح و سالم داده شود</p><p dir="rtl">گفتم: یک به هفتاد کدام است؟</p><p dir="rtl">گفت: که به فقیرزمین گیرداده شود</p><p dir="rtl">گفتم: یک به هفتصد کدام است؟</p><p dir="rtl">گفت: به پدر ومادر فقیرداده شود</p><p dir="rtl">گفتم: یک به هفتاد هزار کدام است ؟</p><p dir="rtl">گفت: برای مردگان بدهند </p><p dir="rtl">گفتم: یک به صدهزارکدام است؟ </p><p dir="rtl">گفت: به طا لب علم داده شود.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ( نهج الفصاحه) &ndash;&nbsp; چهل حدیث</p><p dir="rtl">&nbsp;</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022473</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 28 بهمنماه 1388 11:30:41 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اول ربیع الاول «دفن بدن مبارک پیامبر (صلوات الله علیه واله)» </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">در نیمه شب اول ربیع بدن مطهر خاتم الانبیاء(صلوات الله علیه واله) را امیر المؤمنین علی ( علیه السلام)دفن فرمودند.</p><p dir="rtl">مصیبت و فاجعه رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله)از یک طرف و بی احترامی به آن حضرت و توجه نداشتن&nbsp; مردم به غسل وکفن و دفن حضرت از طرف دیگر، داغ هایی بود که بر دل مبارک امیرالمومنین( علیه السلام) سنگینی می کرد.</p><p dir="rtl">چنانکه با یاد تلخ آن روزها فرموده اند:&laquo;آیا بدن شریف پیامبر(صلوات الله علیه واله)رارها می کردم واورادفن ننموده برای خلافت وسلطنت بعدازاونزاع می کردم؟&raquo;</p><p dir="rtl">شیخ مفید می فرماید:&laquo;اکثر مردم در دفن پیامبر(صلوات الله علیه واله)حاضر نشدند،ونماز بر آن حضرت نخواندند،چه اینکه بین انصار و مهاجرین مشاجره در امر خلافت بود.&raquo;</p><p dir="rtl">اعمش می گوید: پیامبرشان از دنیا رفت ومردم هم وغمی نداشتند جزء آنکه عده ای بگویند:&laquo;امیر از ماست&raquo; وطایفه دیگری بگویند:&laquo;امیر از ماست.&raquo;</p><p dir="rtl">هنگام رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله) مغیره خطاب به ابوبکر وعمر گفت:اگر بعدا با مردم کاری دارید آنها را دریابید.</p><p dir="rtl">لذا ابوبکر وعمر هنگام دفن پیامبر حاضر نبودند، بلکه میان دیگران بودند که در سقیفه برای خود امیر انتخاب می کردند، وامیرالمؤمنین علی ( علیه السلام)شخصی را برای خبر دادن نزد آنان فرستاد،ولی اعتنایی نکردند و سه روز بدن مبارک حضرت دفن نشد!!</p><p dir="rtl">حضرت امام باقر( علیه السلام)می فرماید: مردم روز دو شنبه وسه شنبه را بر بدن آن حضرت نماز می خواندندوعموم مردم حتی خواص ونزدیکان حضرت بر بدن مبارک نمازخواندند اما هیچ یک از اهل سقیفه برغسل و کفن ودفن حضرت حاضر نشدند!!!! </p><p dir="rtl">تقویم شیعه /عبد الحسین نیشابوری</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022470</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 28 بهمنماه 1388 01:22:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عادت قوی تر است یا طبیعت؟!! </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">در روزگاران قدیم پادشاهی بود که وزیر باهوش وزیرکی داشت برای اینکه نظر وزیرش را در این باره بداند از او پرسید:ای وزیر به نظر تو عادت قوی تراست یا طبیعت ؟!!</p><p dir="rtl">وزیر کمی فکر کرد وگفت: طبیعت .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p dir="rtl">پادشاه گفت: با اینکه وزیر زیرکی هستی ولی اشتباه کردی ،من به تو ثابت می کنم عادت ،طبیعت را از بین می برد.</p><p dir="rtl">پادشاه به وزیر گفت : فردا شب در قصر میهمانی می دهم وتو حتماً بیا تا موضوع ثابت شود.</p><p dir="rtl">فردا شب وزیررفت ، وقتی وارد میهمانخانه شد ،دید در حضور میهمانان تعدادی گربه نمایش &nbsp;عجیبی&nbsp; می دهند ،روی دو پا &nbsp;ایستاده راه می روند ودرهر دستشان یک شمعدانی گرفتند &nbsp;، گاهی روی دو دست بالانس می زنند ومیهمانان باحالت تعجب تحسین می کردند!</p><p dir="rtl">پادشاه که خیلی خوشحال بود ، مرتب به وزیر می گفت:دیدی من با آموزش وتلاش توانستم گربه ها را عادت به کاری نمایم که مخالف طبیعت آنهاست!! وطبیعت آنها را از بین بردم .</p><p dir="rtl">وزیرکمی فکر کرد و گفت: اگرامکان دارد فردا شب دوباره میهمانی با نمایش گربه ها تکرار شود!</p><p dir="rtl">پادشاه قبول کردکه میهانی با شکوه تری بر پا شود.</p><p dir="rtl">فردای آن شب وقتی وزیر وارد مجلس شد وگربه ها شروع کردند به اجرای نمایش از درون کیسه اش تعدادی موش خارج کرد وگربه ها تا موش ها را دیدند بر گشتند به طبیعت خودشان وهر کدام دنبال موشی دویدند ،مجلس را بهم ریختند. این بار وزیر با هوش گفت: دیدی این گربه ها هر چقدر هم عادت به کاری پیدا کنند، طبیعتشان را از دست نمی دهند،تو نمی توانی بطور کلی طبیعت آنان را از بین ببری طبیعت در وجودشان اصل است !!!!</p><p dir="rtl">بطور کلی خلقت موجودات جهان بر دو گونه است :</p><p dir="rtl">خلقت اول ایجاد یکباره ،&laquo;کن فیکون&raquo; &nbsp;خدا فرمود: باش آنها هم ایجاد شدند مانند :آسمان ،ستارگان ،خورشید و.. وهیچ چیزی در ایجاد آنها دخالتی نداشت.</p><p dir="rtl">خلقت دوم : وجود تدریجی وناقص یافته ودر کنار همین وجود ناقص استعداد کمال را دارا می باشند وانسان می تواند با کوشش خود آنها را کامل کند مثل: دانه ،هسته خرما،دانه سیب با سعی انسان تبدیل به درخت خرما ودرخت سیب می شوند.</p><p dir="rtl">خلق وخوی انسان هم از همین قسم است&laquo;اگر کسی به اصلاح آن همت گمارد اصلاح پذیر وقابل کمال است.&raquo;</p><p dir="rtl">آری ،علما ی علم اخلاق معتقدند با اینکه می توان در دنیای حیوانات وارد شد وبا تربیت ،اخلاق آنها را تغییر داد ولی در زمان خاصی طبیعت بر می گردد ،زیرا با عقل وشعور وشرع همراه نیست .</p><p dir="rtl">همانند بسیاری از تربیت کنندگان حیوانات درنده که در آخر کار مربی خود را شکار می کنند. </p><p dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &laquo;گرگ زاده عاقبت گرگ شود، گر چه با آدمی بزرگ شود&raquo; </p><p dir="rtl">نتیجه اینکه وقتی شکار وحشی با تربیت وبه مرور زمان اهلی می شود &laquo;آیا استعداد انسان برای ترقی وتکامل از حیوانات کمتر است؟&raquo;</p><p dir="rtl">در فطرت وطبیعت انسان ها چهار قوه وجود دارد : قوه <strong>&laquo;غضب &ndash; شهوت &ndash; علم &ndash; عدل &raquo;</strong> که سه قوه <strong>&laquo;غضب ،شهوت ،علم&raquo;</strong> به واسطه قوه <strong>&laquo;عدل&raquo;</strong> به اعتدال می رسد،وانسان مکلف به از بین بردن آنها نیست ،زیرا اگر قوه غضب از بین برود انسان هیچ گونه ضرری را از خود دفع نمی کندودر نتیجه هلاک می شود.آنچه از بشر خواسته شده این است که این قوا را درحد اعتدال نگه دارد وآنها را در محدوده عقل وشرع اعمال کند.حتی پیامبران هم که پیشگامان جهاد با نفس بودند از شهوت وغضب خالی نبوده اند.</p><p dir="rtl">اعمال به مرور زمان وطولانی شدن عمر در نفس انسان ثابت می شود واین همان چیزی است که پیامبران الهی به خاطرش از خدا عمر طولانی می خواستند.</p><p dir="rtl">گاهی حسن خلق با عنایت الهی به صورت یک کمال فطری در نهادانسان وجود پیدا می کند.</p><p dir="rtl">در حدیثی از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود:خلق نیکو هدیه ای ست که خداوند متعال به مخلوقاتش عطا فرموده.</p><p dir="rtl">&laquo;به عبارت دیگر می توان گفت&raquo; :خلق وخوی نیکودر بعضی به صورت طبیعت وسرشت ودر بعضی به صورت قصد ونیت تعبیه شده است.</p><p dir="rtl">راوی می پرسد: کدام یک از این دو برتر است؟حضرت می فرماید: کسی که خلق نیکو به صورت طبیعت در او باشد، آفرینشش اینگونه است &laquo;برای حرکت در مسیر دیگر یا روشی غیر از آن قدرت ندارد&raquo;ولی کسی که خلق نیکو به صورت قصد ونیت در او باشد ،برای انجام عبادات واطاعت خدا باید صبر بسیار داشته باشد ،بنا بر این ، این قسم افضل وبرتر است. <font size="1">اخلاق /سید عبدالله شبرص37</font></p><p dir="rtl">والسلام علیکم و....</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022467</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 28 بهمنماه 1388 01:08:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>واکنش اصلاح‏ طلبان به سرخوردگی سبزها:حماسه 22‏بهمن را شما خلق کردید!</title>
         <description>حتی رسانه‏ های برون‏مرزی که تا پیش از این از موفقیت جنبش سبز سخن به میان می‏آوردند، بعد از 22 بهمن شکست سبزها را به اعتراف نشستند. این اعتراف با دعواها و جدال‏های داخلی سبزها تکمیل شد تا یأس و ناامیدی آنان و بی‏اعتمادی به رهبرانشان را رقم بزند؛ بی اعتمادی‏ای که حتی از نگاه نیویورک‏تایمز هم پنهان نماند.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022457</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 27 بهمنماه 1388 16:13:48 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اول ربیع الاول «دفن بدن مبارک پیامبر (صلوات الله علیه واله)» </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">در نیمه شب اول ربیع بدن مطهر خاتم الانبیاء(صلوات الله علیه واله) را امیر المؤمنین علی ( علیه السلام)دفن فرمودند.</p><p dir="rtl">مصیبت و فاجعه رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله)از یک طرف و بی احترامی به آن حضرت و توجه نداشتن&nbsp; مردم به غسل وکفن و دفن حضرت از طرف دیگر، داغ هایی بود که بر دل مبارک امیرالمومنین( علیه السلام) سنگینی می کرد.</p><p dir="rtl">چنانکه با یاد تلخ آن روزها فرموده اند:&laquo;آیا بدن شریف پیامبر(صلوات الله علیه واله)رارها می کردم واورادفن ننموده برای خلافت وسلطنت بعدازاونزاع می کردم؟&raquo;</p><p dir="rtl">شیخ مفید می فرماید:&laquo;اکثر مردم در دفن پیامبر(صلوات الله علیه واله)حاضر نشدند،ونماز بر آن حضرت نخواندند،چه اینکه بین انصار و مهاجرین مشاجره در امر خلافت بود.&raquo;</p><p dir="rtl">اعمش می گوید: پیامبرشان از دنیا رفت ومردم هم وغمی نداشتند جزء آنکه عده ای بگویند:&laquo;امیر از ماست&raquo; وطایفه دیگری بگویند:&laquo;امیر از ماست.&raquo;</p><p dir="rtl">هنگام رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله) مغیره خطاب به ابوبکر وعمر گفت:اگر بعدا با مردم کاری دارید آنها را دریابید.</p><p dir="rtl">لذا ابوبکر وعمر هنگام دفن پیامبر حاضر نبودند، بلکه میان دیگران بودند که در سقیفه برای خود امیر انتخاب می کردند، وامیرالمؤمنین علی ( علیه السلام)شخصی را برای خبر دادن نزد آنان فرستاد،ولی اعتنایی نکردند و سه روز بدن مبارک حضرت دفن نشد!!</p><p dir="rtl">حضرت امام باقر( علیه السلام)می فرماید: مردم روز دو شنبه وسه شنبه را بر بدن آن حضرت نماز می خواندندوعموم مردم حتی خواص ونزدیکان حضرت بر بدن مبارک نمازخواندند اما هیچ یک از اهل سقیفه برغسل و کفن ودفن حضرت حاضر نشدند!!!! </p><p dir="rtl">تقویم شیعه /عبد الحسین نیشابوری</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022452</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 27 بهمنماه 1388 02:12:40 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شلیک علی مطهری، دسته گلی برای روزنامه آمریکایی</title>
         <description>روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز با درج مصاحبه علی مطهری با سایت فرقه سبز نوشت: یک روز بعد از راهپیمایی 22 بهمن ، یک رقیب محافظه کار احمدی نژاد آتش گشود!</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022435</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 25 بهمنماه 1388 17:08:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>معجزه شق القمر </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">قبل از هجرت پیامبر اکرم(صلوات الله علیه واله)&nbsp; واقعه معجزه شق القمر در مکه رخ داد ومورد قبول همه مسلمین است وهیچ کس در آن تردید نکرده است.</p><p dir="rtl">قریش از رسولخدا (صلوات الله علیه واله)در خواست کردند تا معجزه ای برایشان بیاورد . پیامبر اکرم (صلوات الله علیه واله)ازخدا درخواست کرد تا قرص قمر را برایش دو نیم کند وخدای باری وتعالی این کار را کرد ، ماه را پایین آورد ودو نیم کرد ،بطوریکه مشرکین همه آن را دیدند ودو باره بهم چسبیدند و سر جایش برگشت.</p><p dir="rtl">از آنجایی که مشرکین معاند ولجباز بودند، قبول نکردند وگفتند: سحری بیش نیست ،تو ما را سحر کردی! تصمیم گرفتن منتظر باشند تا مسافران از خارج بیایند واز آنها سؤال کنند که آن ها هم این صحنه را دیدند یا نه ! چون محمد(صلوات الله علیه واله) نمی تواند تمام مردم دنیا را &nbsp;سحر کند، مسافران یکی بعد از دیگری از راه رسیدند وجریان را از ایشان پرسیدند ،گفتند :آری ما هم دیده ایم که ماه دو نیم شد.</p><p dir="rtl">راجع به همین جریان بود که آیه /1 سوره مبارک القمر را نازل کرد.</p><p dir="rtl">البته برخی هم معتقد بودند که سحر وجادو در آسمان ها اثر نداردواگر ماه شکافته شد ،کار محمد(صلوات الله علیه واله)قطعا معجزه بوده است.</p><p dir="rtl">مسافران مکه وشام در مسیر جاده وحتی مردم هندوستان شکافته شدن ماه را دیدندودر بعضی آثار باستانی هند نوشته شده که تاریخ اتمام این بنا زمانی بود که ماه دو نیم شد.</p><p dir="rtl"><strong>تحقیقات سازمان ناسا در خصوص معجزه شق القمر</strong></p><p dir="rtl">در سال 1968 یک متخصص علوم فضائی به نام joosf morgan &nbsp;&nbsp;به وجود اثرات باقیمانده از شکافی در مدار مرکزی ماه اشاره&nbsp; کرد ،پس از تحقیقات بسیارهیچ دلیلی برای این نوار سیاه که در بعضی سطوح ماه دیده می شد،پیدا ننمود.</p><p dir="rtl">دو سال بعد 1970 پس از بررسی های بسیارمتوجه شد&laquo; سطوحی که در مسیراتصال این نوارقرارداشته ولی پیدا نبوده در اثر بعضی تغییرات در زیر لایه ی سطحی پنهان شده است.&raquo; در همان سال برای تحقیق بیشتر به ایالت کالیفرنیا رفت ودر کتابخانه ی &nbsp;یکی از اساتیدش،کتابی در خصوص پیامبر اسلام حضرت محمد(صلوات الله علیه واله)به دست آوردکه به زبان لاتین از روی آن نسخه ای دیگر به صورت خطی استنساخ شده بود.</p><p dir="rtl">قضیه ی معجزه شق القمر را متوجه شد .مورگان پس از تحقیقات در سال 1975رسما در کمیسیون کار شناسی سازمان فضائی ایالات متحده اعلام نمود&laquo; این نوار سیاه چیزی نیست جز تغییری که در قرن ها پیش درکره ماه به وسیله معجزه پیامبراسلام (صلوات الله علیه واله)اتفاق افتاده است&raquo;طرح موضوع برای سازمان ناسا به سختی قابل درک بود،اما مورگان تحقیقات را ادامه داد ،متاسفانه حدود دو هفته بعد به همراه خانواده اش به صورتی مشکوک در اثر یک آتش سوزی عمدی در منزلشان کشته شدند!!!</p><p dir="rtl">نشریه الکترونیک is.u.s مقاله علمی دکتر جک فولن .</p><p dir="rtl">&nbsp;/کتاب نبوئت هیلد-کتاب مخفی یهود-سید علی موسوی مطلق &laquo;این کتاب قرن ها در کتابخانه علمی یهود به نام کتاب مرموز مخفی بوده است .&raquo; </p><p dir="rtl">در آیه نهم&nbsp; کتاب مخفی یهود آمده :</p><p dir="rtl">&laquo;صیهراء شاها وسباه(محضر الشهود:وسیباه)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وعرق بها وها شاطا وشامعا(محضر الشهود)&nbsp; &raquo;</p><p dir="rtl">ترجمه&laquo; درنگ نمود ماه واز میان دو پاره شد واطاعت نمود آن حضرت را وبه هم پیوست&raquo;.</p><p dir="rtl">والسلام علیکم و....&nbsp; </p><p dir="rtl">منابع :قرآن&nbsp; - تفسیر المیزان /ج۱۹&nbsp; مربوط به تفسیر سوره القمر&nbsp;</p><p dir="rtl">نشریه الکترونیک is.u.s مقاله علمی دکتر جک فولن .</p><p dir="rtl">&nbsp;/کتاب نبوئت هیلد-کتاب مخفی یهود-سید علی موسوی مطلق </p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022434</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 25 بهمنماه 1388 15:49:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دزد عقیده!!!!! </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></div><div id="postbody"><p dir="rtl">در روزگاران قدیم یک عده دزد ، وارد منزلی شدند وهر چیزی درون منزل بود جمع کردند ، رئیس دزدا چشمش به یک صندوقچه افتاد وشتابان به سویش&nbsp;رفت وقفل آن را شکست، داخل صندوقچه یک کاغذ بود که دعای آیة الکرسی بود وصاحب خانه پایین کاغذاین جمله را نوشته :&laquo; من این دعا را نوشتم که در نبود م محافظت از اموالم &nbsp;شود.&raquo;رئیس دزدا وقتی یادداشت را خواند به تمام افرادش دستور داد تا همه اموال را سر جایش برگردانند ،آنها ناراحت شدند وگفتند: چرا،موضوع چیست، چه برسر سرورمان آمده است ؟ پاسخ داد : من در تمام عمرم اموال زیادی دزدیدم اما تاکنون عقیده فردی را ندزدیدم &nbsp;، صاحب خانه به این نوشته اعتقاد داشته وما با این کار باعث می شوم تا آخر عمرنسبت به این دعا بی عقیده شود.ما دزد همه چیز هستیم الا دزد عقیده مردم !!!!! امان از دزد عقیده .</p><p dir="rtl">خداوند متعال در قرآن تنها یک گروه را سخت کیفرمی دهد وآن کسانی هستند که ظاهراً لباس دین برتن کرده وکارهای زشت ومنکر مرتکب می شوند (منافقین)</p><p dir="rtl">در قرآن کریم&nbsp; /ابتدای سوره بقره خداوند متعال سه گروه &nbsp;را معرفی می نماید :</p><p dir="rtl">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مؤمنین (آیه 2 و5)</p><p dir="rtl">2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کافرین ( آیه 6 و7)</p><p dir="rtl">3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; منافقین (آیه 8 تا آخر20)</p><p dir="rtl">خداوند متعال گروه مؤمن را با (4 آیه ) وگروه کافر را با ( 2 آیه) وگروه منافقین رابا( 13آیه)معرفی می نماید ونکته قابل توجه این است &nbsp;که منافقین نه ایمان گروه اول را دارند ونه جرات وجسارت گروه دوم درابزار کفر دارند بلکه منافق مانند موش صحرایی است که برای لانه اش دو راه فرار قرار داده یکی از آن دو را باز می گذارد واز آن رفت وآمد می کند ودیگری را بسته نگه می دارد و هر گاه احساس خطر کردبا سر خود راه بسته را باز می کند ومی گریزد نام سوراخ مخفی موش صحرایی نافقا است وکلمه منافق از همین واژه پرفته شده است. تفسیر نورحجت الاسلام قرائتی/ج1</p><p dir="rtl">بدترین گروه منافقین هستند ، منافق به کسی می گویند که زبان وعملش هماهنگ نباشد ،انسان های دو رو ،دو چهره ، ظاهر با باطن یکی نیست و.... </p><p dir="rtl">خداوند متعال در مورد کافران فرموده : <strong>&laquo;عذاب عظیم&raquo;</strong> &nbsp;اما در مورد منافقین فرموده <strong>:&laquo;عذاب الیم &raquo;</strong></p><p dir="rtl">امام علی (علیه السلام) در حکمت 147 نهج البلاغه می فرماید:</p><p dir="rtl">اى كميل بن زياد ! اين قلب ها بسان ظرفهايى هستند ، كه بهترين آن ها ، فراگيرترين آن هاست، پس آنچه را مى گويم نگاهدار:</p><p dir="rtl">مردم سه دسته اند ، دانشمند الهى ، و آموزنده اى بر راه رستگارى ، و پشه هاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان ، كه به دنبال هر سر و صدايى مى روند. و با وزش هر بادى حركت مى كنند؛ نه از روشنايى دانش نور گرفتند ، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند .</p><p dir="rtl">در زند گینامه کمیل آمده که حضرت علی (علیه السلام) فرمود :ای کمیل من ازدست کسانی که همانند پشه می مانند و&laquo;همج رعاع &raquo; هستند ناراحتم وتنها این گروه من علی را می کشند از این گروه بپرهیز ...</p><p dir="rtl">آنان سر سفره معاویه می نشینند،لقمه او را می خورند وپشت سر علی نماز می خوانند ....</p><p dir="rtl">آری گروه منافق پست ترین گروه ها هستند .که خداوند در قرآن انان را نفرین کرده:</p><p dir="rtl">&laquo;...فزادهم الله مرضاً ولهم عذاب الیم...&raquo;</p><p dir="rtl">منافق چند چهره بودن خود را مردم داری واصلاح طلبی می داند&laquo;انما نحن مصلحون&raquo; وفقط خود را اصلاح طلب معرفی می کند.</p><p dir="rtl"><strong>واما بشنو از حضرت علی (علیه السلام) </strong></p><p dir="rtl">تقوا و ترس از خدا کليد گشايش هر دري است و ذخيره رستاخيز و سبب آزادي از هر گونه بردگي (شيطان )و نجات از هر گونه هلاکت در پرتو تقوا ،تلاشگران پيروز، پروا گنندگان از گناه رهائي مي يابند و با آن به هر هدف و آرزوئي مي توان رسيد . عمل کنيد (تا هنگامي )عمل (شما به پيشگاه خدا ) بالا مي رود و توبه نفع مي بخشد و به دعاهاي شما ترتيب اثر داده مي شود ( عمل کنيد تا زماني که ) احوال آرام و قلمهاي ( فرشتگان براي نوشتن اعمال ) در جريان است . به انجام اعمال صالح مبادرت ورزيد پيش از آنکه عمرتان پايان يابد يا بيماري مانع گردد و يا تير مرگ شما را هدف قرار دهد<br />(بخشی از خطبه 230 نهج البلاغه) &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;والسلام علیکم و....</p><p dir="rtl">&nbsp;</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022433</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 25 بهمنماه 1388 15:46:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سبزها اسب یا خرهای بیشماری !!!/دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: center"><sup><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: medium">&nbsp;&nbsp;از چند ماه قبل ازحضور میلیونی مزدم در حماسه <strong>٢٢ بهمن ٨٨</strong>&nbsp;، در جشن ٣١ سالگی انقلاب اسلامی به رهبری آقا روح الله در ۵٧ ، دشمن به فکر انقلاب رنگین دیگری بود ، که به بیان آقا سید علی&nbsp; از آن به <strong>&quot; کاریکاتور انقلاب ۵٧ &quot;</strong> یاد کردند ...</span></span></span></sup></p><br /><p><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: large"><sup>دشمن پس از یاس و نا امیدی از انقلاب مخملی سعی در وازه سازی و همانند سازی حرکات بی پایه و اساس و مضحک گونه جریان سبز اموی که متشکل از عده&nbsp;ای خش و خاشاک زخم خورده انقلاب و نظام&nbsp;و با بی بصیرتی خواص بی اراده و&nbsp;انقلابیون فرسوده </sup><sup>در ایام الله های متعدد ، مثل روز قدس و ١٣ آبان و ١۶ آذر ٨٨ و در آخرین حماقت تاریخی رور عاشورا که به خلق <strong>ایام الله ٩ دی ٨٨</strong> منجر شد. و &nbsp;تمام تحلیل دشمن که به تاسی ار فضای سایبری و رسانه های خبر پراکنی ، طراحی و اجرا میشد نقش بر آب شد ...</sup></span></span></span></p><p><span style="font-size: small"><sup><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: medium">و پاسخ اینکه چرا پس از گذشت هشت ماه از وزن کشی های خیابانی ، دشمن به فکر بهره مندی از افسانه های تاریخی سایر ملل و اقوام روی آورده جای چندین نکته کلیدی و مهم در روحیات سران فتنه و حامیان خارجی و سفارتی آنها در داخل کشور دارد...</span></span></sup></span></p><p><span style="font-size: small"><sup><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: medium">چنان چه در&quot;&nbsp; شصتمین پست &quot; این وبلاگ نیز قبلا گفته شده بود این رفتار های کودکانه و عدم التزام به قواعد برد و باخت&nbsp;متداول در دموکراسی و مردم سالاری ، نشان از <strong>&quot;غرور و استبداد فکری&nbsp;و خودکامگی &quot;</strong> دن کیشوت های ایرانی که از حمایت برخی سابقون نظام <strong>&quot; جوگیر شده &quot;</strong>&nbsp;&nbsp;بودند&nbsp;، برای جلوگیری از رسیدگی به اموال نامشروع و باد آورده آنها از رانتهای اقتصادی سالهای سازندگی و اصلاحات ، سران فتنه و آقازاده های احزاب پدر خوانده به فکر نشان دادن وزن سیاسی و اجتماعی از دست رفته خود در پی تجربه پنج شکست متوالی انتخاباتی از مردم ،&nbsp; به فکر انتقام از مردم و زهر چشم از مسئولین قضایی وقت و باز گرداندن آب رفته به جوی قدرت شدند... </span></span></span></sup></span></p><p><span style="font-size: small"><sup><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: medium">که این کجرویی اجتماعی&nbsp;، سیاسی و عدم درک شرایط اجتماعی مردم ایران ، که با تغییر ذائقه و بازگشت به اصول اولیه انقلاب یعنی &quot;<strong>گفتمان عدالت &quot;</strong> همراه بود . و از سوی خواص بی بصیرت که با توهم همراهی مردم به مانند اوایل انقلاب پس از بی مهری های متعدد در سطح سیاستگذاری های کلان اجرایی که مردم را در تامین حداقل معاش اولیه دچار <strong>&quot;عسر و حرج&quot;</strong>&nbsp;کرده بود زمینه ساز نفوذ و بهره برداری و واردشدن عوامل فرصت طلب بیگانه و برانداز معاند در سطح مطالبات سیاسی و اجتماعی باد کرده، شد...</span></span></span></sup></span></p><p><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: large"><sup>و با توجه به زمینه های فراهم شده رسانه های بیگانه با همراهی جریانات فراری و منفک نظام و اپوزیسون خارج نشین و نظریه پردازی </sup><sup>سایت جنبش راه سبز (جرس) که پس از انتخابات ریاست جمهوری، برای تحریک مردم به اغتشاشات خیابانی با مدیریت افرادی چون عطاالله مهاجرانی، محسن کدیور و فاطمه حقیقت جو راه اندازی شد، از حدود یک ماه قبل، طرحی را موسوم به <strong>&quot;اسب تروا&quot;</strong> برای روز 22 بهمن ٨٨ طراحی کرده بود.</sup></span></span></span></p><p><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff">بر طبق این برنامه ریزی، قرار بود تا حامیان میرحسین موسوی با ظاهر معمولی و بدون نمادهای سبز به میدان آزادی بیایند و سپس در هنگام سخنرانی رئیس جمهور، نمادهای خود را نمایش دهند و شعارهای ساختارشکن سر بدهند.</span></span></p><p style="text-align: justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff">اما حضور جمعیت میلیونی مردم مسلمان تهران در خیابان&zwnj;های منتهی به میدان آزادی و اطراف این میدان در نخستین ساعات صبح روز 22 بهمن، اندک اغتشاشگران را نسبت به عمق طرح خیالی خود آگاه کرد... </span></span></p><p style="text-align: justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff">و توهم بیشماری سبزها ، که هر روز برای حفظ روحیه و جلوگیری از ریزش بی رویه و عدم سازماندهی آنها به خاطر بی سر بودن این جریان بیمار برطبل توخالی کوبیده میشد.&nbsp;با هوشیاری مضاعف و اطاعت پذیری مردم از مقام معظم رهبری این&nbsp;پرسه آگاهانه و مهندسی حضور مردم از ٩ دی ٨٨ شروع و در ٢٢ بهمن ٨٨ با دفع شر کامل سبز اموی غائله اختلاف افکنی و فضای غبار آلود فتنه به فضای انسجام و اتحاد ملی و دینی تبدیل شد ...</span></span></p><p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff">و <strong>&quot; اسب&nbsp; تروای ایرانی &quot;</strong> با هوشیاری و بصیرت مردم برعکس <strong>&quot; اسب تروای یونایی &quot;</strong> به حماقت و خریت سبز لجنی و توهم انگاری برانداری انقلاب اسلامی منجر شد...</span></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022419</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 24 بهمنماه 1388 22:22:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نزدیکتر بیا... /دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2">از صبح صد مرتبه آلبوم حماسه ٢٢ بهمن ٨٨ مردم کوچه و باراز را تورق زدم ...</font></strong></span></span></p><p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2">ولی حیف آمد این عکس را آپلود نکنم ...</font></strong></span></span></p><p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2">در این عکس حس غریب ولی آشنا از حلقه وصل نسل ییشتاز انقلاب با نسل امروز من داشت ..</font></strong></span></span></p><p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2">در این عکس با مفهومی عمیق در عین سادگی از ییوند یک عکس آقا روح الله با روکش نایلونی در دست یینه بسته یک ییرزن که آنرا نمی توان با هزاران کامیون کیک و ساندیس !!! و با حقوق ثابت ٨٠ هزار تومان !!! خلق و باز&nbsp;آفرینی &nbsp;کرد ...</font></strong></span></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022393</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 23 بهمنماه 1388 01:37:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هاشمی‌رفسنجانی: 22بهمن باید تجلی وحدت و وفاداری به انقلاب، اسلام، قرآن و ایران باشد </title>
         <description></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022355</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 21 بهمنماه 1388 21:16:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جوانان در خیابان «ایران» /دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">آن روز که جوانان نیروى هوایى در خیابان &laquo;ایران&raquo; کارتهاى شناسایى&zwnj;شان را بر سر دست گرفته بودند و به طرف بیت امام مى&zwnj;رفتند، خود من شاهد و ناظر بودم.<br />از قبل از ورود به مقر امام بزرگوار تا وقتى که وارد شدند و آن طومار را خدمت امام آوردند و بقیه&zwnj;ى امورى که انجام دادند، یا آن نمایش عجیب، همه و همه کار آسانى نبود. در همان کار - رژه&zwnj;ى همافران - شاید صد شهید خوابیده بود. آرى؛ احتمال داشت که نیمى از همان جمعیت، یا درصد مهمى از آن، به&zwnj;خاطر این اقدام، جان ببازند؛ اما هراس به دل راه ندادند و این کار را کردند.<br />این کار، یک حرکت رمزى و به اصطلاح نمادین و نشان دهنده&zwnj;ى حضور نیرو بود. معنایش این شد که ما این لباس و یراق و نشان و واکسیل و این ظواهر را براى خودش نمى&zwnj;خواهیم، بلکه اینها را براى حقیقت و هدفى مى&zwnj;خواهیم و حاضریم در راه آن هدف جانمان را هم مایه بگذاریم. آنها عملا هم نشان دادند &laquo;ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا&raquo;. در میانه&zwnj;ى راه متزلزل نشدند. این یک درس است. نیروى هوایى یک حقیقت واحد است.</font></span></span></p><p style="text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="color: #008080"><span style="font-size: x-small"><strong><font size="1">* بیانات مقام معظم رهبری در دیدار پرسنل نیروى هوایى به مناسبت روز نیروى هوایى&nbsp; 19/11/1373</font></strong></span><font size="2"> </font></span><br /></span></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022337</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 20 بهمنماه 1388 10:33:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>این عمار 2 / دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: center">دارم میبینم صحنه را<br />میبینم تجهیز رو<br />میبینم صف آرایی ها رو<br />میبینم دهان های با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده رو<br />علیه انقلاب و علیه امام وعلیه همه آرمان ها و همه کسانی که به این حرکت دلبسته هستن<br />... چه بکنم اگر کسی نمیبیند ...<br /><br />در حوادث فتنه گون شناخت عرصه دشواره<br />شناخت اطراف قصه دشواره<br />شناخت مهاجم و مدافع ، ظالم و مظلوم ، دشمن و دوست دشواره<br />بایستی گره گشایی کرده<br />بایستی حقیقت رو باز کرد، گره های ذهنی رو باز کرد<br />و این تبین لازم داره<br /><strong><span style="color: #008080"><span style="font-size: small"><font size="2">ألا و لا یحمل هذا العلم إّلا أهل البصر و الصبر (١)<br /></font></span></span></strong>میدانید، سختى پرچم امیرالمؤمنین سختیش از پرچم پیغمبر بیشتر بود ، از جهاتى<br />در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند<br />دشمن همان حرفهائى را میزد گاهی که دوست میزند؛ همان نماز را که در اردوگاه امیرالمؤمنین نماز جماعت میخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفین و نهروان - نماز جماعت میخواندند.<br />حالا شما باشید، چه کار میکنید؟<br /><br />بصیرت خودتون رو بالا ببرید<br />آگاهی خودتون رو بالا ببرید<br />حقیقت رو باید فهمید<br /><br />در جنگ صفین یکی از کارهای مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود<br />چون اون جناح مقابل که جناح معاویه بود تبلیغات گوناگونی داشتند<br />کسی که از این طرف خودش رو موظف دانسته بود که در مقابل این جنگ روانی بایسته و مقاومت کنه جناب عمار یاسر بود<br />یک جا می دید اختلاف پیدا شده عده ای دچار تردید شدن خودش رو میرسوند به سرعت ، صحبت میکرد ، براشون تبیین میکرد این گره ها رو باز میکرد<br />نقش نخبگان و خواص این است که این بصیرت رو نه فقط در خودشون که در دیگران هم بوجود بیارن<br /><br />رسا بگید<br />روشن بگید<br />مبین بگید<br />آنچه را که میفهمید<br />هیچ انتظار نیست ، حق هم نیست که انتظار باشه کسی بر خلاف فهمیده خودش صحبت کنه<br />اما آنچه را که فهمیده اید بگید ، سعی هم بکنید اونچه که فهمیدید درست هم باشه<br /><br />کجا هستند آن کسانی که پیمان جانبازی بسته اند؟<br />أین عمّار</p><p style="text-align: right"><strong>(١): <span style="color: #008080">آگاه باشید حمل نمیکند این علم را مگر اهل بصیرت و اهل صبر .</span></strong></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022333</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 20 بهمنماه 1388 08:47:53 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مردم يك وقت بيدار شدند كه بهشتى ‏اى در كار نبود</title>
         <description>با گذری بر موضع گیری برخی اشخاص و جریانهای سیاسی در لطمه زدن به وجهه روحانیت ضرورت نگاه مجدد به نظرات امام راحل در مورد اهمیت جایگاه روحانیت و خدمات این قشر به اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی ، بیشتر به چشم می خورد.

امروزه دو گروه تمام توان خود را در ضربه زدن به روحانیت صرف می کنند ،چه آنان که به صراحت با این قشر فرهیخته و پاک مقابله می کنند و سعی در دور کردن آنان از صحنه های مهم و تاثیر گذار اجتماعی و سیاسی دارند و چه آنان که حتی بعضا خود در این لباس هستند و با اقداماتی نظیر اشرافی گری و ویژه خواری و اتخاذ مواضعی کاملا مقابل با راه امام و انقلاب ، در جبهه ای نفاق گونه سعی در تخریب چهره روحانیت پاک و اصیل دارند.

فراموش نکنیم که در جریانات 7 ماهه اخیر جاسوسانی دستگیر شدند که مراوده مستمر به شهر مقدس قم داشتند و سعی آنان در ارتباط گیری با برخی افراد خاص در جهت تاثیرگذاری بر مواضع روحانیون بود.

با جمع بندی این وقایع به نظر می رسد که لازم است که هم مردم و هم مسئولان و در درجه بالاتر خود روحانیت معظم هوشیاری خود را در درک حساسیت این جایگاه حفظ نمایند . به نظر بنده امروز هیچ چیزی بالاتر از مرور سخنان امام خمینی ره و توجه به بیانات مقام معظم رهبری به ما در این راه کمک نمی کند.

از همگی دوستان در خواست دارم که این جملات را به طور کامل مرور نمایند و به دیگران نیز انتقال دهند.

ایشان می فرمایند:

اگر روحانيون نبودند، ما الآن از اسلام اطلاعى نداشتيم. اين مجاهدت روحانيون است كه از خود شما هستند؛ مجاهدت آنهاست كه براى ما اسلام را تا كنون نگه داشته است. و در هر مسأله و گرفتارى كه براى اسلام پيش مى‏ آمده، باز پيشقدم همين ها بودند و همين ها بودند كه قيام مى‏كردند؛ حالا يا موفق مى‏شدند يا سركوب مى‏شدند. در همين مدتى كه من اطلاع دارم و من شاهد بودم، قيام هاى مختلفى بر ضد رضا خان و محمد رضا شد. و اين قيام ها همه، مبدأش روحانيون بودند؛ از آنجا شروع مى‏ شد، لكن چون ملت باز درست مجتمع با هم نشده بودند، موفق نمى‏شدند يا كم موفق مى‏شدند.

اگر شما- اگر ملت ما- اين طايفه را حفظ نكنيد، بدانيد كه سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد كه روحانيون اين كار را درست كردند و دست استبداد را كوتاه كردند، لكن دوباره به واسطه اينكه ملت مجتمع نبود و با روحانيت آن طور سازش، اطاعت محكم نداشت، مشروطه را آنها بپا كردند و ديگران آمدند و مشروطه را همان استبداد غليظتر با اسم مشروطه [كردند.] يك اسم بى ‏مسمايى بود و گفته مى‏شد كه ما مجلس داريم و مشروطه داريم و مشروطه خواه هستيم، لكن استبداد- به تمام معناى خودش، به تمام كلمه خودش- بر ما حكومت مى‏كرد، چه در زمان قاجار- كه من يادم است- و چه بعد از او زمان رضا خان- كه بدترين زمانها بر اين ملت گذشت- و چه زمان محمد رضا. اگر شما توجه به اين نكنيد كه روحانيت را اينها مى‏خواهند از صحنه بيرون كنند و در پيش ملت، روحانيت را بد نمايش بدهند ....

همين امروز صبح كه اينجا، من قبل از اينكه بيايم خدمت شماها، يكى از علماى‏ اصفهان آمد، شكايت زياد از اينكه با روحانيون رفتار بد مى‏شود. چه آن مطلب درست به عرض ايشان رسيده بود يا نادرست، من كلى مطلب را مى‏گويم كه جريانى است كه روحانيت را كنار بگذارند. شما ديديد كه در زمان قبل از اين جمهوريهاى اخير، اوايل امر، يك جريانى بود كه اين روحانيتها، روحانيون شاخص را پيش ملت رسوا كنند با دروغ و حيله. آقاى بهشتى- رحمه اللَّه- كه يك نفر آدمى بود كه مجاهد براى اسلام بود، به درد مى‏خورد، فعال بود، دانشمند بود، مدير بود، مدبر بود، ديديد كه در صحنه كشور چه فضاحتها در آوردند اشرار و مردم را [از او] منحرف كردند. مردم يك وقت بيدار شدند كه بهشتى ‏اى در كار نبود. من خوف اين را دارم كه- خداى نخواسته- ملت ما يك وقت بيدار بشود كه روحانيت كنار رفته است و سلطه اجانب بر اين مملكت بازگشته است و آن وقت تأسفها فايده نداشته [باشد]؛ همان طورى كه در زمان امام حسين- سلام اللَّه عليه- آن طور درست كرده بودند چهره پسر پيغمبر را كه مردم كوفه‏ اى كه پدر او را ديده بودند، مجاهدات او را ديده بودند، همين مردم كوفه براى كشتن پسر پيغمبر مسابقه مى‏كردند و مردم كوفه يك وقت متوجه شدند كه امام حسين ديگر نبود.

من خوف اين را دارم كه شما ملت بزرگ ايران، كه براى خدا قيام كرديد و براى خدا جوانهايتان را داديد و براى خدا زحمات طاقت فرسا كشيديد و همه چيزتان را فداى اسلام كرديد، با اين جريانى كه به نظر مى‏ آيد كه دارد پيش مى‏رود، يك وقتى متوجه بشويد كه- خداى نخواسته- با انعزال اين مردم، اينهايى كه خدمتگزار هستند، يك حكومت قلدرى با اسم «اسلام»، با اسم «جمهورى اسلامى»، با اسم «خدمتگزار به اسلام» بيايد و همه زحمتهاى شما و خونهايى [را] كه داديد، هدر ببرد. رضا خان هم اول كه آمد، در همين سينه‏ زنى‏ها مى‏رفت سينه مى‏زد، در تكيه‏ها مى‏رفت دور تكيه‏ها مى‏گرديد و شمع روشن مى‏كرد. آن وقت كه پايش محكم شد، تمام آثار اسلام را اين نانجيب مى‏خواست از بين ببرد. در سرتاسر ايران، مجلس روضه آشكار، يكى نبود. اگر يك مجلسى بود، نصف شب بود، قبل از اذان صبح بود. شما خوف اين را داشته باشيد كه اگر تشكر اين نعمتى كه خداوند به شما داده- و آن اسلام است و تشكرش به وحدت‏ كلمه است و تشكرش به احترام به اولياى اسلام است- اين تشكر را به جا نياوريد، خداوند عنايتش را برگرداند و- خداى نخواسته- ما را برگرداند به سالهايى كه قبلًا بود و تلخيهايش در كام ما هست.

صحيفه امام ج‏15 صفحه 368
</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022299</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 17 بهمنماه 1388 20:36:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتماد به نفس چیست؟</title>
         <description><![CDATA[<div id="blogtitle" dir="rtl"><a href="http://shki.blogfa.com/">یگانه</a> <div id="blogdesc" dir="rtl">مقالات</div></div><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" id="table"><tbody><tr><td id="main"><div id="post"><div id="posttitle"><a href="http://www.pw-arzeshi.com/mt/post-32.aspx">اعتماد به نفس چیست و از کجا ریشه گرفته؟!....</a> </div><div id="postbody"><p dir="rtl"><strong>بسم الله الرّحمن الرّحیم</strong></p><p dir="rtl">بسیاری ازعناوین که برزبان ما جاری می شود و بار مثبت به آن می دهیم برمحوراومانیسم (اصالت انسان)شکل گرفته. </p><p dir="rtl">حدود 110سال قبل روانشناسی برمحوراومانیسم(انسان محوری) درغرب پدید آمد زیرا بازارمادی گرایی رونق نداشت و گرایش به معنویت مورد توجه خاص قرار گرفت . یکی از این عناوین که روانشناسان بر روی آن تکیه دارند، اعتماد به نفس می باشد.</p><p dir="rtl">چه کسی از این واژه تلقی منفی دارد؟!</p><p dir="rtl">تمام مردم دنیا دربرابرخود کم بینی، خود حقیر بینی،یأس ،افسردگی و..سراغ اعتماد به نفس می روند.&nbsp; روانشناسان ،برای درمان اولیه از روش اعتماد بنفس استفاده می کنند،می گویند:&laquo;به خود اعتماد داشته باش،توصاحب توانایی های بسیارهستی و...&raquo; بیماررا متوجه نکات مثبت خود می کنند !البته این بیماران به طور موقت بهبود می یابند ولی ریشه بیماری قطعا علاج نیافته است. همانند کسی که درد دارد وبه جای درمان ازمسکن استفاده می نماید وچند روزی به آرامش می رسد ، بعداز مدتی درد با شدت بیشتر برمی گردد!</p><p dir="rtl">&nbsp;روانشناسان غربی برای بیماری &nbsp;&laquo;خود کم بینی&raquo; از &laquo;اعتماد به نفس &raquo;استفاده می نمایند.</p><p dir="rtl">اما در فرهنگ وآموزه های دین اسلام &nbsp;: دستور آمده خود را کوچک بشمارید، خود را کم ببینید واعتماد به خدا &nbsp;داشته باشید. چرا که به بیماری بدترازآن&laquo; تکبر وعجب &raquo;مبتلا نشوید. </p><p dir="rtl">هیچکدام ازمعصومین اعتماد به نفس را سفارش ننمودند! ولی اعتماد به خدا بسیار سفارش شده است.</p><p dir="rtl">در جوشن کبیرخداوند رابا دو اسم ( عماد و معتمد )صدا می زنیم &laquo;یا عماد من لا عماد له&raquo;ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد .</p><p dir="rtl">درمناجات (مولای مولای)امیر المؤمنین علی( علیه السلام)می فرماید:</p><p dir="rtl">انت العزیز وانا الذلیل وهل یرحم الذلیل الا العزیز. تو عزیزی ومن پست وذلیل،&nbsp; چه کسی رحم کند به پست مگرعزیز؟&nbsp; </p><p dir="rtl">انت العظیم وانا الحقیروهل یرحم الحقیرالا العظیم.تو بزرگی ومن کوچک چه کسی رحم کند به کوچک مگر بزرگ؟</p><p dir="rtl">در این مناجات حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام)همه ،هیچی ها را به خود نسبت می دهد وهمه چیز را به خدا نسبت می دهد.این است معنویت دینی تمام درد ورنج بشر از خود خواهی ایجاد می شود </p><p dir="rtl">اعتماد وتکیه به خدا داشته باش ، معتمد اوست، تو همچنانکه به دیگران نباید تکیه کنی به خودت هم نباید تکیه داشته باشی &nbsp;درروایتی از &laquo;ام سلمه&raquo; آمده که گفت:نیمه های شب بیدار شدم دیدم رسول الله (صلوات الله علیه واله) در زیر آسمان قرار گرفته ومناجات می خواند؛ می فرماید :خدایا چشم به هم زدنی مرا به حال خودم رها مکن واشک می ریزد ؛ ام سلمه هم گریست ، رسول الله (صلوات الله علیه واله)متوجه گریه او شد وپرسید :توچرا گریه می کنی؟ گفت : یا رسول الله (صلوات الله علیه واله) شما اینگونه دعا می کنید واشک می ریزید ، پس ما چی بگوییم!! فرمود: چرا گریه نکنم ؟! در حالی که یونس یک ترک اولی کرد.در دل نهنگ اسیر شد وموقعی خلاص شد که گفت: لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (این عذاب ستم من بوده.)</p><p dir="rtl">&nbsp;رسول خدا (صلوات الله علیه واله) با آن همه عظمت&nbsp; وافضل بودن از پیامبران به اندازه سر سوزنی به خودش توکل نکرد تمام تکیه گاهش خدا بود،حال ما چگونه به خود اعتماد نمائیم که نفس ما اماره (نفسی که امر کننده آن شیطان می باشد)است؟! در اصل اعتماد به نفس&nbsp; یعنی اعتماد به شیطان !!! چرا که ما دارای نفس اماره هستیم ،امر به زشتی ها ،بدی ها ،پس با این کار نفس اماره رشد پیدا می نماید!</p><p dir="rtl">امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) درکتاب اربعین نقل می کند: همانا پیغمبر(صلوات الله علیه واله) هنگامی که لشکرش از جنگ با کفاربرگشتند فرمود :آفرین به گروهی&nbsp; که به جای آوردند جهاداصغر(کوچک) را&nbsp; و به جای ماند بر آنها جهاد اکبر(بزرگ) .&nbsp; گفته شد: ای پیغمبر خدا ، چیست جهاد بزرگ؟ فرمود : &laquo;جهاد &nbsp;نفس است &raquo; </p><p dir="rtl">&nbsp;دین&nbsp; می گوید با نفست بجنگ روانشناسان غرب می گویند به نفست اعتماد کن ؛تکیه کن !!! در روانشناسی غرب محور اصلی انسان است و توکل به خدا جایی ندارد!!! </p><p dir="rtl">غرب یک زمانی جسم می دید(مارکسیسم) اکنون هم جسم هم روح می بیند نه برای خدا بلکه برای خود نمایی ورسیدن به توان بیشتر ! خطری که دنیا را تهدید می کند ،از سوی افراد متکبر است،به جای اینکه با آموزه های دینی این بیماری را&nbsp; ریشه کن کنند ، به آن دامن می زنند. </p><p dir="rtl">عرفا گویند: نظر از خود بگیر، توچیزی نداری ....</p><p dir="rtl">ابو سعید ابوالخیر از عرفای ایران&nbsp; وقتی وارد شهری می شد به شاگردانش یاد داده بود که وی را اینگونه معرفی کند &laquo;هیچ کس ابن هیچ کس&raquo; وارد می شود،خود را چیزی نمی دید .</p><p dir="rtl">روزی شاگرد ابو سعید وارد کلاس درس شد ، دید ماری دور ابو سعید حلقه زده گویا دارد به او ادب می کند ،ابو سعید از او سؤال کرد آیا می خواهی به این مرتبه برسی؟! پاسخ داد :آری .&nbsp; ابوسعیدگفت: چون تمایل داری هیچگاه نمی رسی؟!! این همه را هیچ سودی نیست، مرد آن باشد که با خلقان نشیند ،دادوستد کند ،اما لحظه ای از یاد خدا غافل نباشد. سالک حقیقی باید در راه خدا هیچ شود برای او فانی شود.</p><p dir="rtl">انسان&nbsp; باید مخالف نفسش عمل کند تا بتواند رشد کند وبه درجه انسانیت برسد....</p><p dir="rtl">&nbsp;چرا در نماز شهادت&laquo;عبده ورسوله &raquo; را به پیامبر اکرم (ص)می دهیم &nbsp;،عبد بر رسالت مقدم شده ،زیرا اگر عبد خدا نبود نمی توانست رسالتش را انجام دهد .ما باید از پیغمبرمون یاد بگیریم او را الگو قرار دهیم هرچه او می فرماید ما انجام دهیم تا موفق شویم.</p><p dir="rtl">در نمازهنگام بلند شدن &nbsp;می گوییم: خدایامن قدرت بلند شدن را ندارم این قوة توست من هر چه دارم از آن توست نه خودم...</p><p dir="rtl">نتیجه اینکه (اعتماد به نفس داشتن نفس را تکریم کردن ومطیع نفس بودن) سقوط از انسانیت به سوی حیوانیت است .</p><p dir="rtl">همان&nbsp; چیزی که قران کریم می فرماید: ...اولئک کلانعام بل هم اضل...<strong>179/اعراف</strong></p><p dir="rtl">نفست را تربیت کن تا به عزت نفس برسد، نفست را عزیزکن ُنه پست .</p><p dir="rtl">هان ای انسان به خدا اعتماد داشته باش دستوراتش را خوب گوش بده وبه آن ها عمل کن وبدان هیچگاه دچار بیماری های افسردگی ، ضعف و... نمی شوید.</p><p dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;والسلام علیکم </p><p>&nbsp;</p></div><div id="postdesc"><a href="http://www.pw-arzeshi.com/mt/post-32.aspx">+</a>&nbsp;نوشته شده در &nbsp;جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت&nbsp;23:0&nbsp; توسط&nbsp;شیرین&nbsp; |&nbsp; <span><a href="javascript:void(0)" onclick="javascript:window.open('comments/?blogid=shki&postid=32&timezone=12642','blogfa_comments','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px')">نظر بدهید </a></span></div></div></td></tr></tbody></table>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022295</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 17 بهمنماه 1388 12:12:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>رحمت واسعه الهي- صوتي </title>
         <description></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022290</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 16 بهمنماه 1388 17:01:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پیام اربعین</title>
         <description><![CDATA[<p dir="rtl">چهل روز از فاجعه&nbsp; عاشورا ،شهادت امام حسین (علیه السلام)واهل بیت واصحاب با وفایش می گذرد.</p><p dir="rtl">روز عاشورایی که حرمت سبز حرم شکست ٍ&nbsp;&nbsp; حرمت صاحب علم شکست ٍ&nbsp;&nbsp; بغض دل رهبرم شکست&nbsp;&nbsp;&nbsp; قامت مهدی زغم شکست......</p><p dir="rtl">بردوستان وشیعیان اهل بیت (علیهم السلام) لازم است که با پوشیدن لباس مشکی،تعطیل کاروبرپایی مجلس عزا وشرکت در مجالس سینه زنی وذکر مصیبت این روز را تعظیم نمایند.</p><p dir="rtl">امام حسن عسکری (علیه السلام)می فرماید : علامات مؤمن پنج چیز است:</p><p dir="rtl">&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زیارت اربعین</p><p dir="rtl">&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بسم الله الرّحمن الرّحیم را بلند گفتن</p><p dir="rtl">&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پیشانی به خاک گذاشتن </p><p dir="rtl">&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; انگشتر عقیق در دست راست کردن(درآن زمان خاندان بنی امیه برخلاف پیامبر واهل بیت انگشتر عقیق در دست چپ می کردند.)</p><p dir="rtl">&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 51رکعت نماز در شبانه روز</p><p dir="rtl">اشک بریزید بر کسی که مصیبتش عرش خدا را هم فرا گرفته وآن را به لرزه در آورده وعظمت وبزرگی دین را از هم پاشید.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </p><p dir="rtl">التماس دعا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد(صلوات الله علیه واله) وال محمد(صلوات الله علیه واله)واخر تابع له علی ذلک</p><div id="postdesc"><a href="http://www.pw-arzeshi.com/mt/post-31.aspx">+</a>&nbsp;نوشته شده در &nbsp;پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت&nbsp;23:10&nbsp; توسط&nbsp;شیرین&nbsp; |&nbsp; <span><a href="javascript:void(0)" onclick="javascript:window.open('comments/?blogid=shki&postid=31&timezone=12642','blogfa_comments','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px')">نظر بدهید </a></span></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022261</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 16 بهمنماه 1388 01:49:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>میثاق طلبگی</title>
         <description><![CDATA[<p align="justify">او امروز کاری کرد که باید به عنوان درسی برای همه طلبه ها و دانشجویان و البته بیدارباشی برای گردانندگان حوزه ها و دانشگاهها در تاریخ ثبت شود.</p><p align="justify">ایشان در ديدار صدها نفر از استادان، مسئولان &quot;دانشكده ها و پرديسها &quot; و اعضاي هيأت علمي دانشگاه تهران ، با تشكر فراوان از پيشنهاد رئيس و استادان دانشگاه تهران مبني بر اهداي دكتراي افتخاري اين دانشگاه به ايشان،فرمودند : اين مسئله و ابراز محبت دانشگاهيان براي بنده افتخار است اما <strong><em>از پذيرش آن معذورم و اگر خداوند كريم كمك كند به همان ميثاق طلبگي متعهد و پايبند خواهم بود</em></strong>. </p><p align="justify">&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022244</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 15 بهمنماه 1388 01:45:39 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مشت 2 تفکر بر پوزه خواص!</title>
         <description><![CDATA[سلام مرتضی! <font color="#ff0000">متهم ردیف دوم دادگاه متهمان حوادث روز عاشورا!!</font> حرفهایت شنیدنی بود، و خیلی جای تامل دارد، برای دوستانی که تو را لیدر فکری و هم کیش خود دارند! <font color="#990000">تا شاید کمی بیشتر فکر کنند...</font> این بار به اشتراکات زیادی رسیدیم، و تو را در سنگر انقلاب می بینم... <font color="#ff0000">حرفهای مرتضی را حتماً بخوانید!</font><font color="#006600"> (خودی و غیر خودی کلیک کنند)</font> &nbsp;<font color="#006600">&gt;&gt;&gt; &nbsp;</font>&nbsp;<a href="http://www.rajanews.com/detail.asp?id=43776" target="_blank"><font color="#0000ff">به خانه دشمن پدر رفته بودیم!</font></a>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022224</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 13 بهمنماه 1388 15:13:20 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برگ هم زیباست !</title>
         <description>دفتر دسک دانشگاه را دست گرفت. گویا امتحان داشت. از خیابان عبور کرد. اصلا متوجه ماشین ها نبود! دنبالش کردم. از قدم هایش فهمیدم که چیزی در بیرون دانشگاه او را به طرف خود می کشد. قدم هایم را تندتر کردم تا از نگاهم گم نشود.حدسم درست بود...! داخل وضوخانه ی --- شد. نگاهی به آسمان انداخت، آهی کشید. گویا زیر لب چیزی را زمزمه می کرد. در حالی که وضو می گرفت، یک خانم با تیپ --- وارد شد. رفت جلوی آینه وضوخانه.

صحنه ای دیدم که برایم مهم تلقی شد؛ دوست داشتم آن را برای دوستانم بگویم:

وضویش که تمام شد، چادرش را پوشید. در طرف دیگر دختری بود که به حساب خودش، خودش را زیباتر می کرد تا شاید جلب توجه کند.

یکی به زیبایی ظاهرش می رسید و دیگری زیبایی دلش را صیقل می داد. یکی قصد در رضایت خالق داشت و دیگری سعی در رضایت مخلوق.

نمی دانم آیا او نمی دانست چه باید بکند؟ آیا او نمی دانست که کارش اشتباه است. آیا او نمی دانست که با این کارش نه تنها حق خود بلکه حق جامعه و حق خالق مان را ضایع می کند.

حجاب حق زن، همسر، جامعه و خالق است. اگر زن و همسر از حق خود بگذرند اما جامعه و خالق نمی گذرند. پس چرا اینجور خود را به چیزی که نهایتش جز گناه نیست سرگرم می کنند. ای کاش او بداند که چه باید کرد...!؟ ای کاش خودش این صحنه را می دید و ... .

دخترک را دوباره دنبال کردم ناگهان خم شد و برگ زردی را روی زمین برداشت. او به زیبایی برگ می نگریست، اگر چه زرد بود. او این زیبایی را می دید. کاش من جای او بودم. کاش من هم می توانستم از بین آنچه را که خالقم خلق کرده زیباترین را برگزینم، حتی اگر کوچکترین باشد. کاش من جای او بودم. کاش...

با تشکر از خانم سیده لیلا رمضانی</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022178</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 11 بهمنماه 1388 02:26:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پشت پرده اقدامات دانشگاه آزاد برای وقف </title>
         <description>پس از آنکه پروژه ی «كريم زارع»، عضو هيئت امنا و معاون پارلماني دانشگاه آزاد، در خصوص جمع آوری امضا از نمایندگان با عنوان «موافقت رهبر انقلاب با وقف اموال دانشگاه آزاد» با شکست مواجه شد؛ این بار شخص آقای عبداللبه جاسبی در اقدامی سوال انگیز و در نوع خود جالب، به صحن مجلس رفته و با تک تک نمایندگان دیدار و در این مورد، به جمع آوری امضاء پرداخته است. </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022162</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 09 بهمنماه 1388 20:14:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تحلیل شهید-دکتر بهشتی-خطاب-به-جنبش-سبز !!!/دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>آنچه که از نظر مخاطبین عزیز خواهد آمد برشی کوتاه ، اما گویا از گروهها و جریانات دهه شصت ، حاکم بر جامعه انقلابی ،&nbsp;است که بعد از گذشت بیش از سه دهه از آن روزگار ، انطباق خاصی بر وضعیت فعلی ایران اسلامی در مواجعه&nbsp;با &nbsp;تحلیل وزن سیاسی و اجتماعی گروهها در ارتباط با سیاستهای داخلی و خارجی و جایگاه رهبری دارد ...</strong></p><p style="text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: x-small"><span style="font-size: small"><strong><span style="line-height: 150%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;">همه جا ، همه جا به حمد الله در میان مردم محروم آبرو و اعتبار این انقلاب و رهبر انقلاب و خط انقلاب روز به روز رو به افزایش است و هر قدر<span style="font-size: medium"> </span></span><span class="Heading2Char"><span style="line-height: 150%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;; font-weight: normal"><span style="font-size: medium">شما مردم در برابر این متکبر ها بیشتر ایستادگی کنید این آبرو رو به بالا می رود.(تکبرحاضرین ...)&nbsp;ما هم موضع خود را مکرر گفته ایم، گفته ایم قلدر ها و متکبران دنیا و چپاولگران دنیا هرچه دلشان می خواهد به ما فحش بدهند، ما می دانیم که دل محرومان جهان در عشق این انقلاب و مالامال</span></span></span><span style="line-height: 150%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;"> از عشق و علاقه به این انقلاب است و قلبشان در عشق به این انقلاب می تپد.</span></strong></span></span></span></p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><span style="line-height: 115%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;; font-size: 12pt"><span style="color: #0000ff"></span></span></span></span></span><span style="line-height: 115%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><span style="font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;; font-size: 12pt"><span style="color: #0000ff"><p style="text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="line-height: 150%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;; font-size: 12pt"><span style="color: #000000"><span style="color: #0000ff"><strong><span style="font-size: medium">و اما از نظر داخلی،</span> برادر ها و خواهر ها با مطالعه و اطلاعات مستند به دست آمده و تا دیشب یعنی جمع بندی آخرین اطلاعات، ملت قهرمان ما یعنی همین مردم کوچه و خیابان، یعنی وقتی می گویم ملت قهرمان، من مکررا عرض کرده ام <span style="font-size: medium">یک 30 میلیون داریم، یک 5 میلیون و یک 1 میلیون</span>.</strong> <strong>این 1 میلیون هیچ وقت راضی نمی شود. متاسفانه این یک میلیون زبانش دراز است و امکانات تبلیغاتی هم خیلی زیاد دارد و هر جا می خواهد خودش را وکیل این 30 میلیون معرفی می کند. </strong><span style="font-size: medium">.(تکبرحاضرین ...) </span><strong>این 1 میلیون حسابش جداست. کاره ش نداریم ، یک 30 میلیون داریم ما ، مردم کوچه و خیابان و یک 5 میلیون&nbsp;هم داریم ، این ۵ میلیون&nbsp;دیر تصمیم می گیرد. اگر این 30 میلیون حرکت را با قدرت&nbsp;و شتاب در سمت &nbsp;مطلوب جلو ببرد بنده همین جا قول می دهم این 5 میلیون به دنبالش حرکت خواهد کرد</strong><span style="font-size: medium">.(تکبرحاضرین ...) </span><strong>آخرین اطلاعات که تا دیشب رسیده و جمع بندی تهیه کرده ایم در میان آن 30 میلیون نفر هماهنگی، انسجام و آگاهی فزاینده نسبت به خط اصیل انقلاب اسلامی و شناخت از راه سالم اصیل اسلامی آینده روز به روز رو به افزایش است.</strong><span style="font-size: medium">(تکبرحاضرین ...) </span></span></span></span></p></span></span></span></span></span><p>&nbsp;</p><p style="text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="line-height: 150%; font-family: &#39;Arial&#39;, &#39;sans-serif&#39;; font-size: 12pt"><span style="color: #0000ff"><strong>این 30 میلیون با آن وجدان بیدار و آگاهش که دور از این اصطلاحات گلنمبه سلمبه، می تواند حقایق را بفهمد&nbsp;و بشناسد و راه انتخاب کند و به سرعت دارد انتخاب خود را نشان می دهد و من اینجا خدمت شماها و با صراحت عرض می کنم آنچه که ما در این جمع بندی به خصوص در رابطه با هفته های اخیر به دست آوردیم نشان می دهد <span style="font-size: medium">ای ملت عزیز ، ای روحانیت متعهد و مسئول، ای دانشجویان پیشتاز و پیشگام، ای فرهنگیان، ای دانش آموزان، ای تحصیلکردگان، ای پیشه وران، ای کارگران، ای کشاورزان، ای توده ارتش و شهربانی و ژاندارمری، ای پاسداران عزیز انقلاب، </span>دستهایتان را قرص نگه دارید، قوی دل باشید. توده مردم ما راه خود را به روشنی انتخاب کرده است. </strong><span style="font-size: medium">(تکبرحاضرین ...) </span><strong>بنده این دغدغه هایی را که این روزها هی این ور و آن ور و در این روزنامه و آن روزنامه منتشر می کنند و&nbsp;پچ پچ&nbsp;می کنند و&nbsp; توی بعضی از این تاکسی ها ، گویا&nbsp; حدود 20٠0&nbsp; تاکسی ضد انقلابی داریم که ملت ما باید این&nbsp;راننده های ضد انقلابی تاکسی را رسما&nbsp;&nbsp; شناسایی بکند و به مقامات قضایی معرفی کند. ما این دغدغه ها، این دلهره آفرینی ها را پاک غلط و نابجا و بر خلاف واقعیت موجود دریافته ایم.</strong><span style="font-size: medium">(تکبرحاضرین ...)&nbsp;</span><strong> دشمن ها بدانند ملت ما با همان انسجام و هماهنگی و قدرت در مقابلشان ایستاده و دوست ها بدانند ملت ما آنجورها که می گویند دچار دغدغه و سرگردانی و حیرانی نیست ولی یک مدتی دچار دغدغه و نگرانی و مقداری حیرانی و سرگردانی شده بود اما این ملت ، ملتی نیست که دراز مدت در این سرگردانی ها بماند. این ملت با آن هوش که خدا بهش داده با آن وجدان بیداری که اسلام به او داده و با آن تجربه ای که از این انقلاب بدست آورده به حمد الله زیاد طول نمی کشد که دوران سرگردانی و حیرتش خیلی زود با آن حس ششم انقلابیش راه اصیل انقلاب، خط اصیل انقلاب ، جهت اصیل انقلاب و آن راه و راهبران و آن رهمراهان را که برای پیروزی نهایی انقلاب لازم است می شناسد انتخاب می کند و حرکت می کند. <span style="font-size: medium">همچون به راستی حیرت و تزلزل و تردید بزرگترین آفت انقلاب است</span></strong><span style="font-size: medium">.(تکبرحاضرین ...) </span><strong>البته اینجا باید بگویم که این محصول، این میوه ، میوه ی تلاش های مداوم و روشنگری های کنجکاوانه و متعهدانه یک یک شما برادران و خواهران است....</strong></span></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022158</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 09 بهمنماه 1388 12:42:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حرامیان، حرامتان !</title>
         <description><![CDATA[<p dir="rtl" align="center">رهبر جهان اسلام در تحلیل عملکرد جبهه معارضان نظام اسلامی در طول سی سال انقلاب خاطرنشان کردند: <font style="background-color: #00ffff" color="#ff0000">&quot;در این جبهه همواره دو خطای فاحش وجود داشته است، نخست آنکه خود را بالاتر از مردم می دانستند و دوم آنکه به دشمنان ملت دل بسته بودند.&quot;</font></p><p dir="rtl" align="justify">&nbsp;طی روزهای اخیر، شاهد استراتژیهای دسته چندم آقایان هستیم که با بیان برخی مسائل بدنبال فرصتی برای <font color="#ff0000">اتخاذ استراتژی اصلی</font> خود در قبال ملت و رهبری نظام هستند! بسیار جالب و جای تامل است سخنان برادر محسن رضایی و رسانه ای شدن آن تا سخنوریهای کروبی و حامیانش !! بیان نمودن طرح آشتی ملی، حکمیت، لویی جرگه و یا افغانیزه کردن برای فرار از خطاهای بزرگ مرتکب شده، و به حاشیه راندن اذهان ملت و مسئولین با دست آویز کردن برخی اقدامات دولت نهم و دهم و ایجاد چند دستگی در میان ملت!! <font color="#990000">این همان فرصتی است که عوام و مسئولین را وادار به دلسوزی برای اشتباهاتشان کند و روکشی نرم برای روحیه و تفکر چدنی دیکتاتوری خود دست و پا کنند!</font> </p>در این بین راه رأفت نظام اسلامی و چشم پوشی <font color="#990000">و نه مسامحه مسئولین</font> برای گذشت از خطاهای غیرقابل جبران این افراد یک امر بیشتر نمی باشد: <font color="#ff0000">&quot;از ملت بزرگوار ایران و رهبر معظم انقلاب رسماً عذرخواهی کنند و به اشتباهات و تحمیل هزینه های سنگین خود به نظام و ملت اذعان داشته باشند&quot;</font> در غیر اینصورت مسامحه مسئولین با افراد و داخل بازی و استراتژی جدید این افراد قرار گرفتن؛<font color="#003300"> </font><font color="#006600">یعنی پایمال کردن خون تمامی شهیدان راه انقلاب، دفاع مقدس و شهدای نسل سوم. شهدایی که ...<font color="#000000">هدیه به آنان که شهیدان را&nbsp; نردبان ساختند و بالا رفتند، پا بر دوش آنها قدرت را در آغوش کشیدند، از آن آویزان شدند، </font><font color="#ff0000">آنگاه به نردبان پشت پا زدند و آن را شکستند ...</font></font><font color="#006600"> <p dir="rtl" align="justify">به جبهه ها، رشادتم/ به سالها اسارتم/ خنده صبح و شامتان/ <a name="OLE_LINK2"></a><a name="OLE_LINK1"></a><font color="#990000">حرامیان، حرامتان!</font><font color="#ff0000">&nbsp;اشک دو چشم رهبرم</font>/ خون چکیده از سرم/ شهد شده به کامتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان! </font>داس عدو به گردنم/ شخم عدو بر بدنم/ گندم بی همتتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان! </font>ماهی شط خون چه شد؟/ <font color="#006600">عشق چه شد؟</font>/ <font color="#006600">جنون چه شد؟</font>/ دور شده ز کامتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان! </font>عبد چه شد؟ خدا چه شد؟/ دیانت و رضا چه شد؟/ <font color="#ff0000">گسیخته لجامتان</font>/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!</font><font color="#000000">&nbsp;</font>هم نفس آه که شد؟/ یوسف صد چاه که شد؟/ پله و نردبانتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!<font color="#000000">&nbsp;</font></font>همسفران همنفس/&nbsp;پریده از کنج قفس/&nbsp;<font color="#ff0000">مرغ هوس به بامتان</font>/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!&nbsp;</font><font color="#ff0000">طبع شکم باره تان</font>/&nbsp;مرکب راه وارتان/ قرعه که زد به نامتان؟/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!</font><font color="#000000">&nbsp;</font><font color="#006600">جبهه به خون کشیده شد</font>/ حنجره بس دریده شد/ طراوت کلامتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!</font><font color="#000000">&nbsp;</font>راهی صد کمین که شد؟/ معبر روی مین که شد؟/ معبر زیر گامتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!&nbsp;</font>خانه ام افروخته شد/ بام به کف دوخته شد/ <font color="#ff0000">امنیت خانه تان</font>/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!</font><font color="#000000">&nbsp;</font>کشته صد پاره که شد؟/ به خصم دون چاره که شد؟/ دوامتان، دوامتان/ <font color="#990000">حرامیان، حرامتان!</font><font color="#000000">&nbsp;</font>برف من و بام شما/ درد من و دام شما/ وسعت بام و دامتان/ <font color="#993300">حرامیان، حرامتان! </font><font color="#006600">خنده به اشک مادرم</font>/ <font color="#006600">نمک به زخم همسرم</font>/ <font color="#ff0000">مادرتان، همسرتان</font>/ <font color="#ff0000">حرامیان، حرامتان!</font></p><p dir="rtl" align="left"><font color="#006600">ابوالفضل سپهر&nbsp;/ شادی روح شهدا صلوات !</font>&nbsp;</p><p align="justify"><font color="#006600">پ.ن:</font> کتابی از شعرهای ابوالفضل سپهر بنام دفتر سرخ به دستم رسیده، بسیار زیباست و شعرهایش را خیلی دوست دارم. این شعر رو مناسب احوال امروز دیدم... شعر رو چندباره بخونید، ضرر نداره ! &nbsp;</p></font>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022141</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 07 بهمنماه 1388 15:10:35 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نون و دلقک</title>
         <description>سلام دوستان
امروز می خوام یک کلیپ طنز سیاسی با عنوان نون و دلقک براتون قرار بدم. کلیپ تامل برانگیزیه. امیدوارم خوشتون بیاد.

این کلیپ ساخته وبلاگ فریب نیوزه.

دانلود با سه کیفیت با فرمت gp۳ هست.

کیفیت پایین 5 مگابایت

کیفیت متوسط 6 مگابایت

کیفیت بالا 13 مگابایت</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022137</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 07 بهمنماه 1388 02:53:09 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>9 دی : نیاز لحظه ها !!! / دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p><span style="color: #008080"><span style="font-size: small"><strong><span style="font-size: medium"><font size="3">راهپیمایی نهم دی، نیاز لحظه ها بود...</font></span></strong></span></span></p><p><span style="color: #008080"><span style="font-size: small"><strong><span style="font-size: medium">دوستانی که از سر محبت و عشق به نظام و رهبری اقدام به ثبت این روز به یاد ماندنی کرده اند به پاس و سپاس از این همت ، اراده و تعهد انقلابی این&nbsp;حرکت سایبری ، خود را موظف به نمایش و ارائه دوباره قطره ای از آنها دانستیم ... باشد که این قدم ناچیز هم در کنار فعالیت فرهنگی و انقلابی سایر دوستان مورد قبول حضرت حق ، شهدا و امام راحل واقع گردد...</span></strong></span></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022107</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 04 بهمنماه 1388 11:09:00 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دكتر اطاعت برو دكتر !!!</title>
         <description>-از قديم گفتن دروغ كه كنتور نميندازه همينجوري ببند ولي بازم يه ضرب المثل قديمي تر ميگه كم ببند هميشه ببند

آخه خيلي عرضه و رو ميخواد آدم جلوي اين همه ببينده تو تلويزيون زل بزنه بگه من جزء متحصنين نبودم!در حالي كه شخص بنده هم قيافه مضحك ايشون و هم اسم ايشون رو در اون سال ج‍زء متحصنين يادمه و الانم اسنادش رودارم(فكر كنم فهميده باشين دارم راجع به چه شخصيتي بزرگي حرف ميزنم؟)

2-بازم خيلي عرضه ميخواد تو دوربين زل بزني بگي من رد صلاحيت شدم بعد در حالي كه كانديدا شدي و راي نياوردي..آخه آدم نميگي همشهري هاي خودت ميبينند ضايع ميشي؟

3-نميگفت به كروبي ارادت داره هم معلوم ميشد از اطلاعات بالا! طرف ميگه مجلس هفتم بند 3 برنامه چهارم رو اجرا نكرده و خراب كرده زاكاني بهش ميگه خوب بند 3 چيه ميگه : يادم رفته!!!!

ملا نصرالدين كجايي؟

4-به رئيس جمهور تيكه ميندازه ميگه همه چيز دان بعد خودش از شير مرغ تا جون آدميزاد حرف ميزنه و تازه جوابم ميخواد!

7849.jpg


5-(من میتونم قسم بخورم که آقای خاتمی یکی از متدین ترین افراد تو اسلام و کشوره)

اين جمله رو بدون شرح ميذارم فقط اگه سئوالي بود يه بار  كليپ جك گفتن متدين تربن فرد تو اسلام وكشور راجع به حضرت  زهرا(س) رو ببينه

6- راستي ايشون منبع تورم رو هم كشف كرد : مجلس

پس از اين به بعد تا آخر دولت احمدي نژاد هيچ كي حق نداره به احمدي نژاد اعتراض كنه به خاطر تورم چون همش تقصير مجلسه!

7:يه گزارش از سعادت آباد به دستم رسيد:

(خبرها از گوشه و کنار ایران و جهان حاکی است مردم خیر قرص های نان سنگک مازاد بر مصرف خود را با پست سفارشی به مردم فقير (!) سعادت آباد فرستاده اند. همچنین اتحادیه نانوایان استان تهران اعلام کرده است حاضر به پخت نان مجانی برای مردم این منطقه است. از یک روستای جنوبی خبر میرسد پیرزنی روستایی در حالی که اشک امانش نمیداد 5 قرص نان سنگک را که تمام دارایی اش بود در بقچه ی عروسی اش پیچیده و برای فرستادن به سعادت آباد به اداره ی پست مراجعه کرده است. همچنین هلال احمر که اکنون درگیر هائیتی است ، گروهی را نیز به سعادت آباد فرستاده تا افراد نیازمند را شناسایی و برایشان نان سنگک تهیه کنند. در بازارچه ی خیریه ای که از طرف شهرداری تهران به همین منظور تهیه شده بود، صندوق های کمیته امداد گنجایش کمک های مردمی را نداشت و خبرنگار ما تصریح میکند که هر چند دقیقه یکبار مسئولین پول صندوق ها را خالی میکردند تا مردم در صف مانده بتوانند کمک های نقدی و بعضا غیر نقدی خود را به صندوق بیندازند.   شماره حساب 1010000000000 بانک پارسیان شعبه نیاوران به حساب شهرام ج .... آماده دریافت کمک های شما جهت خرید نان سنگک برای مردم محروم شمال تهران است.)

ودر‌ آخر اطاعت از كي اطاعت ميكني؟ از ه..... يا آمريكا يا اسرائيل يا فردي ديگه يا پول يا ......

تو كه 9 دي بين مردم نبودي بيخود ميكني مياي اينجا ميگي مردم خسته شدن ميخوان اعتراض كنن شما يه راه اعتراض نشون ما بدين؟؟!

به قول زاكاني مشكل همينجاست!!!

پي نوشت1:در اين چند روزه شاهدم كه دو طرف نسبت به صفحه اول نشريه همت اعتراضات شديدي ميكنند و ....

من كه اشكالي توش نديدم يك نفر از اونايي كه عكسشون اونجا هست مصداق ((ياران هاشمي)) نيستند بگيد تا بهتون بگم(البته اي كاش عكس آقاي جوادي رو نميزد چون به هر حال ايشون عالم و بزرگوار هستن)

اضافه شد: اين خبر را ببنيد: اظهار نظر مقام عالی رتبه نظام پس از توقیف نشریه &quot;همت&quot;

اگر خبر بالا راست باشد  به نظر من احتمالا به خاطر همون آقاي جوادي است

پي نوشت 2: صدا وسيما بدونه اگر ميخواد اين افراد افراطي و معاند مثل اطاعت رو بياره ، اشكالي نداره بياره ولي اگر از اون دهنشون تو اون برنامه توهين به آقا بكنند اونوقت حزب اللهي ها ميدانند و صدا سيما و اون هتاك....اين يك هشدار بود

تقصير خودتان است ملت را عصباني ميكنيد بعد كه كاري ميكنند براي دفاع از ولايت برچسب خودسر و هزار كوفت و زهر مار ديگه بهش ميچسبونيد

پي نوشت 3: 4 تا امتحان دارم تو اين هفته دعا كنيد قبول شم</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022092</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 02 بهمنماه 1388 15:32:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دشمن ترین آفریده ها...</title>
         <description><![CDATA[<div id="postbody"><p dir="rtl"><strong>دشمن ترین آفریده ها نزد خدا دو نفرنند: </strong></p><p dir="rtl">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مردی که خدا او را به حال خود گذاشته ،واز را مستقیم دور افتاده است؛دل او شیفته بدعت است و مردم را گمراه کرده ،به فتنه انگیزی می کشاندوراه رستگاری گذشتگان را گم کرده وطرفداران خود وآیندگان را گمراه ساخته است .بار گناه دیگران را بر دوش کشیده وگرفتار زشتی ها ی خود نیز می باشد. </p><p dir="rtl">2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مردی که مجهولاتی به هم بافته ،ودر میان انسان های نادان امت ،جایگاهی پیدا کرده است؛در تاریکی های فتنه فرو رفته ،و از مشاهده صلح وصفاکور است.آدم نما ها او را عالم نامیدند که نیست،چیزی را بسیار جمع آوری می کند که اندک آن به از بسیار است،تا آنکه از آب گندیده سیراب شود،ودانش واطلاعات بیهوده فراهم آورد. </p><p dir="rtl">ترجمه خطبه 17 نهج البلاغه</p><p dir="rtl">&nbsp;</p><p dir="rtl">&nbsp;</p><p dir="rtl">&nbsp;</p></div><div id="postdesc"><a href="http://www.pw-arzeshi.com/mt/post-30.aspx">+</a>&nbsp;نوشته شده در &nbsp;جمعه دوم بهمن 1388ساعت&nbsp;12:10&nbsp; توسط&nbsp;شیرین&nbsp; |&nbsp; <span><a href="javascript:void(0)" onclick="javascript:window.open('comments/?blogid=shki&postid=30&timezone=12642','blogfa_comments','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px')">نظر بدهید </a></span></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022086</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 02 بهمنماه 1388 13:10:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سال 88 سال غربال شدن...</title>
         <description><![CDATA[<p dir="rtl">سال 88 سال آزمون الهی ،سال غربال شدن خواص ،عجب آزمونی! </p><p dir="rtl">حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام)در خطبه 16 نهج البلاغه می فرماید:سوگند به خدایی که پیامبر (صلوات الله علیه واله وسلم) را به حق مبعوث کرد،سخت آزمایش می شوید،چون دانه ای که درغربال ریزندیا غذایی که در دیگ گذارند!به هم خواهید ریخت،زیرورو خواهید شد، تا اینکه پایین به بالا وبالا به پایین رود؛آنان که سابقه ای در اسلام داشتند،وتا کنون منزوی بودند،برسرکارمی آیند ،وآنها که به ناحق،پیشی گرفتند،عقب زده خواهند شد.</p><p dir="rtl">برخی از خواص که مدت 30 سال درکلاس درس انقلاب حاضر بودند وخود را شاگرد اول کلاس می دانستند مردود شدندو نتوانستند از پس این آزمون بر بیایند، در صورتی که اگریک بارتاریخ اسلام را کامل مرور می کردند قطعا گزینه درست را تشخیص می دادند ومردود نمی شدند! </p><p dir="rtl">فکرمی کنم آنها که بازنده شدند حتی یک دورکامل قران کریم ونهج البلاغه رابا تاویل مطالعه نکردند ،فقط به بخشی ازآیات وسخنان حضرت علی (علیه السلام)اکتفا کردندوبه بقیه کلام خداوند متعال وحضرت علی (علیه السلام) بی توجهی نمودند.قرآن درباره این افراد می فرماید:...افتومنون ببعض الکتاب وتکفرون ببعض..... سوره بقره آیه 85 آیا به بعضی دستورات کتاب آسمانی ایمان می آوریدو به بعضی دیگر کافرمی شوید؟... (چون علامت ایمان عمل است اگر کسی به دستورات دین عمل نکند ایمان ندارد.)</p><p dir="rtl">این آیه نسبت به خطر التقاط ،هشدار می دهدکه چگونه بخشی از دین را می پذیرندوقسمت دیگر آن را رها می کنند(درواقع آن بخشی که به نفعشان باشد را می پذیرند وبخش دیگرکه به سودشان نباشد رها می کنند)، به احکام فردی عمل می کنند ولی نسبت به مسائل اجتماعی بی تفاوتند ،شرایط واحکام نماز وروزه را مراعات می کنندولی در شرایط ووظایف حاکم وحکومت ،متعهد نیستند....</p><p dir="rtl">شما اگر می خواهید درآینده پیروز آزمون الهی باشید بروید سراغ &nbsp;تاریخ وسیره پیامبراعظم(صلوات الله علیه واله وسلم)و ازاو پیروی نمائید. </p><p dir="rtl">&nbsp;</p><div id="postdesc"><a href="http://www.pw-arzeshi.com/mt/post-29.aspx">+</a>&nbsp;نوشته شده در &nbsp;جمعه دوم بهمن 1388ساعت&nbsp;11:55&nbsp; توسط&nbsp;شیرین&nbsp; |&nbsp; <span><a href="javascript:void(0)" onclick="javascript:window.open('comments/?blogid=shki&postid=29&timezone=12642','blogfa_comments','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px')">نظر بدهید </a></span></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022085</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 02 بهمنماه 1388 12:57:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>رژيم صهيونيستي با باز كردن دريچه سد در غزه سيل جاري كرد</title>
         <description>مديركل اداره آب و فاضلاب مناطق ساحلي نوار غزه در پي جاري شدن سيل در اين منطقه از جامعه بين‌الملل خواست تا با اعمال فشار بر اسرائيل زمينه را براي وارد كردن مواد و تجهيزات مورد نياز مردم غزه فراهم سازد. 
بر اساس اين گزارش، عصر ديروز پس از بارش شديد باران در نوار غزه، اشغالگران اقدام به بازكردن دريچه‌هاي سد &quot;الوادي &quot; در منطقه كردند كه اين امر موجب تخريب تعداد زيادي از منازل فلسطيني‌ها و زمين‌ها‌ي كشاورزي در &quot;جحر الديك &quot;، &quot;وادي غزه &quot; و &quot;المغرافه &quot; واقع در بخش مركزي نوار غزه شد. 
به گفته مردم سيل زده، اشغالگران با وجود اطلاع از وضعيت جغرافيايي منطقه و احتمال جاري شدن سيل پيش از بازكردن دريچه‌هاي تخليه آب پشت سد هيچ هشدار يا اطلاعي به مردم منطقه و مقامات فلسطيني ندادند. 
به دنبال اين اقدام رژيم صهيونيستي، روستاي &quot;جهر الديك &quot; در جنوب شرق غزه و اردوگاه آوارگان &quot;نصيرات &quot; در شرق شهر غزه نيز زير آب رفت. 
جنبش حماس با محكوم كردن اين اقدام رژيم صهيونيستي از همه گروهها براي كمك به مردم غزه كمك خواسته است. 
از سوي ديگر &quot;محمد الآغا &quot; وزير كشاورزي دولت منتخب فلسطين در گفت‌وگو با الجزيره گفت: بر اساس ارزيابي‌هاي صورت گرفته اوليه 2هزار و 350 دونم از زمين‌هاي كشاورزي زير آب رفته‌اند و علاوه بر آن بيش از 1 ميليون دلار خسارت وارد شده است. 
وي با اشاره به بارش شديد باران در نوار غزه گفت اشغالگران كه بيش از 15 سال است سد &quot;الوادي &quot; را باز نكرده‌اند، اقدام به بازكردن دريچه‌هاي اين سد كردند. 
وزير كشاورزي دولت منتخب فلسطين گفت اشغالگران دو جنايت بزرگ را در اين رابطه مرتكب شده‌اند يكي سدسازي در دهانه &quot;وادي غزه &quot; و ديگري بازكردن دريچه‌هاي سدي بدون اطلاع قبلي به ساكنان اين منطقه. 
بر اساس اين گزارش، رژيم صهيونيستي طي سال‌هاي متمادي آبهاي زير زميني سرقت شده از نوار غزه را در سدهاي متعددي كه در اين منطقه ساخته، ذخيره كرده‌ است. </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022075</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 30 دیماه 1388 22:31:07 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>استيصال استراتژيك</title>
         <description>شايد بتوان يكي از اصلي ترين محورهاي عمليات رواني دشمنان داخلي و خارجي را در جريان فتنه هاي پس از انتخابات «ادعاي نقض قانون اساسي در راستاي جلوگيري از اعطاي مجوز براي برگزاري تجمعات مردمي» قلمداد كرد. ادعايي كه طي هفت ماهه اخير، بارها در حاشيه و متن روزنامه ها و سايتهاي اينترنتي منتسب به عوامل فتنه منتشر شده است. و در اين باره اشاره به نكاتي ضروري به نظر مي رسد؛</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022064</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 29 دیماه 1388 22:17:30 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از خطاهاي تاكتيكي تا تجديدنظرهاي استراتژيك</title>
         <description>اين كه «پي آمد» برخي مواضع و اقدامات به نفع آمريكا و اسرائيل تمام شود، با آمريكايي و انگليسي بودن به معناي دقيق و در كاربردهاي خاص آن، تفاوت دارد. حتي «خوش بيني» نسبت به غرب و يا «گرايش» به سوي آن هم با آنچه مردم از اتصاف آمريكايي يا انگليسي بودن فلان رجل سياسي مي فهمند به كلي متفاوت است يا لااقل، منظور اصلي مدعي را به خوبي افاده نمي كند. پس بهتر است از اصطلاحات مناسب تري كه قادر است اين انواع قرين را از يكديگر متمايز سازد، استفاده شود و يا همان را كه قصد شده در عبارات كامل و رساتري بيان كرد تا از بروز سوء تفاهمات در اين باب كاسته شود.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022058</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 29 دیماه 1388 10:13:53 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پرده برداری از آخرین پروژه سران فتنه</title>
         <description>چه کسی باور می کرد؟ پس از 7 ماه از زمانی که فتنه انتخابات دهم در ایران آغاز شده اکنون سران فتنه، کسانی که تا توان داشتند و مقدورشان بود از وارد آوردن هیچ خسارتی به نظام و انقلاب فروگذار نکردند، کسانی که خود را رهبران انقلاب آینده ایران می خواندند، آنها که به نظام دروغ بستند و چون در اثبات دروغ خود درماندند و با به خیابان کشاندن عده ای از مردم جان و مال آنها را سپر بلای خود ساختند، کسانی که دشمنان خونی این ملک در این ماه ها حتی یک روز از ابراز ارادت به آنها و اعلام پشتیبانی از آنها غافل نشده اند، آری همین ها، اکنون به دنبال راهی آبرومندانه برای فرار می گردند. چه کسی باور می کرد؟ چه کسی باور می کردآخر و عاقبت کسانی که سرویس های اطلاعاتی غربی به آنها دل خوش کردند و همه سرمایه رسانه ای و تروریستی خود را به پای آنها ریختند، چنین باشد؟

در هفته های گذشته، زیر پوسته آشکار جامعه سیاسی در ایران، بازی هایی شکل گرفته که هدف همه آنها -به رغم تنوعی که دارند و زبان های مختلفی که به کار می برند- یک چیز بیشتر نیست و آن هم این است که جریان فتنه و خصوصا سران آن را به اصطلاح «قسر» در ببرند. تا امروز، فقط بخش اندکی از این پروژه علنی شده و بخش های بسیار مهم و بزرگتر آن به دلیل اختلالی که در گام اول پروژه رخ داد، معطل مانده است.

خلاصه داستان این است که سران جریان فتنه اکنون دریافته اند، روند فعلی به 4 دلیل دیگر قابل ادامه دادن نیست و باید هرچه زودتر راهی برای خروج از آن بیابند. 1- مطابق اطلاعات موجود سران فتنه احساس می کنند سرمایه اجتماعی آنها به طور کامل از دست رفته و توده مردم دیگر هیچ احساسی به آنها از خود نشان نمی دهند. آنچه در سبد این جریان باقی مانده فقط مشتی ضد انقلاب است که هم مردم از آنها متنفرند و هم نظام به آسانی توان برخورد با آنها را دارد. این موضوعی است که در روز عاشورا به آشکارترین وجه ممکن خود را نشان داد. 2- سران فتنه دریافته اند که نظام هزینه رفتار ضد انقلاب را از آنها مطالبه خواهد کرد چرا که -به درستی- عقیده دارد زمینه و بستر تحرکات ضد انقلابی توسط این افراد مهیا شده و همین حالا هم با آنها پیوند دارند. 3- سران فتنه این نکته را دریافته اند که آرزوهای آنها در مورد امتیازگیری از نظام توهماتی بیش نبوده و نظام آنقدر قدرتمند هست که بدون دادن کوچکترین باجی به آنها فتنه را کنترل کند. در نتیجه هیچ دورنمای روشنی برای تداوم وضع فعلی نمی بینند. بر این مبنا اگر وضع فعلی ادامه پیدا کند تنها حاصل آن این خواهد بود که با پرونده هایی سنگین تر و در شرایطی بسیار بدتر مجبور می شوند کوتاه بیایند و عقب بنشینند. 4- و دلیل آخر این است که مطابق برخی قرائن موجود برخی از محافل مرتبط با فتنه گران احساس می کنند با تداوم شرایط امنیتی حتی اگر با آنها برخورد نشود مجال هرگونه فعالیت سیاسی در آینده از آنها ستانده خواهد شد به همین دلیل تصمیم گرفته اند برای متوقف نماندن پروژه های سیاسی شان که فعلا بر انتخابات شوراها متمرکز است، هر طور شده از وضع فعلی خارج شوند.

نکته مهم اما اینجاست که این خروج چگونه باید صورت بگیرد. یک راه - و تنها راه مورد پذیرش نظام- این است که تهمت هایی را که به نظام زده اند پس بگیرند، برای جبران این همه خسارت که در ماه های گذشته به کشور تحمیل کرده اند گام های عملی بردارند، با دشمنان اسلام و انقلاب بدون کوچکترین ابهامی مرزبندی کنند و مخصوصا، مجازات ناشی از جرائمی را که مرتکب شده اند تحمل کنند و آن وقت به آغوش نظام بازگردند. آنطور که از قرائن می توان فهمید فتنه گران نمی خواهند در شرایط فعلی باقی بمانند ولی حاضر به پذیرش این شرایط هم نیستند. دقیقا به همین دلیل است که سران فتنه در چند هفته گذشته چشم امید خود را به پروژه ای دوخته اند که هدف آن بیرون کشیدن آنها از مهلکه فعلی بدون هزینه یا با حداقل هزینه ممکن است.

قضیه ظاهرا از این قرار است که بنا بوده پروژه با بیانیه شماره 17 موسوی کلید بخورد. در گام اول موسوی در آن بیانیه ضمن خداجو خواندن اهانت کنندگان به سید الشهدا در روز عاشورا، مطابق یک برنامه از پیش طراحی شده فتیله بحث وقوع تقلب در انتخابات را -یعنی همان ادعایی که آتش فتنه را با تمسک به آن برافروختند- اندکی پایین کشید. گام دوم بلافاصله بعد از آن و زمانی برداشته شد که دو حزب غیر قانونی و عملا منحل شده مشارکت و سازمان مجاهدین در بیانیه های جداگانه مسئله تقلب را فرعی و نقد دولت را اصلی ترین دغدغه خود خواندند. گام سوم را هم آقای رضایی - البته و احتمالا بی آن که بداند- برداشت که در نامه ای سرگشاده به رهبری مقصود اصلی از کل پروژه را آشکار کرد و تلویحا از رهبری خواست حالا که موسوی عقب نشینی کرده (؟!) ایشان هم کوتاه بیاید و کل قصه به خیر و خوشی جمع شود انگار نه انگار که این جماعت در 7 ماه گذشته دست در دست دشمن چه بلایی بر سر این کشور آورده اند. برخی اطلاعات موجود نشان می دهد پروژه گام های دیگری هم داشته اما برخورد تند جامعه انقلابی و اصولگرا پروژه را در همین مرحله متوقف کرده و گام های بعدی آن را به حال تعلیق درآورده است.

اصل این داستان نه عجیب است نه جدید. مدت هاست کسانی که در روزهای اوج فتنه هر چه در توان داشتند علیه انقلاب، نظام و مردم بسیج کردند، با فهم اینکه کاری از پیش نمی توانند برد علم آشتی بلند کرده اند. استشهاد رهبر بزرگوار و حکیم انقلاب اسلامی به ماجرای جنگ صفین که نکته اصلی در آن -برخلاف جنگ های جمل و نهروان- کید و مکر دشمن برای ایجاد اختلاف درون جبهه انقلاب، دو دسته کردن آن و ایجاد فشار به ولی امر از این طریق است، نکته ای است که باید برای همه آنها که چشم به کانون نورانی ولایت دوخته اند روشنگر باشد. دشمن ناکام و رنجور، اکنون که خود را در آستانه اضمحلال می بیند علم آشتی و حکمیت بلند کرده است تا کسانی در داخل جبهه خودی به طمع بیفتند و تیرهای طعن و حمله خود را به جای دشمن به جانب نظام نشانه بروند و عجبا که چنین کسانی چه آسان پیدا می شوند و فریب می خورند؛ و تاریخ -همان که همیشه خوانده ایم و از سفاهت بازیگران بدعاقبت آن متحیر شده ایم- چه راحت تکرار می شود.

نکته بسیار مهم اما این است که به منطق نهفته در پس این قصه هم نظری بیفکنیم و الا درک اینکه چگونه این فاز آخر فتنه در حال قربانی گرفتن است، آسان نخواهد بود. اگر به ادبیات منادیان آشتی و وحدت در این روزها نظری بیفکنیم واضح ترین نکته این است که تلاش می کنند مخالفان خود را -که در واقع شامل قریب به اتفاق امت انقلابی ایران است- افراطی بخوانند و خود را نماد وحدت و اعتدال جابزنند. بعد هم می گویند «هر دو طرف» باید دست از افراطی گری بردارند چرا که دشمن در حال سوء استفاده از وضعیت داخلی است. چند سوال ساده پیش روی این تحلیل نبوغ آمیز (!) وجود دارد: 1- چگونه است که اصحاب حکمیت آن روز که آبرو و ناموس کشور در آتش فتنه می سوخت، فکر نقد دروغگویی و افراطی گری، و نمایش اعتدال نیفتادند و بلکه با همراهی و همرایی با فتنه گران و حمایت آشکار و نهان از آنها بر آتش فتنه نفت ریختند، اما حالا که نظام اقتدار و اصالت خود را نشان داده، مردم فتنه گران را تنها گذاشته اند و تنها مطالبه جدی آنها این است که فاعلان جرم و جنایت به سزای اعمالشان برسند، یکباره آقایان دستجمعی طرفدار اعتدال و میانه روی شده اند و کسانی را که فقط خواستار بی پاسخ نماندن این همه فتنه گری هستند، افراطی می خوانند؟! آیا ما حق نداریم فکر کنیم که قصه دلسوزی به حال کشور نیست و فقط کسانی دوره افتاده اند تا فتنه گران را از مخمصه نجات بدهند و برای استفاده های بعدی در پروژه های آینده خود حفظ کنند؟ 2- راه صحیح مبارزه با فتنه و جلوگیری از تکرار آن در آینده چیست؟ واقعا اگر نظام اکنون در حالی که فتنه گران حتی دروغ های شاخدار خود علیه نظام را هم صراحتا پس نگرفته اند، نرمش ها و پیغام های دروغین و بی ارزش آنها را جدی بگیرد و آنها را بدون مجازات به حال خود رها کند، دشمنان این کشور با خود چه فکر خواهند کرد؟ آن وقت، آیا حق ندارند با خود فکر کنند که هزینه آتش افروزی در این مملکت چقدر پایین است و کسانی می توانند 7 ماه تمام از انواع و اقسام توطئه هر چه در آستین دارند اجرا کنند و آخر کار هم بی آنکه هیچ هزینه ای پرداخته باشند و فقط با مختصری ادا و اطوار همه چیز تمام شود و شتر دیدی ندیدی! در این صورت، دشمن کمین کرده آیا جز به این نتیجه خواهد رسید که نظام قادر به دفاع از خود و مردمش نیست و به این ترتیب آیا جز زمینه سازی فتنه انگیزی ها و توطئه های بیشتر، چیز دیگری حاصل خواهد شد؟ 3- و سوال آخر این است که خوب است آقایان اهل حکمیت بگویند به نظر آنها ما در چه دورانی زندگی می کنیم؟ آیا الان دوران حسینقلی خان است که در آن شعبان بی مخ ها می ریختند و می شکستند و می سوختند، و بعد هم حساب و کتابی که نبود، آخر کار در بهترین حالت چند ریش سفید ماله به دست دور هم می نشستند و ظرف چند ساعت همه چیز صاف و پاک می شد چنان که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. آیا پذیرش حکمی به نام قانون به این معنا نیست که دوران ریش سفیدی و ماله کشی های آنچنانی گذشته است و کسی اگر جرمی مرتکب شد باید تا انتها پای کار مجازات او ایستاد بویژه اگر حق میلیون ها نفر را پایمال نموده، به خون هزاران شهید خیانت کرده و با مقدس ترین نظام عالم عناد ورزیده باشد؟

این نظام مظلوم، به حساب خود خوب رسیده است. وقت آن است و مردم امید دارند که به حساب خائنان برسد.

سرمقاله روزنامه کیهان در روز سه شنبه 22 دی 1388

 </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022053</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 29 دیماه 1388 00:08:12 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ماستمالیزیشن در لوای شارلاتانیسم !</title>
         <description><![CDATA[<div class="postbody"><p dir="rtl" align="justify">بعد از حماسه باشکوه 9 دی و سخنرانی مقام معظم رهبری، موضع گیریهای از سر جبر برخی افراد اصلاحات و نیمه اصلاحات؛ حکایت از شروع فاز جدیدی در رویکرد آقایان می دهد تا اندک وجهه و اجازه حیات خود را در نزد ملت ایران داشته باشند.</p><p dir="rtl" align="justify">فراموش کردن اصل قضیه توسط افرادی که داعیه دار امر تقلب بودند با عبور از امر مذکور و روی آوردن به حرفهای نامربوط و یاوه در جهت انحراف فکری مردم، و همچنین حضور در برنامه ای بمانند &quot;رو به فردا&quot; <font color="#990000">برای بیان آنچه که ادعای نداشتن تریبون میکردند،</font> نشان داد در طراحی جدید اتاق فکر اصلاحات؛ <font color="#ff0000">فاز جدیدی با رویکرد انحراف فکری اذهان به سمت حاشیه ها، طراحی شده است.</font></p><p dir="rtl" align="justify">اینگونه است که مهره های حضور یافته جهت <font color="#006600">پاسخگویی به ابهام ملت نسبت به توهین صورت گرفته به جمهوریت و اسلامیت نظام؛</font> <font color="#ff0000"><font color="#990000">با تغییر رویکرد</font> یا مشکل را از دو طرف می بینند و یا به قول آن سومی، همه مشکلات را در اقتصاد مملکت می داند!!</font> و کسی پاسخگوی جریان فتنه با بهانه تقلب نیست...</p><p dir="rtl" align="justify">و حال که ماهیت برخی از افراد بر اساس اسناد افشاء شده، <font color="#ff0000">با بی منطقی و شارلاتانیسم، حقایق افشاء شده را به ضرر نظام میخوانند و اقدامات خود را در تقویت نظام!!</font> و به راحتی از ادعای اصلی خود که تقلب در انتخابات می باشد، گذر کرده اند و سعی در موجه نمودن اغتشاشات با به حاشیه راندن اذهان، دارند. از طرفی همسو شدن با دشمنان نظام را قبول ندارند و از طرفی دیگر حاضر به رد حمایت بیگانگان نیستند. اگر هلهله کنندگان عاشورا، خداجو هستند، قطعاً برادر اوباما و خواهر هیلاری از علما تشریف دارند.</p><p dir="rtl" align="justify">در هر صورت، روشنگری و بیان حقیقت این خط فکری و افراد داعیه دار آن بر همگان واجب است و نباید در برابر رویکرد جدیدشان<font color="#990000"> (که شبهه حق نمایی است در لفافه مصلحت خواهی!)</font> کوتاه آمد.</p><p dir="rtl" align="justify">بقول حجت الاسلام پناهیان: قیام امام حسین(ع) نقطه ایست که جریان مصلحت به حقیقت، به نقطه ی نهایی خود می رسد و امام حسین در شرایطی قرار می گیرد که به حقیقت عمل می کند. در به سمت حقیقت رفتن چه اتفاقی می افتد؟ ریزش ها و رویش هایی رخ می دهد؛ <font color="#990000">اگر من و تو ساکت نمانیم، این رویش ها بر ریزش ها غلبه خواهد کرد...</font></p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022041</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 28 دیماه 1388 16:00:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کاریکاتور  : مردم را تحت فشار بگذاربد </title>
         <description></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022035</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 28 دیماه 1388 11:43:31 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> مدیران محترم اداره آب و فاضلاب و اداره گاز شهرستان ارومیه :</title>
         <description><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="font-size: small"><span style="color: #000000"><span style="background-color: #ffffff"><span style="font-size: medium"><span style="color: #ff0000"><span style="background-color: #ffffff">دولت موظف است در جهت خیر خواهی و خدمت به مردم و بر داشتن موانع از برابر مردم و کار خستگی نا پذیر حرکت کند .&nbsp;&nbsp;&nbsp; ( رئیس جمهور خدمتگزار ایران اسلامی )</span></span></span></span></span></span></p><p dir="rtl"><span style="font-size: small"><span style="color: #000000"><span style="background-color: #ffffff"><span style="font-size: medium"><span style="color: #ff0000"><span style="background-color: #ffffff"><strong><font size="2" color="#000000">هر لحظه ماشینی که به این چاله و چوله های شما می افتد مردم مضاعف از عملکرد دولت نا راضی می شود و بدانید مسبب این نا رضایتی شما مدیران هستید . مگر پیمانکاری که وسایل و تجهیزات,و ماشین آلات &nbsp;لازم را برای کار خود نداشته باشد پیمان را به او می سپارند . خدای ناکرده گاهی آدم شک ....</font></strong></span></span></span></span></span></span></p><p style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: small"><strong><span style="color: #000000"><span style="background-color: #ffffff"></span></span></strong></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022033</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 28 دیماه 1388 11:14:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سید حسن نصرالله : صهيونيست ها حمله كنند چهره منطقه را تغيير مي دهيم</title>
         <description>دبيركل حزب الله لبنان تأكيد كرد، در صورت هر رويارويي با رژيم صهيونيستي در آينده يك پيروزي تاريخي بزرگ را رقم خواهد زد و چهره منطقه را تغيير خواهد داد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران به نقل از شبكه خبري المنار سيدحسن نصرالله در سخناني تلويزيوني كه در همايش عربي- بين المللي حمايت از مقاومت در بيروت پخش شد، اظهار داشت: لبنان به واسطه همبستگي ارتش، ملت و مقاومت قدرتمند شده است.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/#022022</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 27 دیماه 1388 22:20:50 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>